نماد سایت خبرگزاری سیناپرس

یک‌چهارم بزرگسالان دچار چاقی پنهان هستند

یافته های جدید پژوهشگران نشان می دهد که حدود یک نفر از هر چهار بزرگسال با وزن ظاهراً طبیعی، بر اساس تعریف دقیق‌تر چاقی بالینی، دارای چربی اضافی بدن و اختلال در عملکرد اندام‌ها هستند. این تشخیص، برخلاف شاخص توده بدنی (BMI) که تنها بر وزن و قد تکیه دارد، چربی بدن را با اندازه‌گیری دور کمر و باسن و همراه با نشانه‌های واقعی آسیب متابولیک، قلبی یا کبدی ارزیابی می‌کند.

به گزارش سیناپرس، بسیاری از افراد در ظاهر احساس می کنند اضافه وزن نداشته و چاق نیستند ولی بررسی های دقیق تر نشان می دهد این افراد گونه‌ای از اختلال در اندام‌ها یا مشکلات جسمی را تجربه می‌کنند که شامل تعریف جدیدتر و دقیق‌تری به نام چاقی بالینی (clinical obesity) است.

باید توجه داشت این تعریف جدید چاقی بر پایه وزن به تنهایی نیست. بر خلاف روش های تعیین چاقی قدیمی تر، روش بررسی چاقی بالینی دو معیار را با هم ترکیب می‌کند که شامل چربی اضافی بدن که با اندازه‌گیری دور کمر و باسن سنجیده می‌شود، نه فقط وزن روی ترازو و شواهد واقعی از آسیب به اندام‌ها یا مشکلات جسمی مرتبط با چربی مازاد، مانند فشار خون بالا، اختلال در قند خون یا کلسترول، کبد چرب، یا دشواری در حرکات روزمره شده و به این ترتیب  فرد می‌تواند از نظر وزنی در محدوده طبیعی باشد، اما هر دو معیار را برآورده کند.

طی این مطالعه، پژوهشگران دانشگاه کلرادو با همکاری دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و دانشگاه نیویورک با بررسی نمونه‌ای بزرگ از جمعیت آمریکا، این شکاف را آشکار کردند. بیش از نیمی از بزرگسالان در محدوده اضافه وزن و بیش از ۸۵ درصد افراد در شدیدترین دسته وزنی، واجد شرایط چاقی بالینی بودند. به گفته نویسندگان، چاقی بالینی حتی در افرادی با مقادیر ظاهراً طبیعی شاخص توده بدنی نیز بالا است.

برای دهه‌ها، شاخص توده بدنی معیار اصلی تشخیص چاقی بوده است. شاخص توده بدنی نسبت ساده‌ای از قد و وزن است و عدد ۳۰ یا بالاتر (۲۷٫۵ برای بزرگسالان آسیایی‌تبار) مرز چاقی را نشان می‌دهد. این شاخص ارزان، سریع و در همه پرونده‌های بالینی موجود است، اما نمی‌تواند بگوید آیا وزن اضافی واقعاً به بدن آسیب می‌رساند یا خیر و این مساله دقیقاً همان خلأیی که این مطالعه تلاش کرد پر کند.

این تعریف به جای یک سؤال، دو پرسش بنیادین مطرح می کند که آیا فرد چربی اضافی دارد و آیا نشانه‌ای از آسیب های قلبی، کبدی، کلیوی، متابولیک یا حرکتی مرتبط با چربی مازاد در وی دیده می شود؟  به این ترتیب پاسخ «بله» به هر دو پرسش، چاقی بالینی نامیده شده و چربی مازاد بدون آسیب اندامی، برچسب چاقی پیش‌بالینی می‌گیرد.

باید توجه داشت که این تمایز بسیار مهم است، زیرا دو گروه از نظر اندازه بسیار متفاوت‌اند. در این نمونه، حدود ۲۴ درصد بزرگسالان در گروه چاقی پیش‌بالینی و تقریباً ۵۴ درصد در گروه چاقی بالینی قرار گرفتند. به عبارت دیگر، بسیاری از افراد نه تنها چربی اضافی دارند، بلکه پیامدهای سلامتی مرتبط با چاقی نیز در آن ها دیده می شود. نتایج این پژوهش نشان‌دهنده روند صعودی ابتلا به چاقی در جامعه بود.

یافته ها نشان می دهد چاقی بالینی در حدود ۲۶ درصد افراد با شاخص توده بدنی طبیعی، بیش از ۵۰ درصد افراد دارای اضافه وزن، و ۸۵ درصد افراد با چاقی شدید ظاهر شد. بر این اساس  باید پذیرفت عدد روی ترازو تضمینی برای سلامت متابولیک بدن نیست.

در ادامه هنگامی که پژوهشگران چربی مازاد را با دو یا سه معیار غیرطبیعی مبتنی بر اندازه کمر (بدون توجه به وزن) سنجیدند، حدود ۷۸ درصد بزرگسالان واجد شرایط چربی بیش از حد شناخته شدند. این رقم، به گفته نویسندگان، تقریباً دو برابر میزان تشخیص‌داده‌شده با تعاریف مبتنی بر شاخص توده بدنی است.

این یافته از آن جهت دارای اهمیت است که بیشتر دستورالعمل‌های فعلی مراقبت از چاقی، از جمله غربالگری برای بیماری‌های مرتبط و واجد شرایط شدن برای داروهای جدید کاهش وزن (مانند داروهای اینکرتین)، بر پایه شاخص توده بدنی هستند. در حالی که اگر تعریف مبتنی بر چربی بدن و عملکرد اندام‌ها پذیرفته شود، تعداد افراد نیازمند توجه افزایش خواهد یافت و شامل بیماران لاغرتر خواهد شد که پیش‌تر هیچ هشداری ایجاد نکرده بودند.

به باور محققان، این تغییر بزرگ نیازمند بررسی است. تعریف چاقی بالینی،موضوعی جدید است و نویسندگان یادآوری می‌کنند که «بر پایه نظر کارشناسی بوده و هنوز اعتبار سنجی نشده و دانستن این مساله که آیا این روش غربالگری واقعاً سلامت افراد را بهبود می‌بخشد یا صرفاً برچسب بیشتری به آن‌ها می‌زند، سؤالی است که به آزمایش‌های بیشتر نیاز دارد.

مترجم: پانته‌آ محمدحسینی

خروج از نسخه موبایل