درگذشت نیمایوشیج

 او در مدرسه چندان موفق نبود و به تحصیلات آکادمیک اهمیتی نمی ‏داد. انقلاب‏های اجتماعی سال‏های 1300 و 1301، نیما را به کناره‏ گیری از مردم و زندگی در میان جنگل‏ها و دامان طبیعت و هوای آزاد کشاند و در آن‏جا اشعار بیشتری سرود. نیما از 1311 ساکن تهران شد و تا اواخر عمر در آن جا ماند. نیما با حرکتی که در طول زندگی خود داشت، نشان داد که از شعر و هنر، ادراکی عمیق و تازه دارد و شایستگی این را داراست که در عرصه سرشار و پربار ادب فارسی، بنیانگذار شیوه‏ ای نوین باشد. بنابراین نیما، شعری را وارد صحنه ادب فارسی نمود که در عین دارا نبودن قافیه و ردیف، دارای وزن و هجا بود. این سبک شعر به شعر نو و شعر نیمایی مشهور است و افراد فراوانی به پیروی از سبک او، هنر آزمایی کرده ‏اند. شعر آزاد نیمایی تفاوت‏های آشکاری با شعر سنتی داشته، از لحاظ عاطفی بیشتر جنبه اجتماعی و انسانی دارد و تخیل و صور خیال هر شاعر از تجربه شخص او سرچشمه می‏ گیرد. او از لحاظ زبان، هر کلمه ‏ای را در شعر نو به کار می‏ برد با این شرط که با کلمات همجوار، بیگانه و ناساز نباشد. به نظر او وزن باید تابع احساسات و عواطف شاعر باشد. نیمایوشیج را به حق، پدر شعرِ نو فارسی می‏ خوانند. از نیما یوشیج به غیر از مجموعه اشعار، آثار دیگری به چاپ رسیده است از جمله: داستان‏ها، اشعار، آثار تحقیقی، یادداشت و نامه‏ ها. نیما یوشیج سرانجام در سیزده دی ماه 1338ش در هفتاد سالگی در تهران بدرود حیات گفت و در امامزاده عبداللَّه تهران به خاک سپرده شد. سی و چهار سال بعد، در دی ماه 1372، به همت مردم نور و یوش، پیکر نیما یوشیج از امامزاده عبداللَّه تهران به زادگاهش، یوش منتقل شد و در آن‏جا مدفون گردید.

منبع:راسخون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا