نماد سایت خبرگزاری سیناپرس

انسان از آغاز تکامل، همه‌چیزخوار بوده است

این روزها از یکسو تبلیغات زیادی در مورد رژیم غذایی مبتنی بر گیاهخواری در سراسر دنیا صورت گرفته و در مقابل شاهد رشد بسیار زیاد مصرف گشوت و تاثیرات منفی آن بر سلامت در برخی کشورها هستیم. در این یادداشت قصد داریم از دید باستان شناسانه به بررسی تغذیه انسان از ابتدای پیدایش روی زمین تا امروز پرداخته و  بررسی کنیم انسان موجودی گوشتخوار است یا گیاهخوار.

به گزارش سیناپرس، با در نظر داشتن مباحث مرتبط با زیست‌شناسی تکاملی و شواهد باستان‌شناختی، بررسی رژیم غذایی بشر از دوران اولیه تا عصر حاضر، نه تنها به درک هویت زیستی ما کمک می‌کند، بلکه تأثیر متقابل تغذیه و رشد سیستم عصبی و مغز را نیز روشن می‌سازد. در ابتدا باید پذیرفت که شواهد باستان شناسی به روشنی نشان می دهد انسان از نظر تکاملی، موجودی همه‌چیزخوار است که رژیم غذایی متنوع او، پایه‌ای برای پیشرفت شناختی و جسمانی‌اش بوده است. در این گزارش، با رویکردی مبتنی بر شواهد علمی، به تحلیل این روند پرداخته و بر اساس مستندات باستان شناسانه، رژیم غذایی انسان در دوران مختلف حضورش به عنوان یک موجود در کره زمین را بررسی می کنیم.

بقایای کشف شده از سکونتگاه های انسان‌های اولیه، از آسترالوپیتیکوس ها که حدود ۳ میلیون سال پیش زندگی می کردند تا گونه‌های هومو و نهایتا انسان هوموساپینس یا انسان خردمند در محیط‌های غارنشینی و شکارگری نشان می دهد انسان ها از طیف گسترده‌ای از منابع غذایی بهره می‌بردند. شواهد باستان‌شناختی نشان‌دهنده مصرف گیاهان وحشی، ریشه‌ها، میوه‌ها، دانه‌ها، حشرات و به ویژه گوشت حیوانات شکارشده است. این موضوع را به روشنی می توان از زباله ها و پسماندهای باقی مانده در غارهای مورد استفاده توسط انسان های اولیه دریافته و به نوعی می توان گفت انسان در دوران پارینه‌سنگی، الگوی غذایی مبتنی بر همه‌چیزخواری داشته و در واقع هر چیزی که به دستش می رسیده را می خورده است. در این دوران انسان‌ها نه تنها گیاهان متنوعی را جمع‌آوری می‌کردند، بلکه با ابزارهای سنگی به شکار حیوانات بزرگ و کوچک، ماهیگیری و حتی جمع‌آوری حشرات می‌پرداختند. این تنوع، تأمین‌کننده مواد مغذی ضروری برای رشد بدن و مغز بود.

در این میان باید توجه داشت کشف و کنترل آتش، نقطه عطفی در این روند بود. پختن گوشت و سایر غذاها، هضم را تسهیل کرده، کالری قابل جذب را افزایش و زمان صرف‌شده برای جویدن را کاهش داد. این امر، انرژی بیشتری برای رشد مغز فراهم آورد.به این ترتیب مغز انسان که حدود ۲۰ درصد انرژی بدن را مصرف می‌کند و نیازمند مواد مغذی غنی است، فرصت رشد پیدا کرده و کشف آتش و مصرف گوشت پخته، نه تنها پروتئین و چربی‌های ضروری را تأمین می‌کرد، بلکه جذب ویتامین‌ها و مواد معدنی را بهبود می‌بخشید. تحقیقات نشان می‌دهد که این تغییر، با افزایش حجم مغز در گذار از گونه انسانی آسترالوپیتیکوس به هومو هابیلیس و سپس هومو ارکتوس (انسان راست قامت) همخوانی دارد.

شواهد باستان شناسی در این زمینه در سراسر دنیا تقریبا یکسان است و بر این اساس می توان قاطعانه گفت در دوران میان‌سنگی نیز این الگوی همه‌چیزخوار ادامه یافت. انسان‌ها با ابزارهای پیشرفته‌تر، از منابع دریایی، حیوانی و  گیاهی استفاده می‌کردند. حشرات و گیاهان وحشی، مکمل مهمی بودند، اما گوشت همچنان نقش کلیدی در تأمین انرژی متراکم ایفا می‌کرد. این رژیم، انعطاف‌پذیری تکاملی بشر را نشان می‌دهد و او را از محدودیت‌های رژیم‌های صرفاً گیاهی یا گوشتی رها می‌سازد.

با آغاز کشاورزی در دوران نوسنگی، حدود ده هزار سال پیش در منطقه هلال حاصلخیز واقع در خاور میانه و به ویژه جنوب غرب ایران و جنوب عراق، رژیم غذایی بشر دگرگون شد.  اهلی شدن گیاهانی مانند گندم، جو و حبوبات، مصرف کربوهیدرات‌ها را به طور چشمگیری افزایش داد. این انقلاب، امکان ذخیره غذا و رشد جمعیت را فراهم آورد، اما با هزینه‌هایی همراه بود. البته باید این مساله را نیز اعتراف کرد که شروع کشاورزی به انسان امنیت غذایی داد اما کیفیت غذایی وی را کاهش داده و شواهد باستان‌شناختی حاکی از کاهش تنوع غذایی، افزایش بیماری‌های مرتبط با رژیم غنی از غلات و  به طور کلی کم شدن کیفیت تغذیه انسان در مقایسه با دوران شکارگری است.

با این حال، کشاورزی اجازه داد تا انسان‌ها منابع گیاهی را به طور پایدارتر بهره‌برداری کنند و البته مصرف گوشت همچنان ادامه داشت، هرچند نسبت آن در برخی جوامع کاهش یافت. این دوره، تعادلی جدید بین گیاهان و محصولات حیوانی ایجاد کرد که پایه تمدن‌های بعدی شد.

از منظر زیست‌شناسی تکاملی، رشد مغز انسان با رژیم غذایی غنی از مواد مغذی مرتبط است. در این میان ویتامین‌های گروه B، به ویژه ویتامین B12، تنها از منابع حیوانی (مانند گوشت، ماهی، تخم‌مرغ و محصولات لبنی) به طور مؤثر تأمین می‌شوند. کمبود B12 می‌تواند به اختلالات عصبی و شناختی منجر شود. مصرف گوشت، همراه با پختن آن، نه تنها انرژی بیشتری فراهم می‌کرد، بلکه اسیدهای چرب ضروری، آهن و سایر عناصر را که برای تکامل سیستم عصبی حیاتی بودند، در دسترس انسان که رفته رفته به راس هرم غذایی کره زمین صعود کرده بود، قرار می‌داد.

شواهد همچنین نشان می‌دهد که بدون دسترسی به این مواد، رشد مغز به ابعاد فعلی‌اش ممکن نبود و ما به نوعی انسان بودن خود را مدیون مصرف همه مواد غذایی از جمله گوشت و البته کشف آتش و پختن آن هستیم. از منظر علمی، همه‌چیزخواری انسان، نتیجه انتخاب طبیعی بوده و  رژیم‌هایی که تنوع بالایی داشتند، بقا و تولیدمثل بهتری را تضمین می‌کردند.

از نگاه آناتومی نیز باید پذیرفت سیستم گوارش انسان، به عنوان موجودی همه‌چیزخوار، حالتی میانی و انطباقی را نشان می‌دهد. در گیاهخواران حقیقی مانند گوسفند، روده‌ها به طور قابل توجهی طولانی‌تر هستند تا زمان کافی برای تخمیر و هضم سلولز توسط باکتری‌های روده فراهم آید. برای مثال، در گوسفند، روده کوچک حدود ۲۵ متر طول دارد و روده بزرگ نیز بخشی از مجموع طول روده‌ای است که حدود ۲۰ تا ۲۵ برابر طول بدن حیوان است. این ساختار، امکان جذب حداکثری انرژی از مواد گیاهی فیبری را می‌دهد.

در مقابل، گوشتخواران مانند سگ دارای روده‌های کوتاه‌تر و ساده‌تری هستند. در سگ‌های متوسط، روده کوچک حدود ۴ متر و روده بزرگ حدود ۲۰ تا ۸۰ سانتی‌متر طول دارد که هضم سریع پروتئین‌ها و چربی‌های حیوانی را تسهیل می‌کند و از تجمع سموم جلوگیری می‌نماید.

در مقابل، روده انسان با طولی متوسط بین گیاهخواران و گوشتخواران (روده کوچک حدود ۶ تا ۷ متر و روده بزرگ حدود یک و نیم متر)، ویژگی‌های هر دو گروه را در بر می‌گیرد: معده اسیدی قوی برای هضم پروتئین‌ها و روده باریک و بزرگ نسبتاً متعادل برای جذب مواد مغذی گیاهی و تخمیر محدود فیبرها در اختیار ما قرار می دهد. این ساختار، انعطاف‌پذیری تکاملی بشر را تأیید می‌کند و نشان‌دهنده رژیم غذایی متنوع و همه‌چیزخوار در طول تاریخ تکامل انسان است. چنین سیستمی، انسان را قادر ساخته تا بدون محدودیت‌های شدید گیاهخواران یا گوشتخواران، از هر دو منبع گیاهی و حیوانی بهره‌برداری مؤثر کند.

باید اعلام کرد بر خلاف تبلیغات بی پایه فضای مجازی که گاهی انسان را گیاهخوار صرف معرفی کرده و مدعی هستند که گیاهخواری با ذات انسان همخوانی دارد باید گفت با توجه به شواهد متقن مبتنی بر تاریخ تکامل، انسان بهترین عملکرد را با رژیم غذایی همه‌چیزخوار متعادل نشان می‌دهد. این رژیم باید بر پایه تنوع باشد: مصرف کافی میوه‌ها، سبزیجات، غلات کامل، حبوبات، آجیل و دانه‌ها در کنار منابع پروتئینی حیوانی مانند گوشت، ماهی، تخم‌مرغ و لبنیات، بهترین رژیم غذایی مورد استفاده توسط انسان محسوب می شود.

در خاتمه توجه به این مساله ضروری است که امروزه با توجه به در دسترس بودن مکمل های دارویی، امکان رژیم گیاهخواری بر خلاف دوران گذشته برای انسان فراهم شده و پزشکان به افراد گیاهخوار توصیه می کنند توجه ویژه به مکمل‌های B12 و سایر مواد مغذی ضروری داشته باشند تا از کمبودها جلوگیری شود.

گزارش: احسان محمدحسینی

خروج از نسخه موبایل