احتیاط در توصیف فناوری

از خودروهایی که بدون نیاز به راننده در شهر تردد میکنند تا رباتهایی که وظایف ما را بر عهده میگیرند تا شکار موجودات مجازی در کوچهپسکوچههای شهرهای واقعی تا افزودن بر واقعیت محیط اطراف با کمک ابزارهای دیجیتال پوشیدنی تا گشوده شدن دروازههای عصر اینترنت اشیا، همه و همه تنها شمههایی از جهان غریب و شگفتی هستند که تا همین چندی پیش در رویاهای آیندهنگرانه خود با آنها مواجه میشدیم و اکنون در دنیای اطراف خود شاهد آن هستیم.
مواجهه با فناوری بهخصوص فناوریهای نوین ارتباطی و دیجیتال که تأثیرات عمیقی بر سطح زندگی ما میگذارند همیشه با هراسی از دنیای ناشناخته این فناوریها همراه بوده است. این نگرانی از فناوریهای نو و تأثیرات آنها و همینطور دنبال کردن روند آنها و اینکه در آینده چه تواناییهایی برای ما به ارمغان میآورند نهتنها نگرانی بهجا و مهمی است که باعث میشود ما اسیر حبابهای موقت ناشی از فناوری شیفتگی نشویم و چشماندازی واقعگرایانه از امروز و آینده خود داشته باشیم.
اما از سوی دیگر تشدید کردن این نگرانی بهخصوص در جامعه ما که سابقهای طولانی در هراسهای ناشی از نو شدگی دارد، نهتنها ممکن است باعث محدود شدن فناوریها و عدم استفاده صحیح از آنها شود که راه را بر نقدهای واقعی و نگرانیهای واقعی نیز ببندد.
داستان مواجهه ما با فناوری و اثرات آن و انکار یا هراس افکنی از آنها سابقه طولانی دارد. زمانی ابزارهای پخش ویدئویی باعث نگرانی بود، ماشین فکس، تلفنهای همراه، تلفنهای تصویری، انتقال دادههای دیجیتال به کمک فناوری بلوتوث، شبکههای اجتماعی و دهها مورد دیگر را میتوان نام برد و به بررسی موردی هر یک از آنها و رفتاری که ما در مقابل آنها از خود بروز دادیم پرداخت.
مواجهه با فناوری بهخصوص فناوریهای نوین ارتباطی و دیجیتال که تأثیرات عمیقی بر سطح زندگی ما میگذارند همیشه با هراسی از دنیای ناشناخته این فناوریها همراه بوده است.
اکنون به نظر میرسد ما در مواجهه با فناوریهای نو گاهی با خارج گردن آنها و رویدادهای مرتبط به آنها از چهارچوب خود یکبار دیگر به دلایل مختلف در حال هراس افکنی از دنیای فناوری هستیم.
در این دوره که بسیاری از این فناوریها در حال آزمودن خود هستند بهطور طبیعی خطاهای زیادی را نیز به همراه دارند. گاهی ممکن است کاربری از آنها استفاده بد انجام دهد، گاهی ممکن است یک نقص پیشبینینشده کارآمدی آن ابزار را کاهش دهد و گاهی ممکن است افراد سودجو از امکاناتی مهم و کارآمد سو استفاده کنند.
طبیعی است که برای علاقهمندان بهطور عام و بهطور خاص برای رسانههایی که به گزارش این رویدادها میپردازند، چنین رویدادهای استثنایی مهم و جذاب هستند.
اما مشکل اینجا است که وقتی این مسائل از چهارچوب رویداد خارج میشوند ممکن است تصویری غیرواقعی و هراس آلود از ماهیت فناوری و نه استفاده اشتباه از آن را برای مخاطب ترسیم کنند.
به خاطر دارم چند سال پیش که داستان انتقال برخی از تصاویر و محتوای دیجیتال از طریق بلوتوث داغ شده بود، در بسیاری از رسانههای ما از تیترهایی با ماهیت ضد فناوری استفاده میشد.
برای مثال بهجای اینکه گفته شود شخصی با افشای تصاویر خصوصی فردی باعث آسیب دیدن به زندگی او شده است، از تیترهای سیاهی چون «بلوتوثهای شیطانی عامل نابودی خانواده»، «جوانان در دام بلوتوث»، «بلوتوث بنیاد خانواده را نابود کرد» و مشابه آن استفاده میشد. گویی در این رویدادها که استثناهایی از مجموع کاربردهای انتقال داده با کمک این فناوری بود، هیچ شخص عاملی وجود نداشت و این فناوری بود که بهخودیخود دست به افشاگری و رسوایی زده بود.
به یاد دارم خانوادههایی را که تحت تأثیر این تیترها زمانی که برای فرزندان خود گوشی همراه میخریدند تأکید داشتند که مبادا این ابزار به بلوتوث مجهز باشد.
در این بازار بود که جای خلافکار عوض میشد و ابزار در جایگاه متهم مینشست.
حالا داستان کمی پیچیدهتر شده است. پیچیدگی این فناوریها و وابستگی ما به آنها ممکن است این نگرانیها را بار دیگر مطرح کند و دراینبین تأکید و گزارش دهی پر آبوتاب از رویدادی استثنایی در خارج از چهارچوب رویداد باعث میشود تا ذهن ما مخاطبان به مسیری دیگر برود.
نقشههای گوگل را در نظر بگیرید. این نقشهها باعث راحتتر شدن زندگی ما شده است. ما کمتر احتمال دارد در میانه شهر و برای پیدا کردن آدرسی ناآشنا گم شویم و حتی هدایت ما بهسوی مقصد را راحتتر کرده است. البته در بین میلیونها بار استفاده از این ابزار گاهگداری کاربری بدون توجه به اخطارهای تولیدکننده نقشه، خود را در بنبستی میبیند و حتی در یکی دو مورد تصادفی برای او رخداده است. آیا این به معنی ناکارآمدی و خطرناک بودن فناوری است؟
در دو نمونه که در چند ماه گذشته اتفاق افتاد یکبار شاهد این بودیم که یکی از رانندگان خودروهای تسلا که از سیستم راننده خودکار استفاده میکرد دچار تصادف شد. هنوز سیستم اتو پایلوت یا راننده خودکار این خودروها در مرحله آزمایشی قرار دارد و به رانندگان توصیهشده است در هنگام استفاده از آن مراقب باشند و خودرو را به حال خود رها نکنند. در بین هزاران مورداستفاده از این فناوری – که هنوز هم درحالتوسعه است – یک تصادف به وقوع پیوسته است. این تعداد را مقایسه کنید با تعداد دفعاتی که ترمز خودروها عمل نیم کند و تصادفی رخ میدهد و البته مقایسه کنید که چه مدتی از ظهور فناوری ترمزهای خودرو گذشته است.
خبر چنین رویدادی در برخی از رسانهها ما به شکل «فناوری راننده خودکار باعث تصادف شد» و یا «آینده خطرناک وابسته شدن به خودروهای رباتیک» و امثال آن منتشر میشود. البته که اصل خبر درست است. اما وقتی آن را از چهارچوب خارج میکنیم و فراموش میکنیم بگوییم که راننده احتمالا در هنگام استفاده بهطور کامل حواس خود را از روند رانندگی بهجای دیگری معطوف کرده بود و اینکه دهها گروه در حال بهروزرسانی و ایمن کردن این فناوری هستند و اینیک تصادف در طی چندین هزار کاربرد بوده است. ناگهان تصویری از آینده خودروهای سرکش و بی کنترلی در ذهن ترسیم میشود که باید از الآن جلوی آن را گرفت.
در موردی دیگر و در جریان حوادث تیران دزی به پلیس دالاس، زمانی که بعد از مذاکرات و همه تلاشهای پلیس امکان گرفتار کردن یا هدف قرار دادن تک تیراندازی که چندین پلیس را کشته بود و قصد تسلیم شدن هم نداشت، نیروهای پلیس از یک خودروی رباتیک دارای هدایت از راه دور – که بهطورمعمول برای خنثیسازی یا بررسی صحنه جرم استفاده میشد – استفاده کردند و با متصل کردن بستهای انفجاری به آن و فرستادن آن بهسوی تیرانداز او را از بین بردند، خبر در برخی از رسانههای معتبر ما به این شکل مطرح شد که در جریان تیراندازی و رویدادهای اخیر پلیس از یک ربات برای کشتن مظنون سیاهپوست استفاده کرده است و این مسئله باعث بحثهایی شده است که ما یک ربات بدون احساسات را برای از بین بردن یک نفر استفاده کردهایم.
وقتی من چنین توصیفی را میشنوم ناخودآگاه یاد فیلم روبوکاپ میافتم که رباتی قاتل بدون هیچ فکر و اندیشهای با دستور قتل راهی صحنه شده است و یک شهروند – آنهم سیاهپوست – را از پای درآورده است.
نکته تأملبرانگیز این است که همه آنچه در این روایت گفته میشود درست است اما کامل نیست.
روایت کامل داستان این است که پلیس از یک خودروی رباتیک دارای کنترل از راه دور برای هدف قرار دادن یک تکتیرانداز استفاده کرده است، که تا آن لحظه تعداد زیادی از پلیسها را کشته و تعداد دیگری را زخمی کرده و در مذاکره حاضر به تسلیم نشده و هیچ راهی برای دستگیری او بدون اینکه پلیس یا مردم عادی تلفات بیشتری بدهند وجود نداشته است. این خودرو بهخودیخود تصمیم به قتل نگرفته است کاربرانی تعلیمدیده این کار را بر عهده داشتهاند و پلیس این کار را کرده است.
سوال بعدی که پسازاین روایت ناقص مطرح و درباره آن بحث میشود این است که واقعاً این آیندهای است که میخواهیم بهسوی آن گام برداریم؟
ذهن ما با این تصویر ناقص هراسی از آینده فناوری رباتیک که در حال امن کردن، بهتر کردن و باکیفیتتر کردن زندگی ما است، پیدا میکند.
بهخصوص وقتی فراموش میکنیم که در مناظره مشابهی که در این مورد جریان دارد تکتک نگرانیهای حتی جزئیتر از این مورد در حال بررسی است و راهحلهایی برای نسلهای آینده اینچنین ابزارهایی مطرح میشود.
داستانگویی در علم و فناوری مانند هر شاخه دیگری از روزنامهنگاری در کنار نیازی که به جذابیت دارد اما باید مبتنی بر واقعیتها، دادهها، تحلیلهای درست و تعریف و توضیح چهارچوبها و معرفی مناظرههای واقعی در اطراف آن موضوع باشد.
ما چنین مسیری را پیشتر آزمودهایم و از آن ضربه خوردهایم باید مراقب باشیم که در مواجهه با دنیای سریع و شگفتانگیز آینده که به همراه خود نگرانیها و امیدهای واقعی به همراه دارد خود را اسیر کلیشههای غیرواقعی نکنیم.
—
پوریا ناظمی / روزنامه نگار علم
No tags for this post.