کد خبر : 440 شنبه 15 آذر 1393 - 14:25:30
لایه-میانی،-حلقه-گمشده-صنعت-ساختمان

گفتگوی سیناپرس با رئیس قطب علمی سازه و زلزله و استاد برجسته بنیاد ملی نخبگان

لایه میانی، حلقه گمشده صنعت ساختمان

سیناپرس: پروفسور عليرضا خالو سال 1335 در اهواز متولد شد. رشته مهندسي عمران در مقطع کارشناسي را در دانشگاه ايالتي تگزاس و کارشناسي ارشد را در رشته سازه در دانشگاه ايالتي ويرجينياي غربي و همچنين گرايش سازه در مقطع دکترا را در دانشگاه ايالتي کاروليناي شمالي، با رتبه درخشان به پايان رسانيد.

سینا پرس: پروفسور خالو هشت کتاب تخصصي، ترجمه و تأليف کرده‌ و در تهيه پنج مقررات ملي و آئين‌نامه طراحي نقش اساسي داشته است. وی تاکنون 3 مورد ثبت اختراع داشته‌ و بيش از 45 مقاله علمي در مجلات با نمايه ISI و 40 مقاله در مجلات علمي پژوهشي و 200 مقاله در کنفرانسهاي ملي و بين‌المللي ارائه کرده است.

پروفسور خالو در پروژه‌هاي مختلف کشور مانند برج ميلاد، سد مسجد سليمان، سد جگين، سد کرخه، مقاوم‌سازي چندين پالايشگاه و ... در زمينه‌هاي طراحي، تحليل، مقاوم‌سازي و مديريتي نقش اساسي داشته‌ است،همچنين به مدت يک سال به عنوان محقق در دانشگاه کاروليناي شمالي فعاليت داشت.

رئیس تنها قطب علمی سازه و زلزله کشور چندین نوبت به عنوان استاد نمونه و محقق نمونه دانشگاه صنعتي شريف،  عضو ارشد  ACI انتخاب شده و جايزه بهترين مقاله در کنفرانس بين‌المللي سنگاپور را ازآن خود کرده است. همچنين سمت هاي گوناگوني در دانشگاه صنعتي شريف داشته و همزمان با آنها رياست ACI شاخه ايران را نيز بر عهده دارد.همچنین پروفسور خالو به تشخيص هيات داوران دومين يادواره مهندسي عمران ايران، رتبه دوم پژوهشهاي بنيادي مهندسي عمران را کسب کرده است.

موفقیت های چشمگیر پروفسور خالو ، ریاست تنها قطب علمی سازه و زلزله کشور سبب شد گفت وگویی با وی داشته باشیم.

چه انگیزه ای سبب شد  که رشته مهندسی عمران را انتخاب کنید؟

اصالت من اهوازی است.در نزدیکی منزل ما پلی بود که مدرسه ما آن سوی پل قرار داشت. صبح و عصر که به مدرسه می رفتم شکل و چگونگی عملکرد این پل برای من خیلی جذابیت داشت و همیشه نسبت به آن کنجکاو بودم. در آن زمان رشته مهندسی عمران کنونی به نام مهندسی راه و ساختمان خوانده می شد که به نظرم عنوان جذابی داشت. البته گفتنی است که هر رشته جذابیت خود را داراست. اما مثل خیلی از انسان ها هیچوقت کار یکنواخت و روزمره را دوست نداشتم. تشویق خانواده در کنار تلاش و سخت کوشی خودم باعث شد که ادامه تحصیل را در اهم کارهایم قرار دهم و در این رشته ادامه تحصیل بدهم.

اگر به گذشته بازگردید بازهم به سراغ رشته مهندسی عمران می روید؟

شاید نه، اگر به عقب بازمی گشتم حتما جراح می شدم؛ آن هم جراح مغز و اعصاب، زیرا  احساس می کنم توانمندی انجام کارهای ویژه ای را دارم.

نقاط ضعف و قوت علمی کشور به خصوص در حوزه تخصصی خودتان را در چه مواردی می دانید ؟

در هر رشته ای نقاط قوت و ضعف هایی وجود دارد .یکی از موارد قوت، وجود متخصصین و تحصیلات در سطوح  ارشد و دکتراست. اما بخش میانی که دراین جا نیاز داریم ،ضعیف و کمرنگ شده است و آن بخشی اجرایی حرفه ماست. متاسفانه در حرفه ما کارهایی به اشخاص غیر حرفه ای که سواد و اطلاعات علمی این رشته را ندارند واگذار شده است و این مسئله باعث شده که لایه میانی هر روز ضعیف تر شود. دراینجاست که ناظر وجود دارد اما کننده کار نبوده و هزینه هایی را هدر می دهند . به عقیده من روی افراد متخصص باید سرمایه گذاری شود تا این لایه میانی به دست افراد مطلع و کاردان بیافتد. به عنوان مثال در کشورهایی مثل آلمان تعداد افرادی که دکترا دارند زیاد نیست،  اما روی افراد سرمایه گذاری شده تا کار بر اساس استانداردها انجام شود.

به نظر شما راه توسعه این مباحث در کشور چیست؟

جامعه مهندسین باید در امر تصمیم سازی و اثرگذاری نقش پررنگ تری را ایفا کنند.به این دلیل که وقتی مدیریت کارآمد و دیدفنی و تخصصی در سطح کلان وجود نداشته باشد نیاز ضروری ایجاد می شود تا تصمیم گیری اشتباهی صورت نگیرد. یهتر است از جامعه مهندسی در تمامی تخصصی ها باید برای اجرایی کردن تصمیم گیری ها استفاده شود.

تاثیر تولید مقالات علمی بر علم چیست ؟

مسلما مقالات تاثیرگذاری بسیار زیادی در نشر علم در مرزهای دانش دارند. همچنین در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا نقش ویژه ای را ایفا  می کند. اما بهتر است اینجا این سوال را بپرسیم که از لحاظ اجرایی کجا قرارداریم؟ مقالات بخش مهمی از علم هستند که مرزهای دانش را به یکدیگر ارتباط می دهند و این به نفع مملکت است.

در موضوع مقاوم سازی، ایران چه جایگاهی دارد؟

با توجه به پیشرفت های علمی در دانشگاه ها، دانش های فراوان و در سطح بالایی در کشور به وجود آمده و ما را از لحاظ نظری در جایگاه بسیار خوبی قرار داده است. ولی نیاز به توسعه از لحاظ فعالیت های اجرایی همواره احساس می گردد. البته ساخت سازه هایی در حد بلند مرتبه سازی مثلا هشتاد طبقه در کشورهای توسعه یافته صد سال قبل شکل گرفته است. ما امروز به این توانمندی رسیده ایم که برای ارتقای این مورد نیاز به تلاش های بسیار مهندسین و متخصصین است تا جایگاه واقعی خود را بدست آوریم.

در ایران یک سری از ساختمان های ساخته شده با توجه به افزایش طول عمر، عدم ساخت صحیح می بایستی تخریب شوند وگرنه وقوع حتی زلزله ای با بزرگی کم، نیز آن ها را دچار آسیب می کند! تأکید می کنم که پیشگیری بهتر از درمان است. زلزله ژاپن را در نظر بگیرید؛ که بزرگترین زلزله در ششصد سال گذشته بوده است. پس از این زلزله جایکا (سازمان دولتی مستقل بین‌المللی در ژاپن ) مطالعه ای برای شهر تهران انجام داده که اگر زلزله هفت ریشتری در این شهر به وقوع بپیوندد؛ سیصد هزار نفر همان ابتدا جان خود را از دست خواهند داد. بررسی ها حاکی از این است؛ که همه جای ایران لرزه خیز است. و باید به این نکته توجه داشت برای انجام اقدام بزرگ در کاهش خسارات احتمالی همه کار مربوط به مهندسین نیست. عواملی که سازنده هستند؛ از همین همشهریان و آشنایان خودمان هستند. منظور این است که در مسائل مقاوم سازی بخشی از کار مهندسی است و بخش اعظم آن فرهنگی است.

نکته بسیار مهم و فراموش شده در کشور ما این است؛ که بعد سازه ای متخصصین رشته معماری ضعیف است. دانشجویان این رشته در دانشگاه های کشور یک درس استاتیک را می گذرانند اما در کشورهای توسعه یافته ای همچون آمریکا دانشجویان معماری در کنار درس استاتیک، دروسی چون طراحی سازه و تحلیل سازه را فرا می گیرند. ضروری است تا معماران ما از ذهنیت سازه ای قوی تری برخوردار باشند و بنابراین در برخی موارد در بخش طراحی سازه ای ممکن است عملا پس از طرح اولیه معماری برخی از نقشه هایی که در ذهن معماران هست؛ تغییر کند. زمانیکه معماران شکل پلان را استخراج می کند؛ باید حس ایستایی را به همراه داشته باشد.

این طوراست که در همه جای دنیا مهندسین سازه ای زیر نظر مهندسین معماری فعالیت می کنند. ولی چنین اقداماتی در ایران صورت نمی گیرد. شاید دلیل امر این باشد که پایه های اصول مهندسی معماری در کشور ما عمدتا بر مبنای ایده های ایتالیا بوده که عملا ارتفاع در سازه ها کمتر است. البته اکنون مهندسین معمار ایتالیایی ها دید سازه ای بهتری دارند.

موضوع دیگر و با اهمیت خلأ اجرای مناسب است. با توجه با این مورد که چند سالی است در دانشگاه درس روش های اجرای سازه های پیشرفته را تدریس می کردم؛ این دیدگاه را مطرح کردم.در کشورهای پیشرفته فعالیت های اجرایی هم متناسب با سایر مسائل مربوط به طراحی و مصالح ساختمان پیشرفت کرده است.

در کشور ما در سال های قبل از توان کشورهای خارجی برای اجرای پروژه های خاص استفاده می شد. چنان که امروز در کشور پیشرفت در زمینه اجرای پروژه های بزرگ قابل مشاهده است.

همواره می دانیم که ایده ها بسیار خوب است اما چه کسی می خواهد نسبت به اجرای آنها اقدام کند؟! با وجود کلیه شرایط موجود به نظر می رسد؛ که در کشور سطحی از مراحل ساختمان سازی را به شدت از دست داده ایم و آن هم لایه تکنسین ها است. مثل این است که می خواهیم از پله اول به پله دوازدهم برسیم؛ غافل از اینکه در این میان باید افرادی باشند که کمک کنند؛ گام هایی روبه جلو برداشته شود. و این حلقه گمشده صنعت ساختمان است. مهندسین ما دیگر دست به آچار نیستند و این موضوع کاملا محسوس است.

 

نظرات شما

[کد امنیتی جدید]