پژوهش تازهای نشان میدهد برخی افراد مبتلا به «آفانتازیا» یا ناتوانی در تصویرسازی ذهنی، با وجود آنکه نمیتوانند در بیداری چهرهها و مکانها را در ذهن خود مجسم کنند، هنگام خواب تصاویر واضحی در رؤیاهایشان میبینند؛ یافتهای که پرسشهای تازهای درباره تفاوت عملکرد مغز در خواب و بیداری مطرح میکند.
به گزارش سیناپرس، تصور چهره یک دوست، تصویرسازی از یک مکان آشنا یا به خاطر آوردن ظاهر یک شیء برای بسیاری از افراد تجربهای طبیعی است؛ اما گروهی از افراد با وجود تلاش برای به یاد آوردن تصاویر، نمیتوانند هیچ تصویر ذهنی مشخصی بسازند. این وضعیت که «آفانتازیا» (Aphantasia) نام دارد، به معنای ناتوانی یا ضعف شدید در ایجاد تصاویر ذهنی ارادی است.
با این حال، نتایج یک مطالعه جدید نشان میدهد تجربه این افراد در خواب الزاماً مشابه وضعیت آنها در بیداری نیست. برخی از مبتلایان به آفانتازیا گزارش کردهاند که در رؤیاهای خود چهرهها، مکانها و صحنههای تصویری را میبینند؛ تصاویری که در حالت بیداری قادر به بازسازی ارادی آنها نیستند.
این پژوهش که در مجله علمی Scientific Reports منتشر شده است، تجربه رؤیا و تصویرسازی ذهنی ۲۰۵ نفر را بررسی کرد. از میان شرکتکنندگان، ۸۴ نفر در گروه مبتلایان به آفانتازیا و ۱۲۱ نفر در گروه مقایسه قرار گرفتند.
پژوهشگران علاوه بر تصاویر ذهنی، تجربه حواس دیگر را نیز بررسی کردند؛ از جمله شنیدن صدا، بوییدن، چشیدن، لمس، احساس حرکت و گفتار درونی؛ یعنی تجربه شنیدن کلمات و گفتوگوها در ذهن بدون صحبت کردن با صدای بلند.
نتایج نشان داد ۴۶ درصد افراد مبتلا به آفانتازیا همیشه در خواب تجربههای تصویری داشتند، درحالیکه حدود ۸ درصد آنها اعلام کردند هرگز تصاویر بصری در رؤیاهای خود نمیبینند. نکته قابل توجه این بود که هیچیک از افراد گروه مقایسه، فقدان تجربه رؤیاهای تصویری را گزارش نکردند.
همچنین مشخص شد میان توانایی تصویرسازی ذهنی در بیداری و فراوانی رؤیاهای تصویری در افراد مبتلا به آفانتازیا، ارتباط معناداری وجود ندارد. به عبارت دیگر، ناتوانی در تجسم تصاویر هنگام بیداری لزوماً به معنای فقدان تصاویر در خواب نیست.
در مقابل، ارتباط میان تجربه صداها و گفتار درونی در بیداری و خواب روشنتر بود. افرادی که در رؤیاهای خود بیشتر صداها و مکالمات را تجربه میکردند، معمولاً در زندگی روزمره نیز توانایی بیشتری برای تصور صداها و مرور ذهنی گفتوگوها داشتند.
دِرِک آرنولد و لورن بویر از دانشگاه کوئینزلند استرالیا، دو نفر از پژوهشگران این مطالعه، خود نیز از دوران کودکی با آفانتازیا زندگی کردهاند. تجربه شخصی متفاوت آنها در تصویرسازی ذهنی، نقطه آغاز این پژوهش بود. آرنولد توانایی تصور صداها را دارد، درحالیکه بویر میتواند احساسات لمسی را در ذهن بازسازی کند؛ اما هیچیک قادر به ایجاد ارادی تصاویر ذهنی نیستند.
چرا برخی افراد در خواب میتوانند تصاویری ببینند که در بیداری قادر به تصور آنها نیستند؟
پژوهشگران هنوز پاسخ قطعی برای این پرسش ندارند، اما یکی از فرضیهها به نحوه همکاری بخشهای مختلف مغز در فرایند تصویرسازی ذهنی مربوط میشود. ممکن است هماهنگی میان این نواحی در برخی افراد هنگام بیداری با محدودیت مواجه باشد، اما در زمان خواب تغییر کند و امکان شکلگیری تصاویر را فراهم سازد.
البته این فرضیه هنوز بهطور مستقیم آزمایش نشده است؛ زیرا در این مطالعه فعالیت مغزی شرکتکنندگان اندازهگیری نشد و نتایج بر اساس پرسشنامه و گزارش شخصی افراد از رؤیاهایشان به دست آمده است. همچنین برخی شرکتکنندگان درباره تجربه حسی خود در خواب اطمینان نداشتند.
محققان پیشنهاد میکنند در مطالعات آینده، فعالیت مغزی افراد مبتلا به آفانتازیا در خواب و بیداری مقایسه شود. همچنین بیدار کردن شرکتکنندگان بلافاصله پس از رؤیا و ثبت تجربه آنها میتواند اطلاعات دقیقتری درباره چگونگی شکلگیری تصاویر ذهنی فراهم کند.
این یافتهها نشان میدهد رابطه میان تخیل در بیداری و تجربه رؤیا پیچیدهتر از آن است که تصور میشد و ناتوانی در تصویرسازی ارادی الزاماً به معنای ناتوانی مغز در تولید تصاویر هنگام خواب نیست.

