نماد سایت خبرگزاری سیناپرس

تجربیات تلخ بر نحوه مواجه شدن با درد تاثیر دارند

اختلال استرس پس از سانحه و فیبرومیالژیا اغلب با هم ظاهر می‌شوند و پژوهش‌های تازه نشان می‌دهد این دو بیماری رابطه‌ای دوطرفه دارند. درک این پیوند برای بهبود مراقبت از بیماران، به‌ویژه نظامیان و افراد دچار تروما، اهمیت حیاتی دارد و می‌تواند رویکردهای درمانی را متحول سازد.

به گزارش سیناپرس، یافته های جدید پژوهشگران و بررسی پیوند میان اختلال استرس پس از سانحه و فیبرومیالژیا نشان می دهد اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) اغلب با فیبرومیالژیا هم‌زمان رخ داده و رابطه‌ای دوطرفه دارند. این یافته‌ها پیامدهای مهمی برای مراقبت بهینه از بیمارانی دارد که هر دو اختلال را تجربه می‌کنند.

پژوهشگران کنسرسیوم استرانگ استار (STRONG STAR) با توجه به کمبود داده‌های آینده‌نگر در این زمینه، ارتباط میان رویدادهای تروماتیک و بروز فیبرومیالژیا را در یک مطالعه طولی روی ۱۷۶۱ عضو نیروهای نظامی ایالات متحده بررسی کردند. نتایج این مطالعه به تازگی  در نشریه آرتریتیس کر اند ریسرچ (Arthritis Care & Research) منتشر شد.

 دکتر جی بی هیگز (Jay B Higgs)، نویسنده اصلی از مرکز پزشکی ارتش بروک در پایگاه مشترک سن آنتونیو-فورت سم هیوستون و مرکز علوم بهداشتی دانشگاه تگزاس در سن آنتونیو، توضیح داد که پیوند میان فیبرومیالژیا و اختلال استرس پس از سانحه پیش‌تر پیشنهاد شده بود، اما پیش‌بینی یک رویداد استرس‌زا در سطح جمعیت دشوار است و مطالعات قبلی عمدتاً گذشته‌نگر بودند. در این کنسرسیوم، امکان مشاهده جمعیت بزرگ قبل و بعد از قرار گرفتن در محیط پر استرس، یعنی اعزام به منطقه جنگی، فراهم شد.

فیبرومیالژیا یک اختلال مزمن است که با درد گسترده در عضلات و بافت‌های نرم بدن، خستگی مداوم، اختلالات خواب و مشکلات شناختی مانند مشکل در تمرکز (که گاهی «مه مغزی» نامیده می‌شود) مشخص می‌شود؛ علت دقیق آن هنوز به‌طور کامل شناخته نشده، اما پژوهش‌ها نشان می‌دهد که سیستم عصبی مرکزی در پردازش سیگنال‌های درد حساس‌تر شده و این وضعیت اغلب با عوامل استرس‌زا، تروما یا بیماری‌های روان‌پزشکی مانند اختلال استرس پس از سانحه هم‌زمان رخ می‌دهد و تشخیص آن بر اساس معیارهای بالینی و رد سایر علل پزشکی انجام می‌گیرد.

طی این مطالعه علائم فیبرومیالژیا و اختلال استرس پس از سانحه پیش و پس از اعزام به جنگ، با استفاده از پرسشنامه اصلاح‌شده ۲۰۱۱ بر اساس معیارهای تشخیصی مقدماتی کالج آمریکایی روماتولوژی ۲۰۱۰ برای فیبرومیالژیا و چک‌لیست اختلال استرس پس از سانحه نسخه ویژه استرس‌زا ارزیابی شد. دکتر هیگز یادآور شد که این پرسشنامه اصلاح‌شده برای مطالعه روندهای جمعیتی فیبرومیالژیا مفید است اما برای تشخیص فردی بدون ارزیابی بالینی توسط متخصص واجد شرایط توصیه نمی‌شود. در ارزیابی پیش از اعزام، شیوع فیبرومیالژیا در میان مردان ۲٫۲ درصد و در میان زنان ۲٫۰ درصد بود که با نرخ‌های جمعیت عمومی هم‌خوانی داشت. پس از اعزام، این نرخ‌ها به ترتیب به ۸٫۰ درصد و ۱۱٫۱ درصد افزایش یافت و  شیوع علائم اختلال استرس پس از سانحه نیز در مردان از ۲۰٫۷ درصد به ۲۲٫۷ درصد و در زنان از ۱۸٫۳ درصد به ۲۵٫۵ درصد افزایش نشان داد.

همچنین شانس ابتلا به فیبرومیالژیا پس از بازگشت از اعزام در میان افرادی که پیش از اعزام دچار اختلال استرس پس از سانحه بودند، ۲٫۹۶ برابر بیشتر بود و شانس ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه پس از اعزام در میان کسانی که پیش از اعزام فیبرومیالژیا داشتند، ۳٫۱۲ برابر بالاتر بود.

به باور محققان علائم روان‌پزشکی در فیبرومیالژیا باید به‌عنوان موارد بالینی مرتبط در نظر گرفته شوند، نه جانبی؛ زیرا شرایطی مانند افسردگی، اضطراب و اختلال استرس پس از سانحه می‌توانند به خوشه‌های علامتی همپوشان از جمله تمرکز ضعیف، انگیزه پایین، خستگی، اختلال خواب و شکایات شناختی ذهنی که بیماران ممکن است آن را «مه فیبرومیالژیا» بنامند، کمک کنند. این بدان معنا نیست که علائم صرفاً روان‌پزشکی هستند یا درد واقعی نیست، بلکه نشان می‌دهد فیبرومیالژیا اغلب در تقاطع درد، خواب، شناخت، خلق‌وخو و فیزیولوژی استرس قرار دارد.

دکتر هیگز خاطرنشان کرد که فیبرومیالژیا نیازهای برآورده‌نشده بسیاری برای بیماران و پزشکانشان دارد. با وجود پژوهش‌های فراوان، هنوز اجماعی در مورد علت‌شناسی یا رویکردهای تشخیصی بهینه وجود ندارد و استراتژی‌های درمانی مؤثر محدود باقی مانده است. پزشکان به‌طور قابل‌درکی داده‌های «سخت» برای هدایت درمان می‌خواهند که به معنای داده‌های کنترل‌شده تصادفی آینده‌نگر است؛ چنین داده‌هایی بسیار دشوار و پرهزینه هستند اما نیاز به آن‌ها آشکار است.

دکتر راهانگداله نیز بر نیاز به مطالعات آینده‌نگر بیشتر برای روشن کردن رابطه میان فیبرومیالژیا و عوامل مبتنی بر روان‌پزشکی مانند اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی و اضطراب تأکید کرد و افزود: انجام پژوهش های بیشتری درباره رویکردهای درمانی یکپارچه که درد، خواب، شناخت و سلامت روان را با هم به‌جای جداگانه رسیدگی کنند، ضروری است. علاوه بر این، نیاز فوری به آموزش بهتر پزشکان در مورد همپوشانی میان همبودی‌های روان‌پزشکی و علائم فیبرومیالژیا وجود دارد. پزشکان باید در شناخت این حوزه‌های همپوشان بدون این‌که ناخواسته پیشنهاد کنند علائم فیبرومیالژیا «فقط روان‌شناختی» هستند، حمایت شوند؛ این تعادل برای حفظ اعتماد و اعتباربخشی به تجربه زیسته بیمار حیاتی است.

مترجم: مریم عالمی

خروج از نسخه موبایل