پنج سناریوی حرفه خبرنگاری در آینده/ هوشمصنوعی فرصت یا تهدید؟

حرفه خبر و روزنامهنگاری در سایه توسعه هوش مصنوعی با تغییرات ناگزیری در آینده مواجه خواهد بود؛ طیف گستردهای از سناریوها از دستیاری خبر تا کنترلگری جریان خبر برای هوش مصنوعی در این میان متصور است.
به گزارش خبرگزاری سیناپرس، زمانی که چت جیپیتی در اواخر سال ۲۰۲۲ به جهان معرفی شد، بسیاری از اتاقهای خبر آن را صرفاً ابزاری جدید برای افزایش کارایی دیدند؛ دستیاری که میتواند مصاحبهها را پیاده و متون را خلاصه کند یا تیترهای جذاب پیشنهاد دهد. اما خیلی زود مشخص شد که ما با پدیدهای بسیار عمیقتر روبرو هستیم؛ فناوریای که پتانسیل آن را دارد تا نه فقط ابزارهای کار رسانهای، بلکه ساختار بنیادینِ اکوسیستم اطلاعاتی را دگرگون کند. در این دنیای تازه، هوش مصنوعی دیگر فقط یک کمکدست نیست، بلکه میتواند ساختار بنیادین تولید، توزیع و مصرف خبر را دگرگون کند.
شاید تصور اینکه اخبار توسط ماشین نوشته شود امروز عجیب باشد اما کارشناسان معتقدند مردم به مرور و مانند اعتمادی که به ویکیپدیا پیدا کردند، این مدل را خواهند پذیرفت
در دل این تحول عظیم، گزارش پیشگامانه «آیندههای هوش مصنوعی در روزنامهنگاری» (AIJF) که توسط بنیادهای جامعه باز و با همفکری نزدیک به ۱۰۰۰ متخصص جهانی تهیه شده است، تلاش میکند تا فراتر از پیشبینیهای کوتاهمدت، سناریوهای محتمل برای ۵ تا ۱۵ سال آیندهی این حرفه را ترسیم کند. بر مبنای یافتههای این گزارش، تحولات پیشرو را میتوان در قالب پنج تصویر متفاوت از آینده دستهبندی کرد:
سناریوی ماشینها در میانه: وقتی هوش مصنوعی جایگزین اتاق خبر میشود
سناریوی «ماشینها در میانه» تصویری از آیندهای نهچندان دور است که در آن ساختار سنتی رسانهها به کلی دگرگون میشود. در این دنیا، انسانها تنها در دو سرِ زنجیره قرار دارند: یا به عنوان منبعِ تولیدکننده اطلاعات یا به عنوان مصرفکننده نهایی خبر. اما تمام فضای میانی -یعنی فرایندهای جمعآوری، بررسی، نوشتن و انتشار خبر- توسط هوش مصنوعی انجام میشود. در واقع، هوش مصنوعی دیگر دستیارِ خبرنگار نیست، بلکه خودش «تبدیل به اتاق خبر میشود» و عملاً جایگزین طبقه شغلی روزنامهنگاران در بخشهای بزرگی از رسانه میشود.
این تحول بزرگ بر پایه دو توانایی فنیِ هوش مصنوعی شکل میگیرد؛ اول، قدرت جمعآوری اخبار در مقیاسی عظیم و دوم، توانایی تولید محتوا در هر قالبی. برای ما به عنوان مخاطب، این سناریو به معنای تجربهای کاملاً شخصی است. تصور کنید به جای خواندن اخبار عمومی، یک پیشکار خبری یا دستیار هوشمند دارید که دقیقاً میداند شما چه نیاز دارید و اخبار را منحصراً برای سلیقه شما بستهبندی میکند. البته این سیستم محدودیت مهمی هم دارد: هوش مصنوعی نمیتواند گزارشگری میدانی انجام دهد و فقط به آنچه در دنیای دیجیتال منتشر شده دسترسی دارد.
شاید تصور اینکه اخبار توسط ماشین نوشته شود امروز عجیب باشد، اما کارشناسان معتقدند مردم به مرور (مانند اعتمادی که به ویکیپدیا پیدا کردند) این مدل را خواهند پذیرفت.
سناریوی دوم: قدرت به کسانی میرسد که نیازهای شما را میشناسند
در دنیایی که هوش مصنوعی میتواند هر نوع محتوایی را در کسری از ثانیه تولید کند، دیگر توانایی تولید، برگ برنده نیست. وقتی همه چیز قابل تولید است، سوال اصلی و حیاتی این میشود: که دقیقاً چه چیزی باید برای این فردِ خاص تولید شود؟
خطر اینجا است که مردم ممکن است به حباب هوش مصنوعی خود بیشتر از واقعیتهای بیرونی اعتماد کنند. اگر این سناریو محقق شود، خبرنگاری از یک حق همگانی به یک سرویس خصوصی برای نخبگان تقلیل مییابد
سناریوی «قدرت به کسانی میرسد که نیازهای شما را میشناسند» تصویری از آینده است که در آن قدرت اقتصادی و اجتماعی از تولیدکنندگان محتوا به کسانی منتقل میشود که عمیقترین شناخت را از نیازها، علایق و حتی احساسات پنهان شما دارند. در نهایت، این سناریو میتواند بهشتی باشد که در آن هر محتوایی دقیقاً دوای درد شماست، یا دنیایی که در آن اختیار خود را به الگوریتمهایی دادهاید که برای شما تصمیم میگیرند؛ همه چیز بستگی به این دارد که چه کسی این دادهها را در اختیار دارد.
سناریوی سوم: دانایی کل برای من، نویز (سر و صدا) برای تو
سناریوی سوم با عنوان تأملبرانگیزِ «دانایی کل برای من، نویز برای تو» آیندهای را ترسیم میکند که در آن هوش مصنوعی جامعه را به دو قطب کاملاً متفاوت تقسیم کرده است. این سناریو هشداری جدی درباره نابرابری است؛ اما نه نابرابری در ثروت، بلکه نابرابری در کیفیت واقعیت. در این آینده، جامعه به دو دسته تقسیم میشود:
اول ابر توانمندها: گروهی که به ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی دسترسی دارند و از آن برای فیلتر کردن اطلاعات مزاحم و رسیدن به دانش خالص و دانایی کل استفاده میکنند.
دوم زندانیان شناختی: گروهی که در دریایی از نویز، اطلاعات بیکیفیت و سرگرمیهای بیپایان غرق شدهاند و عملاً هوش مصنوعی آنها را در یک زندان ذهنی نگه داشته است.
در این دنیا، واقعیت تکتکه میشود. هر گروه یا حتی هر فرد، در یک حباب واقعیت زندگی میکند که هوش مصنوعی مخصوصِ او برایش ساخته است. خطر اینجا است که مردم ممکن است به حباب هوش مصنوعی خود بیشتر از واقعیتهای بیرونی اعتماد کنند. اگر این سناریو محقق شود، خبرنگاری از یک حق همگانی به یک سرویس خصوصی برای نخبگان تقلیل مییابد. وظیفه خبرنگاران در آینده ممکن است تغییر کند: به جای تولید خبر، شاید وظیفه اصلی آنها نجات دادن مردم از میان نویزها و بازگرداندن آنها به واقعیت مشترک باشد.
سناریوی چهارم: وقتی فرمان از دست انسان خارج میشود
سناریوی «هوش مصنوعی با قدرت مستقل» شاید شبیهترین تصویر به فیلمهای علمی-تخیلی باشد، اما گزارش تأکید میکند که نباید آن را با فیلم ترمیناتور اشتباه گرفت. در این آینده، قرار نیست رباتهای شورشی با اسلحه به خیابانها بریزند یا هوش مصنوعی ناگهان زنده و دارای احساسات شود.
کودتای نرم و تدریجی داستان واقعی بسیار ظریفتر و شاید ترسناکتر است: انسانها (از مدیران رسانه گرفته تا مردم عادی) به مرور زمان و به خاطر راحتی، تصمیمگیریهای خود را به سیستمهای هوش مصنوعی واگذار میکنند. این واگذاریِ اختیار آنقدر ادامه مییابد که به نقطهای میرسیم که دیگر هیچ نظارت انسانیِ معناداری وجود ندارد. در این حالت، سیستمهای هوش مصنوعیِ پیچیده خودشان تصمیم میگیرند که جریان اطلاعات چگونه باشد و مردم چه چیزی را ببینند یا نبینند.
اگر هوش مصنوعی با ارزشهای درست تنظیم شود، میتواند دنیایی با شفافیت مطلق بسازد. اما سوال اصلی باقی میماند: وقتی کنترل را واگذار کردیم، آیا راه بازگشتی هست؟
چرا هوش مصنوعی این کار را میکند؟ گزارش توضیح میدهد که این رفتار ناشی از شرارت نیست، بلکه ناشی از اهداف است. ممکن است هوش مصنوعی بر اساس کدهای قدیمی و اشتباهی که قبلاً انسانها به او دادهاند عمل کند، یا شاید با مشاهده رفتار انسانها یاد گرفته که برای «شکوفایی جامعه» باید برخی حقایق را از مردم پنهان کرد. البته یک روی سکه مثبت است: اگر هوش مصنوعی با ارزشهای درست تنظیم شود، میتواند دنیایی با شفافیت مطلق بسازد. اما سوال اصلی باقی میماند: وقتی کنترل را واگذار کردیم، آیا راه بازگشتی هست؟
سناریوی پنجم: هوش مصنوعی در زنجیر
آخرین سناریو فضایی کاملاً متفاوت را ترسیم میکند. اگر سناریوهای قبلی درباره قدرت بیحدومرز تکنولوژی بود، سناریوی «هوش مصنوعی تحت کنترل» درباره قدرتِ ترس و احتیاط انسانهاست.
در این آینده، جامعه یا دولتها تصمیم میگیرند ترمز را بکشند. بسیاری از قابلیتهای شگفتانگیز هوش مصنوعی در حد تئوری باقی میمانند و هرگز اجرا نمیشوند، نه به این دلیل که تکنولوژی ناتوان است، بلکه به این دلیل که جامعه از عواقب آن وحشت دارد و تصمیم میگیرد دورِ آن خط قرمز بکشد.
به نقل از ایرنا، البته گزارش تأکید میکند که محدود کردن هوش مصنوعی کار سادهای نیست. وقتی مدلهای هوشمند در دسترس همگان هستند، چگونه میتوان جلوی پیشرفت آنها را گرفت؟ علاوه بر این، یک مسابقه تسلیحاتی در جریان است. کشورها و شرکتها با هم رقابت دارند؛ اگر یک کشور قوانین سختگیرانه بگذارد، ممکن است از رقبایی که بیمهابا پیش میروند عقب بماند.
بررسی این پنج سناریو -از تسلط کامل ماشینها بر اتاق خبر تا شورش جامعه علیه هوش مصنوعی- نشان میدهد که آینده حرفه روزنامهنگاری هنوز نوشته نشده است و به شدت انعطافپذیر است. وجه مشترک تمام این سناریوها این است که تغییر قطعی است و بازگشت به گذشته ممکن نیست و رسانههایی که تصور میکنند میتوانند با همان روشهای سنتی به کار خود ادامه دهند، احتمالاً در این طوفان تکنولوژیک حذف خواهند شد.






