وقتی اقتصاد میلرزد، سلامت روان جامعه فرو میریزد

هنگامی که شرایط اقتصادی به ناآرامیهایی مانند شورشهای خیابانی و اعتراضات خشن منجر میشود، اثرات روانی بر جمعیت گسترده شده و شامل ترومای جمعی، احساس بیقدرتی و اختلالات بلندمدت میشود. در این شرایط لازم است که بیشتر مراقب سلامت روانی نوجوانان و افراد آسیب پذیر باشیم.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری سیناپرس، نتایج مطالعات متعددی نشان میدهند که تورم بالا و شرایط نامناسب اقتصادی مانند بیکاری، کاهش درآمد، بدهی، ناامنی غذایی و افزایش قیمتها به طور مستقیم بر سلامت روان افراد تاثیر گذاشته و میتوانند زمینهساز ناآرامیهای اجتماعی شوند.
این اثرات اغلب از طریق استرس مزمن عمل میکنند که سیستم ایمنی را تضعیف کرده و خطر افسردگی و اضطراب را افزایش میدهد. به عنوان مثال، در یک بررسی انجام شده در سال ۲۰۲۵ که بر روی جمعیت عمومی ایالات متحده تمرکز داشت، مشخص شد بحرانهای اقتصادی با افزایش مرگومیر ناشی از خودکشی (به ویژه در مردان میانسال)، رفتارهای خودآسیبرسان، افسردگی، اضطراب و اختلالات مرتبط با تروما ارتباطی مستقیم دارد. این اثرات از طریق مکانیسمهایی مانند از دست دادن شغل و ناامنی مسکن تشدید میشوند و گروههای آسیبپذیر مانند جوانان، افراد کمدرآمد و کسانی با سابقه مشکلات روانی را بیشتر تحت تاثیر قرار میدهند.
همچنین، نتایج یک مطالعه در سال ۲۰۲۵ به روی نسل z در اروپای شرقی نشان میدهد که تورم بالا بیش از ۹۰ درصد دانشجویان را تحت تاثیر قرار داد و پس از این گروه، زنان جوان بیشترین آسیب را از تورم دریافت کردهاند که شاهد شیوع بالاتر افسردگی متوسط تا شدید (۷۷ درصد جامعه نمونه) در این گروه جمعیتی هستیم.
مطالعه دیگری که در سال ۲۰۲۴ در آمریکای لاتین روی مردم کشورهای کلمبیا و شیلی انجام گرفت، نشان داد که سختی اقتصادی با افزایش اعتراضات ارتباط مستقیمی داشته و قیمتهای بالا محرک اصلی اعتراضات بوده و اغلب منجر به شورشهای خیابانی شده است.
گزارشی در سال ۲۰۲۳ از عفو بینالملل که روی کشورهای مختلفی مانند سریلانکا و سیرالئون تمرکز داشت، بیان میکند که افزایش قیمتها (به دلیل همهگیری کووید-۱۹، جنگها و تغییرات آبوهوایی) بیش از ۲۰۰ میلیون نفر را به سمت ناامنی غذایی سوق داده و اعتراضات گستردهای را برانگیخته است. این اعتراضات اغلب با سرکوب همراه بوده و چرخهای از خشونت ایجاد میکند.
مطالعهای در سال ۲۰۲۱ که صندوق بینالمللی پول دادههای کشورهای مختلفی از جمله کشورهای خاورمیانه را بررسی کرد نیز تاکید میکند که تورم مواد غذایی و سوخت، همراه با نابرابری، پیشبینیکننده اصلی ناآرامیهای اجتماعی مانند اعتراضات و شورشهاست. طبق گزارشها، در این شرایط احساس ناامنی روانی را افزایش داده و اعتراضات را به عنوان آخرین چاره افراد نا امید از تغییر شرایط تبدیل کرده است.
از سوی دیگر نتایج یک بررسی سیستماتیک در سال ۲۰۲۰ که روی جوامع تحت تاثیر انقلابها و اعتراضات در خاورمیانه و شمال آفریقا (مانند مصر و تونس) تمرکز داشت، نشان داد که شیوع اختلال استرس پس از سانحه در مناطق تحت تاثیر نا آرامیهای اجتماعی از ۴ درصد تا ۴۱ درصد متغیر است، در حالی که افسردگی عمده پس از اعتراضات بزرگ تا ۳۳ درصد افزایش مییابد. این اثرات در انقلابها حتی بالاتر است و با شیوع اختلال استرس پس از سانحه تا ۴۱ درصد همراه است.
مطالعه دیگری در سال ۲۰۲۴ بر روی شورشهای اجتماعی در هند، افسردگی را به عنوان شایعترین نتیجه این ناآرامیها (۴۹ درصد) شناسایی کرد و این عارضه با اضطراب (۱۵ درصد)، اختلال مصرف الکل (۱۲ درصد) همراه بود.
در سال ۲۰۲۳، تحقیقاتی روی معترضان در کشورهای مختلف نشان داد که آسیب اخلاقی ناشی از خشونت با افزایش افسردگی، اضطراب و اختلال استرس پس از سانحه همراه است. این موضوع به ویژه در فعالان سیاسی بیشتر دیده شده و به طور قطع ناآرامی سیاسی بار روانی سنگینی بر افراد جامعه تحمیل میکند.
همچنین، در سال ۲۰۲۰، گزارش شد که اعتراضات میتواند به دلیل مواجهه مستقیم با خشونت یا اختلال در زندگی اجتماعی، سلامت روان مردم یک جامعه را تحت تاثیر قرار دهد و متاسفانه طبق گزارش وزارت بهداشت، یک نفر از هر چهار نفر در کشور ایران از اختلال روانی رنج میبرد که این آمار تقریبا دو برابر میانگین جهانی است و به طور قطع شیوع اختلالات روانی با افزایش فقر مرتبط است.
تحلیل این مطالعات نشاندهنده یک چرخه متوالی است: تورم بالا و سختی اقتصادی ابتدا استرس مزمن، افسردگی و اضطراب را افزایش میدهند که این نارضایتی میتواند به اعتراضات و ناآرامیهای اجتماعی منجر شود. سپس، ناآرامیهای خشونتآمیز اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی مزمن و آسیبهای اخلاقی را تشدید میکنند که این امر میتواند چرخه اقتصادی-اجتماعی را بدتر کند، زیرا افراد آسیبدیده کمتر قادر به کار و مشارکت اجتماعی هستند. در این میان گروههای آسیبپذیر مانند زنان، جوانان و اقلیتها بیشتر تحت تاثیر قرار میگیرند که این امر نابرابری را تشدید میکند.
متاسفانه نتایج مطالعات مختلف در جوامع متعددی نشان می دهد بحران اقتصادی و تبعات تورم بالا، تحریمها و کاهش ارزش پول ملی نه تنها سلامت روان را مختل کرده بلکه به اعتراضات گسترده منجر شده و در این میان همانطور که در بحرانهای گذشته مانند رکود بزرگ ۲۰۰۸ در ایالات متحده مشاهده شده است، اتخاذ سیاستهای حمایتی از سوی دولتها مانند برنامههای حفاظت اجتماعی و دسترسی به خدمات سلامت روان میتوانند این چرخه را بشکنند. با این حال، بسیاری از مطالعات بر نیاز به تحقیقات طولی بیشتر تاکید دارند تا روابط علی را دقیقتر بررسی کنند.
در شرایط بحران اجتماعی چگونه از سلامت روان خود محافظت کنیم؟
باید توجه داشت زمانی که یک جامعه به مرز ناآرامی و التهاب کشیده میشود، بخش قابل توجهی از مردم دچار مشکلات متعدد و آسیبهای روانی هستند. در این شرایط انجام اقدامات حمایتی از خود و اطرافیان میتواند کمک زیادی به حفظ سلامت روان کرده و کمک کند با کمترین میزان آسیب روحی از شرایط نامناسب اجتماعی عبور کرد.
مهمترین اقداماتی که در این شرایط توصیه می شود عبارتند از:
۱. پذیرش احساسات و خودمراقبتی روزانه
احساس ترس، خشم، ناامیدی یا اضطراب در چنین شرایطی کاملا طبیعی است. سرکوب این احساسات فشار روانی را بیشتر میکند. کارشناسان توصیه میکنند در این شرایط:
- احساسات خود را بپذیرید و برای خود نامگذاری کنید (مثلا با خود بگوییدمن نگران آیندهام هستم).
- روتین روزانه ساده بسازید: خواب کافی (حداقل ۷-۸ ساعت)، تغذیه سالم با غذاهای در دسترس، نوشیدن آب زیاد و فعالیت بدنی حتی پیادهروی کوتاه.
- تمرین تکنیکهای آرامسازی مانند تنفس عمیق (۴ ثانیه دم، ۴ ثانیه نگهداشتن، ۴ ثانیه بازدم) یا مدیتیشن کوتاه روزانه را امتحان کنید.
۲. محدود کردن مواجهه با اخبار منفی و شایعات
در زمان ناآرامی و بحران اقتصادی، مواجهه دائمی با اخبار ناخوشایند میتواند اضطراب را تشدید کند. به همین دلیل توصیه میشود:
- اخبار را فقط از منابع معتبر و در زمانهای مشخص (مثلا یک بار در روز) دنبال کنید.
- از انتشار تصاویر دلخراش یا شایعات پرهیز کنید، زیرا این کار آرامش فردی و جمعی را حفظ میکند
- سعی کنید برای ساعاتی در طول روز به فعالیتهای آرامشبخش مانند خواندن کتاب، گوش دادن به موسیقی یا باغبانی بپردازید.
۳. تقویت ارتباطات اجتماعی و حمایت متقابل
انزوا یکی از بزرگترین عوامل تشدید افسردگی در بحرانهاست. در این شرایط می توانید:
- با خانواده، دوستان یا همسایگان ارتباط منظم حفظ کنید و اطمینان داشته باشید حتی صحبت تلفنی یا دیدار کوتاه میتواند احساس حمایت ایجاد کند.
- در خانواده، نگرانیها را با هم در میان بگذارید، اما از سکوت کامل پرهیز کنید تا بار روانی تقسیم شود.
۴. در صورت نیاز از متخصص کمک بگیرید
اگر علائم شدید مانند افسردگی مداوم، افکار خودکشی یا ناتوانی در انجام کارهای روزانه شما یا اطرافیانتان ظاهر شد توصیه می شود:
– به مراکز خدمات جامع سلامت روان و اجتماعی مراجعه کنید.
– از خطوط مشاوره تلفنی مانند صدای مشاور (۱۴۸۰) یا خدمات آنلاین وزارت بهداشت استفاده کنید.
– بسیاری از روانشناسان تاکید دارند که صحبت با مشاور متخصص میتواند چرخه منفی را بشکند.
در خاتمه توجه داشته باشید این راهکارها نه تنها فردی، بلکه جمعی هستند و میتوانند به تابآوری جامعه کمک کنند. سازمان بهداشت جهانی تاکید دارد که در بحرانهای اجتماعی، حمایت اجتماعی و برنامههای حفاظتی بسیار کلیدی هستند، اما در سطح فردی، این اقدامات میتوانند تفاوت بزرگی ایجاد کنند. اگر شرایط اجازه دهد، مشارکت در فعالیتهای مدنی نیز میتواند حس امید و همبستگی را افزایش دهد. در هر حال این روزها بیشتر مراقب سلامت روان خود و اطرافیانتان باشید و به یاد داشته باشید سلامت روان سرمایهای است که حتی در سختترین شرایط میتوان آن را حفظ کرد.
گزارش: دکتر احسان محمدحسینی





