نتایج یک تحلیل بینالمللی که دادههای تصویربرداری مغز را از چندین پژوهش مستقل ترکیب کرده است، الگوی مشترکی را در نحوه تغییر ارتباط مواد روانگردان بین شبکههای مختلف مغز شناسایی کرده است. پژوهشگران در این مطالعات دریافتند که موادی مانند سیلوسایبین (psilocybin) و الاسدی (LSD) به طور قابل اعتماد، ارتباطات عملکردی را بین نواحی مغز مسئول دریافت حسی و نواحی درگیر در تفکر انتزاعی را افزایش میدهند.
به گزارش سیناپرس، در سالهای اخیر، مواد روانگردان کلاسیک مانند سیلوسایبین، الاسدی و دیامتی (DMT) مجددا به عنوان درمانهای آزمایشی برای اختلالاتی همچون افسردگی و اضطراب وارد تحقیقات روانپزشکی شدهاند. بررسی ها نشان می دهد این مواد همگی به طور قابل اعتماد به نوع خاصی از گیرنده سروتونین در مغز متصل شده و باعث تغییرات عمیق در ادراک و هوشیاری میگردند.
برای درک چگونگی بروز فیزیکی این حالات تغییر یافته، پژوهشگران اغلب از تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی (fMRI) استفاده میکنند. این تکنیک غیرتهاجمی، جریان خون هماهنگ و خودبهخودی در مغز را اندازهگیری میکند.
طی این مطالعات با بررسی و تصویربرداری هنگامی که افراد استراحت میکنند، فعالیت مغزشان به طور طبیعی به شبکههای بزرگمقیاس متمایز همگام میشود. برخی از این شبکهها وظایف حسی و حرکتی پایه را انجام میدهند، در حالی که شبکههای دیگر عملکردهای شناختی سطح بالاتر مانند یادآوری حافظه، خوداندیشی و برنامهریزی هدف را مدیریت میکنند.
مطالعات قبلی تصویربرداری مغز درباره مواد روانگردان، تصویری پراکنده از این تغییرات شبکهای ارائه داده بودند. جمعآوری داده از افراد تحت تأثیر داروهای روانگردان قوی دشوار و پرهزینه است؛ بنابراین بیشتر مطالعات بر نمونههای کوچک تکیه دارند.
گروههای پژوهشی مختلف نیز از روشهای آماری متفاوتی برای دادههای خود استفاده میکنند. این تنوع کنترلنشده منجر به گزارشهای متناقض شده است: برخی آزمایشگاهها افزایش ارتباطات خاص را گزارش کردهاند، در حالی که دیگران اثرات کاملاً مخالف مشاهده کردهاند.
برای حل این ناسازگاریها، تیمی بین المللی از دانشمندان کنسرسیومی مشارکتی تشکیل دادند تا دادههای تصویربرداری موجود را در یک تحلیل استاندارد واحد ترکیب کنند. این پروژه به سرپرستی عصبشناس مشهور، دکتر مانش گیرن (Manesh Girn) از دانشگاه کالیفرنیا و دکتر دانیلو بزدوک (Danilo Bzdok) از دانشگاه مکگیل، با همکاری دهها پژوهشگر مستقل در سه قاره انجام شد.
تیم پژوهشی ۱۱ مجموعه داده مستقل را از آزمایشگاههای مختلف در پنج کشور جمعآوری کرد. در مجموع، تحلیل شامل اسکنهای ۲۷۳ بزرگسال سالم بود که یکی از پنج ماده روانگردان سیلوسایبین، الاسدی، دیامتی، آیاواسکا یا مسکالین دریافت کرده بودند.
پژوهشگران به جای بررسی جداگانه هر مجموعه داده، یک خط پردازش یکسان را بر تمام اسکنها اعمال کردند. این استانداردسازی به حذف تفاوتهای ناشی از استفاده آزمایشگاهها از نرمافزارهای متفاوت برای پاکسازی دادههای خام کمک کرد. این تحلیل ترکیبی، رفتار مغزی ثابتی را در میان مواد روانگردان مختلف شناسایی کرد که موجب افزایش قوی در اتصال عملکردی بین شبکههای حسی مغز می شد.
در شرایط عادی، این سیستمهای حسی با جدایی قابل توجهی عمل میکنند و سلسلهمراتب پردازشی سختی را حفظ میکنند که ادراک پایه را از تفکر انتزاعی متمایز نگه میدارد در حالی که تحت تأثیر مواد روانگردان، خطوط ارتباطی میان آنها مسطح میشود. اسکنها نشان دادند که این شبکههای متمایز در طول تجربه دارویی بسیار آزادانهتر همگام و یکپارچه میشوند.
دادههای جمعآوریشده همچنین ایده پذیرفته شده در حوزه عصب شناسی را به چالش کشید. مطالعات تکآزمایشگاهی قبلی اغلب گزارش میدادند که مواد روانگردان باعث تجزیه داخلی شبکههای عملکردی مغز (within-network disintegration) میشوند. اما وقتی دادهها در تمام مطالعات ترکیبی میانگین گرفته شد، این اثر بسیار ضعیف بود.
لازم به ذکر است که گسترش این یافتههای زیستی نیازمند توجه به محدودیتهای ذاتی ترکیب دادههای تاریخی است. مطالعات اصلی در طول چندین سال انجام شده و از اسکنرهای رزونانس مغناطیسی متفاوت با قدرت میدان، فواصل ثبت و مشخصات فنی گوناگون استفاده کردهاند. دوز داروها، روشهای تجویز و زمان اسکن نیز در مجموعههای داده متفاوت بوده است. برخی تزریق وریدی داشتهاند و برخی کپسول بلعیدهاند؛ برخی اسکن را بلافاصله شروع کرده و برخی تا دو ساعت منتظر اوج اثرات ذهنی ماندهاند.
شرح کامل این یافتهها در آخرین شماره مجله تخصصی نیچر مدیسین (Nature Medicine) منتشر شده است.
مترجم: فاطمه کردی

