وی تحصیلات خود را در آکسفورد به پایان رساند و پس از آن به تدریس زبان یونانی، معانی بیان و فلسفه پرداخت. وی در سالهای بعد به تفکر درباره دستگاه فلسفی خود که اساس دموکراسی جهان است، پرداخت. کلید فلسفه لاک شامل دو کلمه "توافق قراردادی" است. وی اعلام داشت که تمام حکومتها، سراسر، روابط انسانی و همه زندگی را باید به مثابه داد و ستد تلقی کرد. لاک، ذهن انسان به هنگام تولد را همچون لوحه سفیدی می دانست که تجارب حسی، مانند متن کتاب، از آغاز تولد تا زمان مرگ، بر لوح ذهن نوشته می شود. این معلومات به صورت حفظیّات شکل می پذیرد و حفظیّات به گونه فکر و فکر به جامه عقل درمی آید. بنابراین عقل انسان چیزی جز ارزشیابی دنیای مادی که از دریچه های حواس به داخل ذهن راه می یابد، نیست. لاک بر این عقیده است که اشخاص مختلف، دنیا را به صور مختلف می بینند، زیرا اگرچه حواس به ظاهر یکی است، اما دنیا را متفاوت دریافت می کنند. وی حکومتِ خوب را حاصل قرارداد میان انسان با انسان می دانست و وظیفه حکومتها را خدمت به مردم عنوان می کرد. لاک درباره حکومت عادلانه می گفت که باید مبتنی بر رضایت اکثریت مردم باشد. به مردم، آزادی بیان، آزادی فکر، آزادی انتخاب و آزادی دین بدهد و برای آن که کار به خودکامگی نکشد، لازم است که سه قوه مقنّنه، مجریه و قضائیه وجود داشته باشند. اما رؤیای لاک از حکومت آزادی خواه ملی فراتر رفت و او اصولی، هم برای حکومت بین المللی و هم حکومت ملی، طرح افکند. به نظر لاک، دوره ترقی واقعی وقتی آغاز خواهد شد که کشورها نیز چون مردم، طبق یک قرارداد اجتماعی با هم متحد شوند و از لحاظ سیاسی به یکدیگر اتکا ورزند. لاک عقیده داشت که هدف همه حکومتها، حفظ حیات، آزادی و خوشبختی ملتهاست، اصل عدالت مبتنی بر نیاز و احتیاج مردم است و عاملی که معلوم می دارد مردم به چه چیز احتیاج دارند، صدای آنهاست. وی در این جا عنوان می کند که اخلاق و رفتار خوب، نتیجه حکومت خوب است. فلسفه لاک را می توان چنین خلاصه کرد: استقلال افراد در یک جامعه دموکراسی، اتکای اقوام در کشورها به یکدیگر در دنیایى آزاد؛ استقرار اخلاقیات بر مبنای تعاون در میان همه افراد بشر. از آثار عمده ای که لاک در آنها به تشریح عقاید فلسفی خویش پرداخته است، می توان از کتب رساله درباره فهم بشر، اندیشه هایی در باب تعلیم و تربیت و معقولیّت دین مسیح(ع) نام برد. جان لاک سرانجام در 28 اکتبر 1704م در 72 سالگی درگذشت.
منبع:راسخون

