داروی ضدانگل چگونه میتواند به مهار سلولهای مقاوم سرطان ریه کمک کند؟

پژوهشگران در آزمایشهای سلولی و حیوانی دریافتند: ترکیب یک داروی هدفمند سرطان ریه با داروی ارزان ضدکرمهای انگلی میتواند رشد تومورهای مقاوم به درمان را کندتر کند؛ یافتهای امیدوارکننده که هنوز برای اثبات اثربخشی و ایمنی در بیماران به مطالعات بیشتری نیاز دارد.
به گزارش سیناپرس، وقتی سرطان ریه به دارویی که برای مهار رشد آن طراحی شده مقاوم میشود، درمان وارد مرحله دشوارتری میشود. سلولهای سرطانی راههایی برای ادامه رشد پیدا میکنند و دارویی که زمانی مؤثر بوده، دیگر نمیتواند بهخوبی جلوی پیشرفت تومور را بگیرد. اما آیا همین مقاومت میتواند نقطهضعفی تازه در سلولهای سرطانی ایجاد کند؟
پژوهشی جدید که نتایج آن در نشریه PLOS ONE منتشر شده، به سراغ راهکاری غیرمنتظره رفته است: ترکیب داروی هدفمند سرطان ریه با مبندازول؛ دارویی شناختهشده برای درمان عفونتهای ناشی از کرمهای انگلی.
محققان در آزمایش روی سلولهای سرطانی مقاوم و همچنین در موشهای حامل تومور دریافتند که ترکیب این دو دارو، در مقایسه با مصرف هرکدام بهتنهایی، میتواند رشد سلولهای سرطانی را بیشتر مهار کند و زمان دو برابر شدن حجم تومور را افزایش دهد. بااینحال، این نتایج هنوز در مرحله پیشبالینی قرار دارند و اثربخشی این روش در انسان مشخص نیست.
حمله از دو مسیر به سلولهای سرطانی
این پژوهش بر نوعی سرطان ریه غیرسلولکوچک متمرکز بود که به دلیل تغییرات ژنتیکی در ژن گیرنده فاکتور رشد اپیدرمی یا EGFR ایجاد میشود. این پروتئین در انتقال پیامهایی نقش دارد که رشد و تکثیر سلولها را تنظیم میکنند. برخی جهشها میتوانند این پیامها را بیشازحد فعال نگه دارند و به رشد سرطان کمک کنند.داروی جفیتینیب با مهار این مسیر، رشد سلولهای سرطانی را هدف قرار میدهد؛ اما سلولهای سرطانی ممکن است بهمرور در برابر اثر آن مقاوم شوند.
پژوهشگران برای مقابله با این مشکل، مبندازول را به درمان اضافه کردند. این دارو بر ساختارهای میکروسکوپی داخل سلول اثر میگذارد که در تقسیم سلولی و جابهجایی مواد درون سلول نقش دارند.
شکتا مانی ساتیام، پژوهشگر داروشناسی در دانشگاه علوم پزشکی و سلامت رأسالخیمه در امارات متحده عربی، به ساینسآلرت گفت ایده اصلی این بود که سرطان بهطور همزمان از دو مسیر تحت فشار قرار گیرد: جفیتینیب پیام رشد را مهار کند و مبندازول دستگاه داخلی سلول را مختل سازد.
بر اساس فرضیه پژوهشگران، این ترکیب ممکن است فشار واردشده بر سلولهای سرطانی هنگام تکثیر DNA را افزایش دهد و ادامه رشد را برای سلولهای مقاوم دشوارتر کند.
نتیجه آزمایش سلولی چه بود؟
در نخستین مرحله، محققان داروها را روی سلولهای انسانی سرطان ریه که به جفیتینیب مقاوم شده بودند، آزمایش کردند.پس از ۷۲ ساعت، میزان زندهمانی سلولها در گروه دریافتکننده جفیتینیب بهتنهایی حدود ۹۳ درصد گروه کنترلِ بدون درمان بود. مبندازول بهتنهایی و در غلظت پایینتر، این مقدار را به حدود ۸۰ درصد رساند؛ اما ترکیب دو دارو آن را به حدود ۳۸ درصد کاهش داد.
نکته قابل توجه این بود که ترکیب جفیتینیب با غلظت پایینتر مبندازول، در این آزمایش نتیجهای نزدیک به مصرف مبندازول بهتنهایی در غلظتی پنج برابر بیشتر ایجاد کرد؛ حالتی که میزان زندهمانی سلولها را به حدود ۳۰ درصد رسانده بود.
آزمایشهای تکمیلی همچنین نشانههایی از آسیب به DNA سلولها، از جمله شکست در یک یا هر دو رشته DNA، نشان دادند. پژوهشگران این یافتهها را با افزایش فشار ناشی از فرایند تکثیر DNA سازگار میدانند؛ هرچند سازوکار دقیق اثر ترکیب دارویی هنوز به بررسی بیشتری نیاز دارد.
در موشها، تومورها دیرتر دو برابر شدند
پس از آزمایشهای سلولی، پژوهشگران ترکیب دارویی را روی موشهایی آزمایش کردند که تومورهای ایجادشده از سلولهای انسانی مقاوم به جفیتینیب داشتند. در این آزمایش ۴۰روزه، هر گروه درمانی شامل هشت موش بود.
نتایج نشان داد زمان میانه لازم برای دو برابر شدن حجم تومور در موشهای بدون درمان ۶٫۲ روز بود. این زمان با مبندازول بهتنهایی به ۱۰٫۳ روز و با جفیتینیب بهتنهایی به ۱۵٫۵ روز رسید.در گروهی که هر دو دارو را دریافت کردند، زمان دو برابر شدن تومور به ۲۵ روز افزایش یافت.
این تفاوت نشان میدهد که ترکیب داروها در مدل حیوانی توانسته است رشد تومور را بیشتر به تأخیر بیندازد. بااینحال، تومورها از بین نرفتند و نمیتوان این نتیجه را به معنای درمان سرطان یا اثربخشی قطعی این ترکیب در بیماران دانست.
از نتیجه امیدوارکننده تا درمان انسانی، چه فاصلهای باقی مانده است؟
پژوهشگران هنوز نمیدانند مبندازول واقعاً مقاومت سلولهای سرطانی به جفیتینیب را برطرف میکند یا با وارد کردن فشار و آسیب بیشتر، توان بقای این سلولها را کاهش میدهد. همچنین، همافزایی داروها بهطور رسمی اندازهگیری نشده و سازوکار دقیق اختلال در تکثیر DNA مستقیماً ردیابی نشده است.
مسئله دیگر، رساندن مقدار کافی از دارو به تومور است. جذب مبندازول پس از مصرف خوراکی میتواند متغیر باشد؛ بنابراین، تعیین دوز مناسب و میزان دارویی که واقعاً به بافت تومور میرسد، از مراحل ضروری تحقیقات آینده خواهد بود.
اگرچه در آزمایش موشها کاهش پایدار وزن بدن مشاهده نشد، این شاخص بهتنهایی برای تأیید ایمنی درمان کافی نیست. اثر داروها بر اندامها و بافتهای سالم، پیامدهای مصرف طولانیمدت و تداخلات احتمالی نیز باید بررسی شود.گام بعدی، آزمایش این ترکیب روی مدلهای بیشتر سرطان ریه مقاوم، از جمله مدلهایی برگرفته از تومور بیماران، خواهد بود. پژوهشگران همچنین میخواهند بررسی کنند که آیا این رویکرد در برابر مقاومت به اوسیمتینیب، یکی از داروهای جدیدتر هدفمند سرطان ریه، نیز میتواند مؤثر باشد یا خیر.
اهمیت این پژوهش در معرفی یک درمان آماده نیست، بلکه در ارائه راهی تازه برای بررسی مقاومت دارویی است. استفاده دوباره از داروهای موجود ممکن است مسیر کشف درمانهای جدید را کوتاهتر کند، اما پیش از هرگونه توصیه درمانی، باید اثربخشی و ایمنی آنها در مطالعات دقیقتر و در نهایت در کارآزماییهای انسانی ارزیابی شود.
نتایج این پژوهش در نشریه علمی PLOS ONE منتشر شده است.
مترجم:سروش ساده





