او در جوانی به نجوم علاقه مند شد و مدتی به مطالعه این علم و فراگیری زبان یونانی مشغول بود تا اینکه به نویسندگی روی آورد. بوکاچیو همچنین مدتی به کارهای سیاسی اشتغال داشت. وی در جوانی منظومه شکار دایانا در هجده بند و داستان فیلوکولو در هفت جلد را پدید آورد و به دنیای ادب راه یافت. با این حال بوکاچیو پس از نگارش کتاب دکامرون به شهرت رسید و این اثر بود که پایههای افتخار و محبوبیت را برای بوکاتچیو استوار ساخت. دِکامرون که یکی از کتابهای بزرگ دنیا به شمار میرود، مجموعه ای از داستانهای کوتاه است و علی رغم اینکه موضوعات آنها ابتکاری نیست اما سبک نگارش آن پر از زندگی است. دکامرون مجموعه یکصد داستانی است که طی سفری ده روزه که گروهی جوان در دوران طاعون اروپا از فلورانس به تپههای خارج شهر داشتهاند برای همدیگر تعریف کرده اند.
این داستانها هم هرزه و هم موثر و تکاندهنده است به طوری که در ادبیات آینده اروپا اثراتی عمیق بر جای نهاده است. تنوع خارق العاده موضوع ها، قهرمانان، خصیصه ها، مکانها و زمانها از طرفی و شیوه نگارش و اندیشه ها از طرف دیگر، دکامرون را اثری بینظیر ساخته و موجب شده است که در طی قرنها، ترجمه ها و تفسیرهای گوناگونی درباره خصوصیتها و ادراک های عمیق این شاهکار ادبی به عمل آید.
شخصیت بدیع بوکاچیو در آن است که واقعیت های عصر خویش را به موضوعهای عهد باستان پیوند میزَند، چنان که نمیتوان افسانههای قدیم را از سرگذشتهای واقعی عصر او تشخیص داد. کتاب دکامِرون او، کمدی الهی واقعی است با هزاران رنگارنگی و گوناگونی در تجسم حالتهای خاص گروهها و افراد بشری. بوکاچیو، به معنی واقعی، متبحّر در فرهنگ باستان بود و کسی بود که قدرت داشت فرهنگ وسیع خود را با فرهنگ یونان و روم قدیم متجانس گرداند. آثار بوکاچیو بسیار گوناگون است و از چنان قدرت خلاقیت و دقت در هنر برخوردار که مقام او را بسیار بالا برده است. تعدادی از آثار او عبارتند از: نسب نامه خدایان دوره شرک در 15 جلد، ترانههای شبانی و منظومه های فیامِتا و تزئیدا. جیووانی بوکاچیو سرانجام در 21 دسامبر 1375م در 62 سالگی درگذشت.

