کاهش سن ازدواج با رویکرد تجویزی دولت

طی یکسال اخیر با روی کارآمدن دولت سیزدهم، مساله ازدواج و فرزندآوری با جدیت بیشتری پیگیری می شود؛ طبق این رویکرد وزارتخانه ها، سازمان های مختلف دولتی موظف به حمایت از برنامه های افزایش جمعیت هستند.

کتاب درسی پایه دوازدهم مدارس دخترانه با عنوان «مدیریت خانواده و سبک زندگی» به جای ترویج سبک زندگی باکیفیت که کودک‌همسری را ترویج می‌کند،یکی از همان برنامه هاست.

به گزارش سیناپرس، وزارت آموزش و پرورش از جمله وزارتخانه هایی است که باید طبق این رویکرد جدید، فرهنگ ازدواج، خانواده و فرزند آوری را ترویج دهد. وزارت آموزش و پرورش برای اجرای این رویکرد چند برنامه در دستور کار خود قرار داده است. یکی از برنامه های او ممانعت نکردن از تدریس دختران متاهل در مدارس روزانه است.

پیش از این، طبق ماده 53 مجموعه مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش، دختران متاهل حق تدریس در مدارس روزانه را نداشتند، اما این قانون حذف شد و اکنون طبق گفته مشاور وزیر آموزش و پرورش در امور زنان، دانش آموزان متاهل طبق ماده 69 می توانند با رعایت شئونات دانش آموزی و اصول اخلاقی و تربیتی مانند سایر دانش آموزان در مدارس روزانه ثبت نام کنند و به تحصیل ادامه دهند. بر اساس این قانون دیگر هیچ مدرسه دولتی و غیرانتفاعی حق ندارد که این دانش آموزان را از ادامه تحصیل در نوبت روزانه مدارس بازدارند.

متاسفانه هیچ کدام از مسوولان آموزش و پرورش توجهی به آسیب های حذف این قانون ندارند. به گفته برخی از جامعه ‌شناسان و فعالان حقوق کودک، این قانون در راستای ترویج و عادی ‌سازی کودک همسری است و بیم آن می رود اجرای این برنامه بیش از آنکه افراد بالغ را به ازدواج و فرزندآوری ترغیب کند، به کودک همسری، تولد نوزاد ناسالم( حذف غربالگری) و ازدواج ناموفق منجر شود.

از سوی دیگر وزارت آموزش و پرورش در رویکرد جدید خود، در محتوای کتاب «مدیریت خانواده و سبک زندگی» دختران پایه دوازدهم به جای ترویج سبک زندگی بهتر برای دختران نوجوان 17 ساله بیشتر روی مساله ازدواج دختران تمرکز کرده است؛ به باور جامعه شناسان و منتقدان کتاب های درسی، آموزش و پرورش با مطرح کردن این موضوعات در محتوای کتاب های درسی بیشتر مساله “کودک همسری” را ترویج می دهد.

در حال حاضر طبق اعلام کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل، منظور از کودک هر انسان دارای کمتر از ۱۸ سال سن است اما متاسفانه آموزش و پرورش در محتوای این کتاب درسی ضمن اشاره به آمار ازدواج نکردن زنان بیش از 10 سال، عنوان کرده که ازدواج شرایط سنی ندارد و همیشه برای تحصیل وقت هست اما برای ازدواج نه!

 به نظر می رسد محتوای این کتاب درسی به جای آموزش سبک زندگی و راه و روش درست زندگی کردن بیشتر به مساله کودک همسری پرداخته است؛ مساله ای که می تواند تبعات و آسیب های اجتماعی زیادی به همراه داشته باشد زیرا کودکان در سنین کم قادر به تشخیص درست نیستند. چنین ضعفی باعث می شود کودک با انتخابی نادرست آینده خود را تباه کند یا تصمیم گیری دیگران در زندگی آنها دخیل باشد.

دکتر بهروز مرادی، جامعه شناس در این خصوص به سیناپرس گفت: یکی از وظایف اصلی آموزش و پرورش، آماده سازی کودکان به سن تشخیص است. آموزش و پرورش باید به کودکان قدرت تشخیص بدهد و کمک کند تا آنها تشخیص های خوب، تصمیم های درست و صحیح برای زندگی شان بگیرند.

وی افزود: طبق آموزه های آموزش و پرورش باید کودکان بدانند که برخی از تصمیم های زندگی بسیار ارزشمند و مهم است و بعضی از تصمیم ها نیز قابل جبران نیستند. به عنوان مثال ما هنگامی که جنسی را می خریم پس از چند روز قادر به تعویض آن هستیم. حتی اگر این تصمیم اشتباه قابل جبران نباشد اما ضرر و زیان زیادی متوجه ما نمی شود در حالی که برخی تصمیم های زندگی مان اصلا قابل جبران نیست و باید بهای سنگینی بابت آن خطا بپردازیم. مقوله ازدواج یکی از آنهاست.

 وی اظهارداشت: زمانی که فرد تصمیم اشتباهی در زندگی اش می گیرد، آسیب های غیر قابل جبران آن ازدواج تا آخر عمر متوجه اش خواهد بود. اگر یک کودک در سن کم ازدواج کند یا دیگران برای ازدواج او تصمیم بگیرند، این تصمیم نادرست می تواند ابعاد مختلف زندگی او را تحت شعاع قرار دهد. به بیانی دیگر زندگی و عمر یک کودک تباه می شود.

وی یادآورشد: در فرهنگ اسلامی، تباه شدن مساوی با فساد است. اگر کودک همسری توسط بزرگترها صورت بگیرد به گونه ای که عمر یک کودک ضایع و تباه شود، ما نسبت به او فساد کرده ایم،بنابراین آموزش و پرورش وظیفه دارد به کودکان کمک کند تا آنها به قدرت تشخیص برسند و آنچنان به دانش و آگاهی تسلط پیدا کنند که بتوانند برای زندگی خودشان تصمیم بگیرند.

مرادی خاطرنشان کرد: هرکس مسوول اعمال خودش است بدین معنا که کسی نمی تواند برای کس دیگری ولو برای فرزند یا دختر خودش تصمیمی بگیرد و او را روانه خانه شوهر کند. همه ارگان ها، سازمان ها و نهادهایی ذی ربط نیز باید در این امر به آموزش و پرورش کمک کنند تا دانش آموزان به این آگاهی لازم، دانش کافی و شناخت زیربنایی مناسب دست پیدا کنند تا بتوانند تصمیم های مهمی در زندگی شان بگیرند نه اینکه مغزشان شست و شو پیدا کند که بدون دخالت آنها دیگران می توانند سرنوشت آنها را رقم بزنند.

به گزارش سیناپرس، صرفنظر از سایر دیدگاه های بحث برانگیزی که در این کتاب و امثال این نوع آموزش ها گردآوری شده، پرسش جدی که مطرح می شود این است که آیا تهیه کنندگان این کتاب واقعا باور دارند که ۱۰ سال سن کافی برای ازدواج است؟به‌هر روی این هم یک نوع نگاه است که ممکن است طرفداران و هم‌اندیشان خود را داشته باشد، اما مسلم است که بخش مهمی از جامعه ایران با این نگرش همراه نیست،بنابراین امیدواریم آموزش‌ و پرورش هرچه زودتر از میان در‌های بسته و حصاری که به دور خود کشیده است خارج شود و با افراد جامعه و مردم واقعی درارتباط باشد چراکه با این روند از اهدافی هم که در ذهن دارند هر روز دورتر و دورتر می‌شوند.

گزارش: فرزانه صدقی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا