کد خبر : 93047 چهارشنبه 26 تیر 1398 - 09:00:56
کالبد-تاریخی-شهرها-را-ازبین-نبریم

ساخت و سازهای جدید تهدیدی برای بافت کهن شهری

کالبد تاریخی شهرها را ازبین نبریم

سیناپرس: یکی از مشکلات شهرهای کشور آشفتگی و ناهمگونی آنهاست که به دلیل عدم توجه به گذشته و زمینه تاریخی به لحاظ مسائل مختلف کالبدی از یک سو و ناهماهنگی توسعه جدید با بافت قدیمی از سویی دیگر، باعث ایجاد هرج و مرج در سیمای شهری شده است.

این نابسامانی ها به دلیل تعامل نه چندان مطلوب میان بافت تاریخی و اجزای جدید میان افزا در آن، به مراتب بیشتر از بافت های جدید است. در این میان نیز فقدان و عدم تعریف اصول و معیارهایی برای ساخت و سازهای جدید عملا خود به عنوان تهدیدی فرا روی بافت کهن قرار خواهد گرفت.

با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع منشورها و توافق نامه های بین المللی در جهت حفاظت از بناها، بافت ها و شهرهای تاریخی شکل گرفته اند که به منظور جهت دهی به انواع مداخلات در زمینه های تاریخی قابل رجوع هستند.

امروزه توسعه شهرها و رشد اقتصادی آنها بدون توجه به بافت قدیمی آنها صورت گرفته و بدین ترتیب بخش های کهن شهری که طی روزگار دراز مرکز اقتصادی و نطفه اصلی این مرکز به شمار می رفته روبه نابودی می روند. این امر به دلیل توسعه تکنولوژی و تمایل عمومی به استفاده از مواهب آن مخصوصا اتومبیل گرایش به بخش های جدید شهر را به دلیل عدم کارایی بافت قدیمی سبب شده است.

هنگامی که بنا به دلایل مختلف، حضور ساختارهای جدید در زمینه تاریخی ضرورت می یابد، طراحی بناهای جدید باید سازگار با زمینه تاریخی موجود درنظر گرفته شود.

بافت قدیمی مجموعه به هم پیوسته ای از اجزاء و عناصر شهری، شامل واحدهای مسکونی اعم از فرسوده مرمتی و تخریبی، آثار با ارزش تاریخی، بازارها، تأسیسات شبکه معابر، فرم معماری و کالبد ویژه ای که محصول رشد تدریجی و ارگانیک شهر در ادوار تاریخی مبتنی بر تکنولوژی حمل و نقل ماقبل صنعتی است بوده و دارای ساخت فضایی متمایزی از لحاظ کارکرد و سیما نسبت به بخشهای جدید شهری است.

از این رو، سازگاری چندانی با شرایط اجتماعی اقتصادی عصر حاضر نداشته و فقدان دسترسی مناسب سواره، شبکه تنگ معابر کمبود فضای سبز و فضای آموزشی و فرسودگی از مشکلات عمده آن است.

مداخله صحیح و مؤثر در احیای بافت های فرسوده شهری مستلزم شناخت فرآیند تحولات ساختی و هدایت مؤثر نیروهای کارا در این فرآیند تغییر در زمان و شرایط مناسب است به عبارت دیگر اجرای سیاست های توسعه فیزیکی شهرها چنانچه متناسب با نیازهای روز صورت نگیرد فرصت احیای بافت های شهری را از بین خواهد برد.

تا قبل از تدوین دکترین های مرمت که سابقه آنها به اواخر قرن نوزدهم میلادی برمی گردد، به لحاظ ابعاد کم تغییرات در هنجارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه جهت گیری مشخصی در نحوه احداث ساختارهای جدید در زمینه های تاریخی ندارد.

امروزه در طرح های نوسازی و بهسازی شهری مهم ترین توجه بر مساله بافت های فرسوده شهری است و از دیدگاه بسیاری این جاها اصلی ترین مانع در برابر این اقدامات بهسازی و نوسازی است.

حال آنکه اگر به این مکان ها از دید فرصت هایی نگاه شود که می توانند به مثابه توسعه هایی میان افزا مجرای توسعه و سرزندگی در بافت موجود بوده و از طرفی در پیوند بافت های گسسته این مناطق نقش عمده ای داشته باشند و مشوق توسعه های پیرامونی خود باشند.

از طرفی دیگر توسعه های میان افزا می توانند در بافت های میانی شهرهای ما نقش نوعی کاتالیزور شهری را در تبدیل آرام بافت مرکزی به بافت های جدید داشته باشند و به عنوان مفصل، گذار از یک محدوده به محدوده دیگر را باعث شوند و نوعی پیوند ساختاری را در لایه های شهری ایجاد کنند.

ازاین رو توسعه های میان افزا می توانند در توسعه های درونی شهرهای ما و کشاندن توسعه های جدید به مرکز شهرها نقش مؤثری داشته باشند و به دلیل همین رویکردها نقشی متفاوت نسبت به سایر تجارب شهرسازی جهانی پیدا کنند.

امروزه توسعه میان افزا به عنوان سیاستی به منظور محرک توسعه شهری در بافت های تاریخی، صنعتی و ناکارآمد مورداستفاده قرار می گیرد که در باز زنده سازی و پویایی بافت نقش بسیار مهمی را ایفا می کند.

از این رو، هنگامی که بنا به دلایل مختلف، حضور ساختارهای جدید در زمینه تاریخی ضرورت می یابد، طراحی بناهای جدید باید سازگار با زمینه تاریخی موجود درنظر گرفته شود. باید توجه داشت درک زمینه و سازگاری با بناهای مجاور، هرگز بر تقلید صرف متکی نبوده و از یک معماری معاصر جلوگیری نمی کند و در حقیقت معماری معاصر موفق به آن نیاز دارد.

توجه به ظرفیت های توسعه ای در درون مناطق شهری، امروزه به عنوان یک سیاست پذیرفته شده در حوزه برنامه ریزی شهری مورد قبول واقع شده است.

این توجه به ویژه با گسترش مفهوم توسعه پایدار شهری که در آن بهره گیری مؤثر و پایدار از ظرفیت های توسعه ای رها شده در درون مناطق شهری را توصیه می کند، اهمیت مضاعفی یافته است.

توجه به این ظرفیت ها از دو جنبه کلی حائز اهمیت است، نخست اینکه از حداکثر توان خدمات رسانی ظرفیت های موجود باید استفاده کرد و دوم اینکه هدایت توسعه به داخل شهرها، باوجود ظرفیت های توسعه ای موجود در داخل بافت ها، هزینه های بسیار بالای توسعه های جدید در پیرامون بافت های شهری همچون هزینه انتقال تأسیسات و تأمین شبکه راه ها را کاهش خواهد داد که این مهم با نگاه به ابعاد زمینه گرایی و ابعاد توسعه پایدار و با بازشناسی ویژگی های مشترک آنها محقق خواهد شد.

همچنین، در زمینه های تاریخی می توان با وضع ضوابطی برای ساختارهای میان افزا، هماهنگی بافت و در عین حال تنوع و پویایی سیمای بافت را حفظ کرد.

*برگرفته از مقاله «باز شناسی اصول و ضوابط معماری میان افزا با تاکید بر بافت های تاریخی» تالیف آزاده روزبهانی و محمد رضا نامداری از دانشکده هنر و معماری دانشگاه علم و فرهنگ تهران

نظرات شما

[کد امنیتی جدید]