کربلا و مفهوم انسانیت در نگاه علامه جعفری

علامه محمدتقی جعفری با تأکید بر نقش واقعه عاشورا در احیای ارزشهای انسانی، امام حسین (ع) را نماد اوج انسانیت و یزید را نماد سقوط اخلاقی معرفی میکرد و معتقد بود تقابل این دو چهره تاریخی، مرز میان «انسان و ضدانسان» را آشکار میسازد. البته هر نظریهای که کرامت انسان را نادیده بگیرد، درک درستی از ماهیت بشر ندارد و با پیامدهای فکری خود به تضعیف فرهنگ و اخلاق انسانی منجر میشود.
به گزارش سیناپرس، به مقتضای همینحکمت عالیه الهی است که خداوند احیای اسلام و انسانیت و ارزشهای والای آن را، نتیجه بیرحمانهترین و وقیحانهترین جنایت یزید و یزیدیان به حسین (ع) و حسینیان قرار میدهد.
زندهیاد علامه محمدتقی جعفری که بین مردان و زنان علم در ایران و جهان شهره بود، امام حسین (ع) را شهید فرهنگ پیشرو انسانیت میخواند و ضمن کنایه به غربیها میگفت: فاصله جمله کسی را که میگوید «من مهمانم را از خانهام که بهعنوان پناهگاه برای خود انتخاب کرده، بیرون نخواهم کرد تا زندگیاش در خطر نابودی قرار بگیرد اگرچه به نابودی زندگی خودم تمام شود» تا آنجمله که میگوید «من هدف و دیگران وسیله!» فاصله بین انسان و ضد انسان است.
اینعالم شیعه بر اینباور بود آنمتفکر در علوم انسانی یا فیلسوفی که نمیداند انسانی را باید بشناسد و بشناساند که در حد کمال اعلا شخصیتی به نام حسین (ع) و در قعر پستیها فردی بهنام یزید دارد، نباید درباره ماهیت یا مختصات بشری اظهار نظر کند.
علامه جعفری معتقد بود باید بیپرده صحبت کرد و از سخنان ضد انسانی «توماس هابز»ها و «نیچه»ها نترسید. او میگفت اگر «چنگیز»های آسیا و «نرون»های اروپا با آنهمه کشتار و خونریزی نتوانستند آخرینضربه مرگآور را بر همه انسانها فرود بیاورند، اینبیماران با نداهایی که سر میدهند، آگاهانه یا ناآگانه، آخرین تیر خلاص را بر مغز انسان و آخرینضربه را بر قلب انسانیت وارد میآورند. اما دلیل اینکه انسان را نابود میکنند، این است که اینگونه سخنان باعث زوال و نابودی فرهنگ و تمدن و عواطف و احساسات برین انسانی گشته و موجب شده در کنفرانس ونکوور کانادا بحث از امکان یا عدم امکان بقای بشر در قرن ۲۱ را پیش بکشند.
مولف کتاب «مولوی و جهان بینیها» بر اینباور است که علت آخرینضربه غرب بر قلب انسانیت، این است که فساد اخلاق و سقوط تمدن و فرهنگ و شیوع لذتپرستی، زندگی را به پوچی کشانده و دیگر قلبی در مردم نمانده که حیات واقعی را احساس کنند و طعم حقیقی آن را بچشند.
یکی از افسوسهای علامه جعفری درباره متفکران غربی این است که متاسفانه اغلب متفکران علوم انسانی در دوران معاصر، بهویژه در مغربزمین، آنچنان که اهمیت پدیده الهی شهادت اقتضا میکند، آن را مورد توجه قرار ندادهاند.
اینعالم و مرجع شیعه در ادامه همینبحث و با اشاره به زندگی پوچی که تمدن غرب تبلیغ میکند، میگفت بدیهی است کسی که حقیقت و ارزش واقعی حیات برایش مطرح نیست و از حیات چیز دیگری جز خوردن و خوابیدن و اشباع خواستههای حیوانی نمیفهمد، نه شهادت برای او قابل درک است و نه حیات حقیقی که دارای عالیترین ارزش است.
نویسنده کتاب «تحلیل شخصیت خیام» معتقد بود برای توجه به عظمت شهادت، فهمیدن ۲ حقیقت، شرط اساسی است: ۱. اهمیت مطلق زندگی و ۲. اهمیت هدفی که شهادت برای آن تحقق مییابد. با درک این دو حقیقت است که معنای از دست دادن اختیاری حیات با کمال آگاهی و انبساط فهمیده میشود.
درباره قیام امام حسین (ع) و شهادت ایشان در کربلا هم باور داشت، اینرویداد با عظمتترین شهادتی است که در تاریخ بشر بروز کرده چون او با شناخت همه ابعاد و امتیازات زندگی و توانایی بر برخورداری از آنها، دست از زندگی شست.
مترجم و مفسر «نهجالبلاغه» میگفت حادثه جانسوز عاشورا بهتنهایی بهخاطر عظمت بینهایت قربانی اصلیاش که با نام حسین بن علی (ع) میشناسیم، توانایی نجات تاریخ انسانها را که از ظلم و بیدادگری و حقکشی در رنج به سر میبرند، دارد؛ اینحادثه امام حسین (ع) را برای دفاع از حیثیت و شرف و کرامت انسانی به عالم بشریت تقدیم کرده اما تواناییاش برای نجات تاریخ انسانها؛ مشروط بر این است که مغز مردم بهوسیله یزیدیان روزگاران، از حقجویی و واقعگرایی شستشو و تخدیر نشود.
اما یکی از سوالات همیشگی و مهم اهالی علم درباره واقعه عاشورا، چرایی شهادت امام حسین (ع) توسط پستترین و پلشتترین موجودات معاصر با ایشان است. علامه جعفری در نوشتههای خود با زبانی ساده و گویا به اینسوال پاسخ داده است. او میگوید:
«حکمت بالغه ربانی است که سازندهترین جریانها بهدنبال پلیدترین حادثهها به وجود میآید. شیطان بهعلت کبر و غرور به اصل خود (آتش)، به حضرت آدم ابوالبشر سجده نمیکند و با دستور خداوند مخالفت میکند. در نتیجه، به پستترین پلیدیها سقوط میکند و از پیشگاه خداوند رانده میشود. در عین حال، اینموجود پلید به دلیل قرار گرفتن در موقعیت فریبدادن فرزندان آدم (ع) موجب میشود آنان بهوسیله ریاضتی که در نتیجه مخالفت با اغواهای او متحمل میشوند، به درجاتی عالی از کمال توفیق یابند. به مقتضای همینحکمت عالیه الهی است که خداوند احیای اسلام و انسانیت و ارزشهای والای آن را، نتیجه بیرحمانهترین و وقیحانهترین جنایت یزید و یزیدیان به حسین (ع) و حسینیان قرار میدهد.»
اشک و گریه بر امام حسین (ع) هم که مقولهای عمیق و پیچیده است، ازجمله مسائلی است که پیشتر در مطلب «چرایی گریه بر امام حسین (ع) در کلام شیخ حسین انصاریان/شعیب پیامبر چگونه گریه میکرد؟» به آن پرداختهایم.
به نقل از تابناک، علامه جعفری هم درباره اینمساله عقیدتی – عرفانی میگوید منبع جوشان جریان اشکهای پاک و مقدس عزاداران امام حسین (ع) که از طراوت حیات گریهکنندگان حکایت میکند، همان خون پاک و حیاتبخش حسین (ع) و حسینیان است که در دشت سوزان نینوا بر زمین ریخته شده است.
طبیعی است که تا آنمنبع الهی در درون انسانهای پاک به فوران خود ادامه میدهد، چشمهسار اشکهای حسینی نیز به جریان خود ادامه خواهد داد.





