کد خبر : 680 پنج شنبه 06 شهریور 1393 - 02:21:05
کاهش-مصرف-و-کمک-همگانی،-راهکاری-برد-برد-برای-عبور-از-بحران-آب

محقق ایرانی مرکز سیاست محیط زیست دانشگاه سلطنتی لندن درگفتگو با سیناپرس تاکید کرد:

کاهش مصرف و کمک همگانی، راهکاری برد-برد برای عبور از بحران آب

سیناپرس: ایران کشوری نیمه‌خشک است که از نظر مساحت دومین‌کشور در خاورمیانه و هجدهمین‌کشور در جهان است. متوسط میزان بارندگی در آن ۲۵۰میلیمتر در سال است که کمتر از یک‌سوم متوسط جهانی در آن بارندگی رخ می دهد.

سیناپرس: اضافه بر این توزیع ناهمگون، ۷۵درصد کل بارش در ایران فصلی استهمین تغییرات، ایران را هرچه بیشتر به سمت ساختن سد برای مدیریت بارش‌ در فصول‌ مختلف سوق داده است. با تمام این تدابیر، سالانه فقط هزارو700مترمکعب آب تجدیدپذیر برای هر ایرانی وجود دارد که بسیار کمتر از متوسط جهانی هفت‌هزارمترمکعب و فقط کمی بالاتر از متوسط خاورمیانه و شمال‌آفریقا یعنی هزارو300مترمکعب است.

همه این آمار نشان از وضعیتی دارد که ایران با بحران آب روبروست و هر روز نیز رسانه ها گوشه ای از نتایج آن را منعکس می کنند؛ کم شدن آب دریاچه ارومیه نمونه بارز بحران آب در ایران به شمار می رود که هشدار جدی برای سایر مناطق کشور و به خصوص آب شرب مردم محسوب می شود.

در همین زمینه با دکتر کاوه مدنی، استاد ایرانی ایرانی مرکز سیاست محیط زیست دانشگاه سلطنتی لندن، به گفتگو نشسته ایم تا درباره ریشه های بحران آب در ایران و راهکارهای برون رفت از آن بیشتر اطلاع یابیم.

دکتر مدنی در این گفتگو با اشاره به اینکه ساختار مدیریتی آب در ایران بهینه نیست و به اصلاح اساسی نیازدارد، تاکید می کند که مردم باید باور کنند بدون کاهش مصرف و کمک همگانی برای عبور از بحران، تنها سرنوشت باخت-باخت را می توان انتظار داشت.    

 

بحران آب در ایران تا چه حد جدی است و اینکه گفته می شود  با ادامه این روند خشکسالی کامل در ایران به وجود می آید چقدر صحت  دارد ؟

 

مقاله اخیری که در ویژه نامه «امنیت آبی» نشریه پژوهشی «علوم و مطالعات محیط زیستی» به نگارش بنده منتشر شده از نقطه نظر علمی ثابت می کند که نه تنها وجود بحران آب در ایران قطعی است بلکه به شدت وخیم و جدی است. ابعاد مختلف بحران موجود شکی باقی نمی گذارد که این بحران کاملا فراگیر است و همه بخش های مربوط به مدیریت آب یعنی شرب، کشاورزی، صنعتی و محیط زیست را در بر می گیرد. معمولا در آخرین مرحله بحران، مدیریت آب شرب و شهری دچار چالش جدی می شود که با توجه به مشکلات موجود می توان فهمید که بحران آب در ایران بسیار جدی است.

ادامه روند موجود یعنی از بین بردن منابع غیر قابل تجدید مثل ذخایر آب زیرزمینی و انهدام منابع محیط زیستی اثرات فاجعه باری به دنبال خواهد داشت. روند بیابان زایی و فرسایش در حال حاضر به شدت نگران کننده است و می تواند شرایط محیطی را کاملا تغییر دهد که این روند با وجود خشکسالی های مکرر و تغییرات اقلیمی احتمالا تسریع خواهد شد. اینکه بگوییم کل ایران خشک می شود علمی و دقیق نیست اما می توان گفت که محدودیت دسترسی به منابع آب در بسیاری از مناطق کشوربه شدت محدود خواهد شد.  

 

جیره بندی آب که هر چند یک بار از سوی مسئولان مطرح می شود چقدر می تواند در حل کمبود آب موثر باشد؟

 

کمبود آب زمانی پیش می آید که توان عرضه آب کمتر ازمیزان تقاضای آب باشد. جیره بندی به عنوان یک راه حل مقطعی زمانی به کارگرفته می شود که عرضه کننده آب به مرحله استیصال می رسد و توان افزایش عرضه و یا کمک به کاهش بیشتر تقاضا را از دست می دهد. این حرکت در واقع مشکل کمبود را حل نمی کند و فقط یک ابزارقوی و دیکتاتورانه برای کاهش تقاضا است که لزوما همیشه پاسخگو نیست. استفاده از این راه حل تنها در آخرین مرحله بحران مجاز است. ندای جیره بندی آب در حال حاضر به گوش می رسد. بنابراین مردم باید باور کنند که فارغ از اینکه سوء مدیریت یا خشکسالی بحران را به این مرحله کشانده است بدون کاهش مصرف و کمک همگانی برای عبور از بحران تنها سرنوشت باخت-باخت را می توان انتظار داشت.    

 

اینکه گفته می شود  ایران در آینده مانند برخی کشورها مانند سومالی می شود چقدر درست است؟

 

متأسفانه در چند وقت اخیر این جمله را چندین بار شنیده ام. از نقطه نظر پژوهشی و علمی این عبارت اعتباری ندارد و بیشترمی توان آن را یک نوع اغراق برای جلب توجه رسانه ای دانست. به زعم بنده, دوستان و همکاران این عبارت را در جهت اعلام خطرجدی و جلب توجه افکار عمومی به شدت و جدیت بحران  آب درایران استفاده کرده اند. اما اینگونه اظهار نظرها می توانند اثرات منفی هم داشته باشند و موجب نا امیدی و بی اعتمادی شوند.

همانطورکه در اشاره کردم، شکی وجود ندارد که روند کنونی تغییرات محیطی جدی را به دنبال خواهد داشت که افزایش مساحت زمین های بایر یکی از محصولات اینگونه تغییرات خواهد بود.     

 

تحقیقات شما در زمینه بحران آب در ایران چه ریشه هایی را دلیل اصلی آن عنوان می کند؟

درمقاله اخیر سه عامل به عنوان ریشه های اصلی بحران کنونی شناسایی شدند که عبارت اند از ١- افزایش سریع و پراکندگی نا مناسب جمعیت؛ ٢-کشاورزی به شدت ناکارآمد و کم بازده ؛ و ٣- سوء مدیریت و عطش توسعه. می توان گفت که دو عامل اول حاصل سوء مدیریت و سیاست گذاری نامناسب در سطح کلان و همچنین عدم هماهنگی بین بخش های مختلف و بازوهای اجرایی دولت بوده است.

فقدان نگرش دراز مدت و اتکا به سیاست های عامه پسند موجب افزایش سریع جمعیت و افزایش ناکارآیی بخش کشاورزی و ضعف روز افزون کشاورزان شده است. به علت توزیع نامناسب امکانات و خدمات، مهاجرت به شهرها فزونی یافته و ابعاد بحران آب را در شهرها گسترانیده است. توسعه شتابزده و جداسازی دو مقوله «توسعه» و «محیط زیست» منجر به از بین رفتن منابع با ارزش محیط زیستی شده که در نهایت دود آن به چشم مردم رفته است.

مقاله اخیر در واقع پرده از ابعاد مختلف و گسترده بحران آب برمی دارد و تلاش می کند که عوامل اصلی بحران را شناسایی کند؛ چون به عقیده بنده خیلی از راه حل های استفاده شده و در حال استفاده در شرایطی طراحی شده اند که درک درستی از ریشه های بحران وجود نداشته است. بنابراین این راه حل ها تنها به طور موقت دردهای سامانه بیمار منابع آب ایران را ساکت می کنند بدون اینکه عفونت و عامل اصلی این بیماری را درمان کنند. امیدوارم که شناسایی این عوامل به طراحی راحل های بنیادی و دراز مدت منجر شود اما به هر حال برای خروج از این بحران هم به راه حل های کوتاه مدت و هم به راه حل های دراز مدت نیازمندیم.     

 

راهکارهای شما برای برون رفت از این بحران چیست؟

راهکارهای متعددی برای برون رفت از بحران در این مقاله ارایه شده اند که به صورت مبسوط به شرح آنها پرداخت شده است. این راه حل ها از آن جهت دارای اهمیت هستند که بر اساس تجارب مشابه و تلخ غرب در ایجاد مشکلات آبی و محیط زیستی در اوج دوران توسعه پیشنهاد شده اند.این مقاله را یک دعوت عاجزانه برای توجه به بحران و برداشتن گامی توسط دولتمردان برای حل آن می دانم. به طور کلی برای داشتن منابع پایدار آب نیازمند یک چرخش مدیریتی هستیم که مدیریت کنشی و فعال را جایگزین مدیریت واکنشی و انفعالی کند. نمی توانیم فقط به درمان بپردازیم چون درمان بسیار سخت تر و گرانتر از پیشگیری است. ساختار مدیریتی آب در ایران بهینه نیست و به اصلاح اساسی نیازدارد. تعدد تصمیم گیرندگان و  مدیریت سلسله مراتبی مشکلات عدیده ای ایجاد کرده است و به افزایش مشکلات دامن زده است. ساختار سیاسی کنونی و قدرت ناچیز سازمان محیط زیست موجب شده که این ارگان عملا قدرتی برای پیشگیری، اجرا و احیا نداشته باشد. بدون تقویت این سازمان نمی توان انتظار محیط زیستی سالم و پایدار داشت. به علاوه به عقیده من توانمند سازی کشاورزان یکی از کلیدهای اصلی حل بحران آب است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. سیاستهای حمایتی کنونی باید با سیاست های هوشمندانه ای جایگزین شوند که برای افزایش رفاه کشاورزان تلاش می کنند. ایجاد بازار آب، حساب های اندوخته آب برای محیط زیست، اصلاح الگوی کشت و ایجاد تشکل ها و شرکت های تعاونی برای افزایش مشارکت کشاورزان در مدیریت آب و کشاورزی از دیگر راهکار های پیشنهادی این مقاله بوده اند.

از همه این ها که بگذریم نباید فراموش کنیم که نمی توان همه مشکلات را بر گردان دولت انداخت. متاسفانه کشور هنوز ارزش منابع محیط زیستی را نمی داند و حق محیط زیستی خود را از مسوولان مطالبه نمی کند. بنابراین آموزش و فرهنگ سازی بسیار ضروری است و می تواند منجر به نگرش کنونی مدیریت شود. در این میان نقش رسانه ها بسیار کلیدی است. لذا امیدوارم این تغییر رفتار رسانه ای که بعد از فاجعه دریاچه ارومیه رخ داده پایدار باشد و روشنگری ها و فرهنگ سازی های محیط زیستی ادامه پیدا کند تا بتوان به  توسعه پایدار امید پیدا کرد.

 

نظرات شما

[کد امنیتی جدید]