فرش حسنآباد؛ از مهریه دختران تا جدال برای بقا
ثبت ملی قالی حسنآباد پس از دو دهه تلاش، در حالی امید تازهای برای حفظ این میراث ایجاد کرده که کاهش بازار فروش، مشکلات بیمهای و افت صادرات، آینده فرش دستباف را با چالش روبهرو کرده است.

فرشی که روزگاری در قباله ازدواج دختران حسنآبادی بهعنوان بخشی از مهریه ثبت میشد و راه خود را به بازارهای ایتالیا و آلمان باز کرده بود، امروز برای ماندن در چرخه تولید با چالشهایی جدی روبهروست؛ از کاهش بازار فروش و دشواری تأمین مواد اولیه گرفته تا نبود حمایت بیمهای کافی از بافندگان. ثبت ملی قالی حسنآباد پس از حدود دو دهه تلاش، گامی مهم در پاسداشت هویت این هنر بومی است، اما آیا ثبت یک میراث میتواند ضامن بقای آن باشد؟
به گزارش سیناپرس، در حاشیه نمایشگاه بینالمللی اکسپو ۱۴۰۵ فارس، گفتوگو با مجید سلیمی؛ معاون صنایع دستی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی فارس، شکوفه خلفی؛ بافنده قالی حسنآباد و مجید پورسعید؛ طراح و تولیدکننده فرش، تصویری از وضعیت این هنر دیرپا ترسیم میکند؛ تصویری که در کنار امید به ثبت و احیای هویت فرش ایرانی، از نگرانیهای جدی درباره آینده تولید و معیشت بافندگان حکایت دارد.
مجید سلیمی، معاون صنایع دستی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی فارس، با اشاره به پیشینه گسترده فرشبافی در این استان، میگوید: فارس در گذشته از تنوع جغرافیایی قابلتوجهی در تولید دستبافتهها برخوردار بوده است؛ ظرفیتی که به باور او، در دو دهه گذشته با افت تولید و صادرات فرش دستباف تضعیف شده است.
ثبت ملی؛ نقطه پایان نیست
به گفته سلیمی، بخشی از بازارهای پیشین فرش ایران در سالهای اخیر به رقبایی همچون ترکیه، افغانستان، پاکستان و چین واگذار شده است؛ روندی که ضرورت بازنگری در سیاستهای حمایتی و توجه جدیتر به ظرفیتهای بومی را برجسته میکند.
او ثبت ملی قالی حسنآباد را یکی از اقدامات صورتگرفته برای حمایت از نشانهای جغرافیایی و هویت محصولات ایرانی میداند. این ثبت با تلاش شهردار حسنآباد، مسئولان شهرستان و پشتیبانی اداره کل میراث فرهنگی استان در شورای ثبت شهرها و روستاهای ملی به نتیجه رسیده است.
با این حال، ثبت ملی بیش از آنکه پایان مسیر باشد، آغاز مسئولیتی تازه است؛ مسئولیتی که به گفته سلیمی، باید با ساماندهی فعالیتها و اجرای دستورالعملهای مربوط به شهرها و روستاهای ملی صنایع دستی ادامه پیدا کند.
هویت بافنده؛ حلقه فراموششده زنجیره فرش
یکی از نکات محوری در سخنان سلیمی، تفاوت میان نگاه تجاری به فرش و نگاه فرهنگی و هنری به آن است. او معتقد است هنگامی که فرش صرفاً در چارچوب صنعت و تجارت دیده شود، ممکن است هویت و جایگاه فردی بافنده در زنجیره تولید به حاشیه برود.
سلیمی تأکید میکند: نگاه ما در میراث فرهنگی، نگاهی هنری و فردمحور است.
از دیدگاه او، تاجر و بافنده هر دو در چرخه تولید اهمیت دارند، اما نباید نقش هنرمندی که بخش اصلی اثر را با مهارت و زمان خود خلق میکند، نادیده گرفته شود. هویتبخشی به بافنده و جلوگیری از فراموششدن هنرهای بومی، از جمله اهدافی است که میتواند در کنار ثبت ملی دنبال شود.
این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که تداوم فرشبافی تنها به حفظ نقشهها و طرحهای قدیمی وابسته نیست؛ بلکه به توانایی بافندگان برای ادامه کار، کسب درآمد و انتقال مهارت به نسلهای بعد نیز بستگی دارد.
قالی حسنآباد؛ روایتی از رنگ، نقش و زندگی
در غرفه فرش حسنآباد، شکوفه خلفی، بافنده این منطقه، از ویژگیهای نقوش و رنگهایی میگوید که هویت این قالی را شکل دادهاند.
به گفته او، سرمهای و قرمز از رنگهای اصلی این قالی هستند؛ رنگی که در ادبیات سنتی بافندگان حسنآباد همچنان «نارنجی» خوانده میشود.
خلفی توضیح میدهد که این نامگذاری به تفاوت رنگهای حاصل از مواد طبیعی در گذشته با رنگهای رایج امروزی بازمیگردد. با تغییر شیوه تهیه مواد رنگزا و گسترش رنگهای شیمیایی و بازاری، طیف رنگها نیز تغییر کرده، اما اصطلاح قدیمی میان بافندگان باقی مانده است.
سلیمی نیز با اشاره به ساختار نقوش قالی حسنآباد، از شباهتهایی میان طرحهای آن و نقوش برخی طوایف قشقایی سخن میگوید.
به گفته او، گلهایی که در چهار گوشه قالی حسنآباد دیده میشوند، از جمله ویژگیهایی هستند که به تمایز این طرح کمک میکنند.
سلیمی همچنین یادآور میشود که سنت بافندگی در بخشهای مختلف فارس، از آباده و نیریز تا اقلید، ریشهدار است و نباید تاریخ فرش این مناطق را تنها در چارچوب یک شیوه یا یک گروه بافنده بررسی کرد.
دو دهه تلاش برای ثبت؛ از اوج صادرات تا محدودیت بازار
خلفی میگوید برای ثبت ملی قالی حسنآباد حدود دو دهه تلاش شده و این اثر سرانجام سه سال پیش به ثبت ملی رسیده است.
به گفته او، نقشه حسنآبادی در خود شهر و روستاهای اطراف نیز بافته میشود و همین گستره جغرافیایی، اهمیت حفظ این سنت را دوچندان میکند.
او دهههای ۱۳۳۰، ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ را دوران اوج قالیبافی در منطقه میداند؛ سالهایی که به روایت او، بسیاری از زنان در طول سال چند تخته قالی میبافتند و بخشی از تولیدات نیز به بازارهای خارجی، از جمله ایتالیا و آلمان، راه پیدا میکرد.
خلفی با اشاره به جایگاه اجتماعی این قالی در گذشته میگوید: قالی حسنآباد حتی در قبالههای ازدواج بهعنوان بخشی از مهریه دختران درج میشد؛ نشانهای از ارزش اقتصادی و فرهنگی محصولی که با مهارت و کار زنان منطقه شکل میگرفت.
اما شرایط امروز تفاوت زیادی با آن دوران دارد. خلفی محدودشدن بازار فروش، نبود حمایت بیمهای کافی از بافندگان، افزایش هزینه مواد اولیه و کمبود فضای مناسب برای کار را از مهمترین مشکلات فعالان این حوزه برمیشمارد.
او تأکید میکند که دغدغه بسیاری از زنان بافنده، تنها فروش محصول نیست؛ دسترسی به حمایتهای درمانی و برخورداری از امنیت اقتصادی در سالهای فعالیت و دوران بازنشستگی نیز برای آنان اهمیت دارد.
صادرات فرش ایران بهشدت محدود شده است
مجید پورسعید، طراح و تولیدکننده فرش، نیز با نگاهی انتقادی به وضعیت این هنر و صنعت، معتقد است بازار فرش دستباف ایران بهشدت کوچک شده و صادرات آن در مقایسه با گذشته به سطح بسیار محدودی رسیده است.
او با اشاره به کاهش تقاضای خارجی و محدودشدن بازار داخلی میگوید: فرش دستباف امروز بیش از گذشته به خریداران مرفه و افرادی متکی است که به این هنر علاقه و دلبستگی دارند.
به باور او، اختلاف قیمت با فرش ماشینی، تحریمها و آنچه عملکرد نامناسب مسئولان میخواند، در تضعیف جایگاه فرش دستباف نقش داشتهاند.
پورسعید همچنین از رقابت کشورهای منطقه انتقاد میکند و معتقد است در شرایطی که تولیدکنندگان ایرانی با مشکلات متعدد روبهرو هستند، رقبای خارجی از حمایتهای دولتی برخوردارند.
او مدعی است عرضه فرشهای بیکیفیت خارجی با عنوان فرش اصیل ایرانی، به اعتبار این هنر و سهم تولیدکنندگان داخلی آسیب میزند.
این فعال حوزه فرش، مسئله را فراتر از فروش یک محصول میداند و بر ضرورت ساماندهی زنجیره تولید تأکید دارد؛ زنجیرهای که از طراحی و تأمین مواد اولیه آغاز میشود، رنگرزی و بافت را دربرمیگیرد و به فروش و ارتباط با بازار مصرف میرسد.
به اعتقاد پورسعید، سودآوری فرش دستباف برخلاف تصور رایج، لزوماً بالا نیست و بافنده نیز در مقایسه با بسیاری از مشاغل، درآمد قابلتوجهی ندارد.
او راهکار را در همکاری هماهنگ میان عوامل مختلف تولید و حضور مدیریتی آشنا با بازار میداند؛ مدیریتی که بتواند نیاز مصرفکننده را بشناسد و میان توان تولید و تقاضای بازار ارتباط برقرار کند.
نقوش ایرانی؛ میراثی که باید از آن صیانت کرد
یکی دیگر از نگرانیهای پورسعید، ثبتنشدن بسیاری از نقوش اصیل ایرانی با سازوکارهای استاندارد و قابلپیگیری در بازارهای جهانی است.
او معتقد است این خلأ، زمینه استفاده دیگران از طرحهای ایرانی را فراهم کرده و ضرورت مستندسازی، ثبت و حفاظت از نقوش بومی را نشان میدهد.
این نگرانی در کنار ثبت ملی قالی حسنآباد، پرسشی مهم را پیش میکشد: چگونه میتوان از هویت یک محصول سنتی محافظت کرد، بیآنکه شرایط اقتصادی تولیدکنندگان و حقوق معنوی طراحان و بافندگان نادیده گرفته شود؟
ثبت ملی یک اثر میتواند به معرفی و تثبیت هویت جغرافیایی آن کمک کند، اما برای تبدیل این ظرفیت به فرصت اقتصادی، به برنامهریزی در زمینه بازاریابی، دسترسی به بازارهای داخلی و خارجی، ارتقای کیفیت و حمایت از تولیدکنندگان نیز نیاز است.
فرش ایرانی؛ میان میراث و معیشت
روایت فرش حسنآباد، تنها داستان یک نقشه یا یک شیوه بافت نیست؛ داستان زنانی است که سالها با دستان خود محصولی خلق کردهاند که روزگاری بخشی از دارایی خانوادگی، مهریه و کالای صادراتی منطقه بود.
امروز ثبت ملی این قالی فرصتی برای معرفی دوباره آن و حفاظت از ویژگیهای فرهنگی و هنریاش فراهم کرده است. با این حال، محدودیت بازار فروش، مشکلات بیمهای، افزایش هزینه مواد اولیه و دشواری تأمین فضای کار نشان میدهد که صیانت از این میراث بدون توجه به زندگی بافندگان کامل نخواهد بود.
اگر قرار است فرش حسنآباد از خطر فراموشی دور بماند، باید در کنار ثبت نام و نقشه آن، برای حفظ جایگاه بافنده نیز چارهای اندیشید؛ زیرا میراثی که خالقانش توان ادامه کار نداشته باشند، هرچند در اسناد ثبت شود، ممکن است بهتدریج از زندگی روزمره مردم فاصله بگیرد.




