مرگ گابریل دانونزیو

او نخستین دیوان اشعار خود را در 16 سالگی انتشار داد و در سالهای بعد دیوانها و رمانهای دیگری منتشر کرد. دانونزیو مدتی نیز به روزنامه نویسی، نقادی هنر و تاریخ نویسی مشغول شد و در زمان جنگ جهانی اول، در مقام فرماندهی یک هنگ هوایى، چندین بار شهر ویِن را بمباران کرد. او همچنین پس از جنگ، برای اولین بار، اساس فاشیسم را که خواهان برتری جویى ملی یا نژادی، اعمال زور و خشونت، رهبری استبدادی و برخورد شدید با مخالفان است، پی ریزی کرد. با این حال، دانونزیو در کنار فعالیتهای اجتماعی، سیاسی و نظامی، به کارهای ادبی هم اشتغال داشت و به شهرت رسید. مشخصه بخش اعظم زندگی او، جسارت، لجام گسیختگی، احساساتی گری و بی نظمی بود. او آینه ای در برابر طبیعت قرار نمی دهد و هدف او کلاً زیبایى شناسی است. تمایل وی بیشتر به جلوه گر ساختن زیبایى است تا توصیف زندگی. زیبایى از دیدگاه دانونزیو عبارت است از زیبایى نفسانی. او را به عمق احساس یا اندیشه، راهی نیست. دانونزیو در نمایشنامه نویسی، هیچ گونه توفیقی نیافته است زیرا نمایشنامه هایش عملاً فاقد تحرک و بیش از اندازه ذهنی است. با این حال از وی داستانهای متعددی برجای مانده که او را در شمار نویسندگان بزرگ قرار داده است و برایش شهرتی فراوان به ارمغان آورده است. آثاری همچون سرزمین دست نخورده، هوس و آتش از جمله کارهای اوست که شهرتی جهانی دارند. از لحاظ شیوه نگارش، دانونزیو به کلمه، ارزش زندگی می دهد، کلمه، شدت و حدّت زندگی را چنان بیان می کند که قدرت تخیّل به تنهایى قادر به وصف آن نیست. شخصیت کم نظیر او از استعدادهای گوناگون برخوردار بود، اما به سبب بی پروایى در بیان و گستاخی در اظهار عقاید شخصی، غالباً مورد حمله معاصران قرار می گرفت. دانونزیو را می توان در شمار نویسندگانی قرار داد که بیش از هر چیز در این فکر بودند که زندگی شخصی و خصوصی خود را به صورت شعر و اثری هنری درآورند و از خود قهرمانی شگفت انگیز بسازند. گابریل دانونزیو، سرانجام در اول مارس 1938م در 75 سالگی در نهایت شهرت جان سپرد.
منبع:راسخون





