کد خبر : 43869 چهارشنبه 13 مرداد 1395 - 08:35:42
رشته-فیزیک-آینده-شغلی-درخشانی-در-ایران-ندارد

دکتر یاسمن فرزان،استاد پژوهشگاه دانش‌های بنیادی :

رشته فیزیک آینده شغلی درخشانی در ایران ندارد

سیناپرس: دکتر یاسمن فرزان، استاد پژوهشگاه دانش‌های بنیادی، سال 1355 در شهر تبریر متولد شد و سال 1372 پس از قبولی در امتحان سراسری مرحله اول المپیاد فیزیک راهی تهران شد.

فرزان سال 1373 به عنوان عضو تیم المپیاد ایران برای شركت در المپیاد جهانی به پكن رفت و موفق به کسب جوایز متعددی شد؛ کسب رتبه نخست در بین دختران شرکت کننده از جمله آنهاست. سال 1373 وارد دانشکده فیزیك دانشگاه صنعتی شریف شد و سال 1376 با دکتر محمد مهدی شیخ جباری(جوانترین چهره ماندگار فیزیک ایران) كه آن زمان او نیز دانشجوی دكتری فیزیك در همان دانشكده بود، ازدواج كرد. سال 1377 موفق به اخذ مدرک كارشناسي فيزيكش از این دانشگاه شد. در همان سال در آزمون سراسری ورودی کارشناسی ارشد شرکت و رتبه نخست این آزمون را از آن خود کرد. هرچند دوره كارشناسی ارشد پس از گذشت دو سال به اتمام می رسد اما او موفق شد طی یک سال مدرک کارشناسی خود را ( گرایش فیزیک انرژی های بالا در ذرات بنیادی) در سال 1378 از دانشگاه صنعتی شریف دریافت کند.

 پس از آن به همراه همسرش به ایتالیا رفت. همسر او در آی-سی-تی-پی دوره پسا دكتریش را می گذراند. او نیز در آزمون ورودی دکترای موسسه سیسا شركت کرد و پس از قبولی اش در رشته ذرات بنیادی به تحصیلش ادامه داد؛ سیسا، موسسه تحصیلات تكمیلی در شهر تریست ایتالیاست. پس از دو سال دوره پسا دكتری همسر او در موسسه آی-سی-تی-پی به سر آمد و از جانب دانشگاه استنفورد در کالیفرنیای آمریکا به همسرش به عنوان پژوهشگر دوره پسا دكتری پیشنهاد استخدام داده شد. پس چند نامه نگاری با رییس بخش تئوری آزمایشگاه اسلك (SLAC=Stanford Linear Accelerator Center) بنا شد او نیز به عنوان  دانشجوی«مهمان» به همراه همسرش به آن موسسه برود و بقیه دوره دكترایش را در آنجا سپری کند. او  از سال 2001 تا 2004 در بخش تئوری موسسه اسلك مشغول به كار پژوهشی شد.

فرزان در این مدت با تمام قوا كوشید تا از هر فرصتی برای قوی‌ترکردن پایه علمی اش بهره بگیرد زیرا او و همسرش مصمم به بازگشت به ایران بودند و او می دانست پس از بازگشت به ایران دیگر نمی تواند از راهنمایی علمی این استادان بهره بگیرد. او پس از سه سال (سال 2004) بار دیگر به ایتالیا بازگشت تا از پایان نامه اش دفاع کند. او در نهایت سال 1383 موفق شد مدرک دکترایش را از این موسسه دریافت کند. او هرچند در آن زمان از چند دانشگاه آمریكایی و اروپایی پیشنهاد موقعیت پسادكتری داشت اما ترجیح داد به ایران برگردد و در پژوهشكده فیزیك پژوهشگاه دانش های بنیادی مشغول به كار شود.

کسب جایزه ICTP در سال 2013، جایزه  فیزیكدان جوان (سال 2008) از اتحادیه بین المللی فیزیك محض و كاربردی IUPAP، رتبه اول جشنواره  جوان خوارزمی( بهمن 1385)، عضو وابسته آی-سی-تی-پی( از سال 2007 تاکنون)، جایزه ابوریحان فرهنگستان علوم ( در سال 94)، چاپ و انتشار 47 مقاله تحقیقاتی در مجله های معتبر بین المللی در شاخه فیزیك انرژی‌های بالا شاخه نظری HEP-PH و 11 مقاله به صورت Proceeding  در كنفرانس‌ها و  ارایه چهار مقاله علمی ترویجی در مجله های داخلی از جمله سوابق علمی و رتبه های درخشان او محسوب می شود.

همچنین او مسوول شعبه ایران شبکهINVISIBLES است؛ از سال 2011 شبكه اروپایی به نام INVISIBLESشكل گرفته است كه هدف آن تربیت نسل جدید پژوهشگران در زمینه فیزیك نوترینو و ماده تاریك است. این شبكه پنج شعبه غیر اروپایی در آمریكا، هند، مصر، ایران و برزیل) دارد.

چطور شد رشته  فیزیک را انتخاب کردید؟

من از سال 73 زمانی که در اردوی آمادگی المپیاد شرکت کردم به این رشته علاقمند شدم. پس از آن توضیح پیچیده های با قوانین ساده مبتنی بر فرمالیزم ریاضی، علاقه مرا به این رشته دو چندان کرد.

کسی هم مشوق شما در انتخاب این رشته بود؟

بله استادانی که مرا در المپیاد تعلیم می دادند مشوق من در انتخاب این رشته بودند.

اگر زمان به عقب برگردد، شما دوباره این رشته را انتخاب می‌کنید؟

بله. قطعا

شما به عنوان کسی که سال ها در این زمینه به فعالیت پرداختید، فکر می کنید درحال حاضر مهمترین نقاط قوت و ضعف این رشته در کشورمان کدام است؟

هرچند سیل دانشجویان علاقه مند و مستعد به این رشته جزو نقطه های قوت و مثبت این رشته محسوب می شود اما متاسفانه معیارهای ارزیابی عموما مخدوش است و این امر سر منشا بسیاری از مشکل ها شده است. اگر این روال ادامه یابد و همچنان غفلت کنیم، با کمبود و نبود معیارهای ارزیابی، شارلاتانیزم رشد پیدا خواهد کرد.

در حال حاضر جایگاه ایران در علم فیزیک نسبت به جهان را چگونه ارزیابی می کنید؟

هرچند هم اکنون برخی افراد در شاخه های مختلف در سطح جهانی به فعالیت پرداخته اند اما در مجموع  جایگاه خیلی قابل توجهی نداریم. امروزه  شمارش تعداد مقاله های نوشته و چاپ شده، معیار مناسبی برای تشخیص جایگاه علمی یک کشور نیست.  افزایش درصد تعداد مقاله های نگاشته شده در یک سال به طریق اولی معیار خوبی نیست. مثلا اگر در سال 95 در کشوری هیچ مقاله ای نوشته نشود اما سال بعد ده مقاله نگاشته شود، بی نهایت درصد رشد داشته است. این افزایش درصد به این معنا نیست که آن کشور به قلعه ای رفیع رسیده است.

ما به طور جزیره‌ای در شاخه‌هایی که محققان به طور جدی فعالیت دارند، رشد خواهیم کرد. ما این رشد اندک را مدیون همت عده معدودی هستیم . من در سطح ملی با این برنامه ریزی ها امید چندانی به رشد این علم ندارم.  فقط تعداد مقاله های ما بدون توجه به کیفیت آنها بیشتر خواهد شد.

با این وجود آینده این رشته را در کشورمان چگونه تصور می کنید؟

ما به طور جزیره‌ای در شاخه‌هایی که محققان به طور جدی فعالیت دارند، رشد خواهیم کرد. ما این رشد اندک را مدیون همت عده معدودی هستیم . من در سطح ملی با این برنامه ریزی ها امید چندانی به رشد این علم ندارم.  فقط تعداد مقاله های ما بدون توجه به کیفیت آنها بیشتر خواهد شد.

اصولا پژوهشگران ایرانی مقیم کشور با چه مشکل‌هایی مواجه هستند؟

جدا از مشکل هایی که پژوهشگران با آن مواجه اند، گرفتن وقت مصاحبه برای اخذ ویزا جهت شرکت در کنفرانس‌های بین المللی از جمله مشکل‌هایی است که اغلب محققان ایرانی با آن مواجه هستند. اگر وزیر خارجه به این امر اهمیت دهد به راحتی می تواند این معضل را حل کند. تنها کافی است یک ضیافت شامی ترتیب دهد و سفرای کشورهای پیشرفته را دعوت کند و از آنها بخواهد به وضعیت وقت مصاحبه گرفتن و صف‌های جلوی در کنسولگری ها سر و سامانی دهند. این مشکل تنها به ما پژوهشگران اختصاص ندارد سایر افراد نیز با این مساله مواجه اند. مساله دیگر اینکه ما همیشه باید نزدیک سفارتخانه شاهد کشمکش و دعوا باشیم. این کشمکش و دعوا  و مرافه ها از بی فرهنگی مردم ایران نیست. وقتی به چهل نفر برای ساعت 8 وقت مصاحبه می دهند آنها مجبورند از ساعت 4 صبح جلوی در سفارتخانه صف بکشند اما ساعت 11 همچنان در صف انتظار باقی بمانند. طبیعی است در چنین شرایطی کشمکش و دعوا پیش می آید. اگر چنین بی برنامگی ای  هم در خود آن کشورها  باشد مراجعه کنندگان با خشونت به مراتب بیشتری کشمکش خواهند کرد.  این عمر ماست که روزها جلوی در سفارتخانه ها تلف می شود. وقت و عمری که می توانست صرف پژوهش شود. رفع این مشکل راهکار ساده ای دارد. راهکاری که بیست سال است در باجه های بانکی اجرا می شود.

در پایان توصیه ای هم به دانشجویان علاقمندی که قصد دارند این رشته را انتخاب کنند، دارید؟

من توصیه می کنم اگر داوطلبان کنکور پایه ریاضی و فیزیک و رتبه کنکورشان بالا نیست، سراغ این رشته نیایند  ولو اینکه از تماشای فیلم های مستند در مورد فیزیک لذت می برند. این افراد می توانند شغل مناسب تری بیابند و در کنار آن به طور تفننی فیلم های مستند علمی هم ببینند. از سوی دیگر اگر فردی رتبه ریاضی و فیزیک قوی دارد و از اندیشیدن به فیزیک و حل مسایل آن و طرح مسایل فیزیک بیشترین لذت را در زندگی می برند، نگران آینده شغلی اش نباشند و فیزیک را انتخاب کنند؛ کسی که سطح علمی اش از حدی بالاتر باشد، شغلی که نگرانی های معیشتی اش را برطرف کند، پیدا خواهد کرد. کسی باید سراغ فیزیک برود که احساس درونی اش آن باشد که واقعا چرا به او برای پژوهش در این رشته پول می دهند؟ حتی اگر هم به من پولی نمی دادند، هر فرصتی که پیدا می کردم به سراغ این گونه مطالعه ها و محاسبه ها می رفتم. اگر کسی باور دارد، شخصی که  مسوولیت اجرایی بالایی دارد و مقام و پست بالایی نصیبش شده از کسی که در گوشه‌ای می نشیند و محاسباتش را انجام می دهد خوش اقبال تر است واقعا نباید به سراغ یک رشته پژوهشی نظیر فیزیک و ریاضی برود. در این صورت عمری زجر خواهد کشید. کسی که برای کار پژوهشگری فیزیک و ریاضی ساخته شده، سعی می کند تا جای ممکن زیر بار هیچ مقام اجرایی نرود تا فکر آزاد برای پژوهش داشته باشد ولو اینکه آن مقام اجرایی عنوان پرطمطراق و میزی بزرگ و قدرت فراوان به همراه داشته باشد. همچنین توجه داشته باشند که رشته فیزیک به هیچ وجه آسان نیست. آینده شغلی درخشانی هم ندارد. اگر شغلی نسبتا آسان با در آمد بالا می خواهند سراغ این وادی نیایند.

 

گفتگو: فرزانه صدقی

 

 

 

نظرات شما
  • ... پنج شنبه 14 مرداد 1395 - 21:05:01
    خیلی بد..........

[کد امنیتی جدید]