وقتی اینترنت می لرزد، بازارهای مالی سقوط می‌کنند

درس تلخ قطعی اینترنت؛

وقتی اینترنت برای حدود بیست روز در دی و بهمن ۱۴۰۴ قطع شد، میلیون‌ها کاربر ایرانی که هر روزشان را با نگاه به چارت و قیمت‌های جهانی آغاز می‌کردند، ناگهان کور و بی‌دفاع ماندند. معامله‌گرانی که با داده‌های جهانی کار می‌کردند، شاهد شرایط نامناسبی شدند، حد ضررها کار نکرد، فرصت‌های طلایی در تاریکی مطلق از دست رفت و روبات‌ها و الگوریتم‌های معاملاتی‌شان که تا لحظه قبل هر ثانیه تصمیم می‌گرفتند، کاملا از نفس افتادند.

 به گزارش خبرگزاری سیناپرس، قطعی طولانی اینترنت در ایران فارغ از تاثیرات روانی، اجتماعی و سیاسی، نه تنها سرمایه بسیاری از افراد را نابود کرد، بلکه اعتماد و آرامش ذهنی هزاران نفر را هم از بین برده و نشان داد که در دنیای امروز، بدون اینترنت پایدار، حتی هوشمندترین تریدرها و پیشرفته‌ترین سیستم‌های هوش مصنوعی هم عملا خلع سلاح می‌شوند.

در روزگاری که هوش مصنوعی از یک فناوری حاشیه‌ای به ستون فقرات بسیاری از صنایع تبدیل شده، بازارهای مالی یکی از حوزه‌هایی است که بیشترین و سریع‌ترین تحول را تجربه کرده است. بانک‌ها، شرکت‌های سرمایه‌گذاری، صندوق‌های بازنشستگی، بروکرها و حتی معامله‌گران خرد و نیمه‌حرفه‌ای امروزه به شدت به الگوریتم‌های هوشمند، مدل‌های پیش‌بینی، سیستم‌های خودکار و تحلیل‌های مبتنی بر یادگیری ماشین وابسته شده‌اند.

این وابستگی عمیق، یک نقطه ‌ضعف بزرگ و اغلب نادیده‌گرفته‌شده نیز به همراه دارد؛ نیاز همیشگی به اتصال پایدار اینترنت و دسترسی بدون وقفه به داده‌های زنده.

 وقتی این شریان حیاتی قطع می‌شود، تمام سازوکارهای پیشرفته هوش مصنوعی تقریبا فلج می‌شوند و کل زنجیره تصمیم‌گیری از کار می‌افتد. یکی از بارزترین و دردناک‌ترین نمونه‌های این شکنندگی، قطعی سراسری اینترنت در ایران از ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ تا اوایل بهمن بود؛ رویدادی که حدود بیست روز طول کشید و اثرات مخرب و طولانی‌مدت آن بر بازارهای مالی آنلاین هنوز در ذهن و حساب‌های بانکی بسیاری از فعالان این حوزه باقی مانده است.

باید توجه داشت هوش مصنوعی اکنون در تقریبا تمام لایه‌های صنعت مالی نفوذ کرده و دیگر تنها یک ابزار کمکی نیست؛ بلکه به موتور اصلی بسیاری از فرآیندها تبدیل شده است. در بخش اعتبارسنجی و اعطای وام، الگوریتم‌های یادگیری ماشینی دیگر تنها به امتیاز اعتباری سنتی و تاریخچه بانکی اکتفا نمی‌کنند. این مدل‌ها صدها و گاهی هزاران متغیر رفتاری، تراکنشی، شبکه‌ای، جغرافیایی و حتی داده‌های جایگزین مانند الگوهای مصرف موبایل، خریدهای آنلاین و فعالیت‌های شبکه‌های اجتماعی را همزمان تحلیل می‌کنند تا احتمال خطا را با دقت بسیار بالاتری از روش‌های کلاسیک پیش‌بینی کنند.

در کشف تقلب و امنیت تراکنش‌ها نیز هوش مصنوعی عملکردی شگفت‌انگیز دارد؛ سیستم‌های مبتنی بر این فناوری می‌توانند در کسری از ثانیه الگوهای غیرعادی را در میان میلیون‌ها تراکنش شناسایی کنند، چیزی که حتی تیمی از کارشناسان انسانی با صرف هفته‌ها زمان هم قادر به انجام آن نیستند.

از سوی دیگر مدت‌هاست که چت‌بات‌های پیشرفته و دستیارهای مجازی مبتنی بر مدل‌های AI دیگر فقط پاسخ‌های از پیش نوشته‌شده نمی‌دهند؛ آنها می‌توانند قراردادهای پیچیده را بخوانند، مفاد را تفسیر و محصول مناسب پیشنهاد دهند، اعتراض مشتری را درک کنند، راه‌حل ارائه کرده و در برخی موارد حتی فرآیند افتتاح حساب یا صدور کارت اعتباری را تا مراحل نهایی پیش ببرند.

پلتفرم‌های مدیریت سرمایه و robo-advisorها مانند نمونه‌های معروف جهانی Robinhood، eToro و Wealthfront از هوش مصنوعی برای شخصی‌سازی کامل پیشنهادهای سرمایه‌گذاری استفاده می‌کنند؛ پیشنهادهایی که بر اساس تحمل ریسک واقعی فرد، افق زمانی سرمایه‌گذاری، سابقه رفتاری، اهداف مالی و حتی تغییرات اخیر بازار تنظیم می‌شوند.

در لایه معاملاتی نیز، بخش بسیار بزرگی از حجم معاملات روزانه در بورس‌های بزرگ جهان توسط الگوریتم‌های معاملاتی با فرکانس بالا انجام می‌شود که با سرعت بسیار زیادی تصمیم به خرید یا فروش می‌گیرند و از اختلاف‌های بسیار کوچک قیمتی سود می‌برند. تحلیل احساسات بازار نیز یکی دیگر از کاربردهای قدرتمند هوش‌مصنوعی است؛ این سیستم‌ها اخبار، پست‌های شبکه‌های اجتماعی، گزارش‌های مالی شرکت‌ها، مصاحبه‌ها و حتی لحن و کلمات به‌کاررفته توسط مدیران عامل را پردازش می‌کنند تا جهت‌گیری کوتاه‌مدت و میان‌مدت بازار را پیش‌بینی کنند.

اما تمام این کاربردها، بدون استثنا، یک ویژگی مشترک و حیاتی دارند: وابستگی شدید و مطلق به داده‌های زنده و پردازش ابری یا سرورهای متصل به اینترنت. بدون جریان مداوم داده، بدون امکان به‌روزرسانی مدل‌ها، بدون دسترسی به APIهای خارجی و بدون ارتباط با سرورهای محاسباتی قدرتمند، کل این اکوسیستم هوشمند از کار می‌افتد. دقیقا به همین دلیل بود که قطعی ۲۰ روزه اینترنت در ایران به یک فاجعه خاموش و در عین حال بسیار گسترده برای بازارهای مالی آنلاین تبدیل شد.

کارگزاری‌های بورس تهران، پلتفرم‌های داخلی رمزارز، بروکرهای فارکس و CFD، اپلیکیشن‌های معاملاتی بین‌المللی و حتی برخی ابزارهای تحلیلی خارجی در این دوره عملا غیرقابل دسترس شدند. بسیاری از معامله‌گران نتوانستند موقعیت‌های باز خود را ببندند، حد ضرر اعمال کنند یا حد سود را تغییر دهند. مدل‌های هوش مصنوعی که برای پیش‌بینی و تصمیم‌گیری به داده‌های لحظه‌ای وابسته بودند، بدون دریافت ورودی جدید به‌سرعت از کار افتادند و الگوریتم‌هایی که در حالت عادی هر ثانیه هزاران تصمیم معاملاتی می‌گرفتند، ناگهان کاملا کور شدند. کاربرانی که از صرافی‌های خارجی استفاده می‌کردند، نه توانستند دارایی خود را منتقل کنند، نه برداشت انجام دهند و نه حتی وارد حساب شوند.

شرکت‌های فین‌تک ایرانی، استارتاپ‌های تحلیل بازار و حتی برخی بانک‌ها و موسسات مالی که بخشی از پردازش‌های هوش مصنوعی خود را روی سرویس‌های ابری خارجی مانند AWS، Google Cloud، Microsoft Azure و دیگر پلتفرم‌ها اجرا می‌کردند، در طول این قطعی کاملا از دسترس خارج شدند و عملا هیچ اقدامی برایشان ممکن نبود. وقتی معامله‌گر نمی‌داند قیمت فعلی چیست، نمودار چگونه حرکت کرده، اخبار چه تاثیری گذاشته و پوزیشن او در چه وضعیتی است، معمولا به تصمیمات هیجانی و احساسی روی می‌آورد؛ تصمیماتی که در اکثریت قریب به اتفاق موارد به زیان سنگین منجر می‌شود.

هوش مصنوعی هرچند بسیار قدرتمند و شگفت‌انگیز به نظر می‌رسد، اما ساختار آن ذاتا به سه عنصر اصلی وابسته است: دسترسی مداوم به داده‌های تازه، توان محاسباتی بسیار بالا و ارتباط پایدار و بدون وقفه بین تمام اجزای سیستم. وقتی حتی یکی از این اجزا قطع شود، کل زنجیره از کار می‌افتد. می‌توان هوش مصنوعی مدرن را به یک موتور توربوشارژ بسیار قوی و پیشرفته تشبیه کرد که بدون بنزین، برق و جاده آسفالت‌شده، هیچ ارزش عملی ندارد و فقط یک قطعه فلزی گران‌قیمت است.

تجربه تلخ قطعی اینترنت در ایران چند پیام روشن و مهم به همراه داشت که فعالان بازارهای مالی، چه حرفه‌ای و چه خرد، نمی‌توانند آن را نادیده بگیرند. نخست اینکه تنوع‌بخشی به زیرساخت ارتباطی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت است. استفاده از مسیرهای ارتباطی مختلف، اینترنت ماهواره‌ای (در صورت دسترسی)، سیم‌کارت‌های مرزی موقت، یا حتی در مقیاس کوچک‌تر شبکه‌های مش (Mesh) محلی می‌تواند در شرایط بحرانی از ضررهای سنگین پیشگیری کند. دوم، تعریف قوانین خودکار و از پیش تعیین‌شده برای مدیریت ریسک در شرایط قطع ارتباط طولانی‌مدت ضروری است؛ قوانینی مانند بستن خودکار پوزیشن‌ها، کاهش حجم معاملات، فعال شدن حالت دفاعی یا حتی انتقال دارایی به والت‌های سرد در صورت قطع دسترسی بیش از چند ساعت به شبکه اینترنت. سوم، آموزش و آمادگی ذهنی معامله‌گران برای سناریوهای بدون اینترنت باید جدی گرفته شود؛ بسیاری از افراد هنوز نمی‌دانند در چنین شرایطی دقیقاً چه باید بکنند و همین ناآگاهی به تشدید زیان‌ها منجر می‌شود.

بدون شک کسانی که آموزش و تجربه کافی در مدیریت ریسک و مواجهه با بحران‌های زیرساختی ندارند، بهتر است با احتیاط بسیار بیشتری وارد بازارهای مالی آنلاین شوند یا حتی تا ایجاد زیرساخت‌های مقاوم‌تر، از ورود به معاملات پرریسک خودداری کنند. بازارهای مالی دیجیتال در ذات خود پرریسک هستند و در شرایط قطع اینترنت، این ریسک به شکل تصاعدی و گاهی غیرقابل کنترل افزایش می‌یابد. آینده احتمالا ترکیبی از هوش مصنوعی بسیار پیشرفته‌تر و زیرساخت‌های ارتباطی مقاوم، چندلایه و غیرمتمرکز خواهد بود؛ اما تا رسیدن به آن نقطه، هر بازیگری در این حوزه باید این سوال اساسی را هر روز از خود بپرسد: اگر فردا اینترنت برای دو هفته قطع شود، سیستم، استراتژی و سرمایه من در چه وضعیتی خواهد بود؟

گزارش: احسان محمدحسینی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا