هر چند روزنامهنگاری سنتی در مواجه با شایعات علمی و یا اخبار جعلی رنج میبرد اما روزنامهنگاری علمی جدید در برابر چنین رخدادهایی احساس مسئولیت کرده و به دنبال راهحلی برای رفع آن است.
در طول دهه گذشته رسانهها با شوک اقتصادی شدیدی مواجه شدهاند، زیرا تبلیغات و مدل تجارت قرن بیست و یکم میلادی توسط پلتفرمهای دیجیتال ارتقا پیداکرده است. مرکز تحقیقات پیو اعلام کرده که پلتفرمهایی چون فیس بوک، گوگل، توییتر و آمازون دوسوم از کل تبلیغات رسانه ای را جذب میکنند.
در سال ۱۸۵۹ میلادی چارلز دیکنز (Charles Dickens) در رمان خود به نام «داستان دو شهر» انقلاب فرانسه را بهعنوان بهترین زمانها و بدترین زمانها برای زندهبودن معرفی کرد. توضیح مشابه ممکن است امروز توسط روزنامهنگاری غربی اعمال شود چراکه آن را به تبعات دو انقلاب هدایت میکند: انقلاب تکنولوژیکی (اینترنت) و انقلاب سیاسی (پوپولیسم).
در طول دهه گذشته رسانهها با شوک اقتصادی شدیدی مواجه شدهاند، زیرا تبلیغات و مدل تجارت قرن بیست و یکم میلادی توسط پلتفرمهای دیجیتال ارتقا پیداکرده است. برای نمونه روزنامههای سنتی ایالاتمتحده آمریکا را در نظر بگیرید. بر اساس گزارشهای مرکز تحقیقاتی پیو (Pew) در سال ۲۰۰۶ میلادی، این روزنامههای سنتی از آگهیها درآمد ۴۹ میلیارد دلاری به دست آوردند که پس از چند دهه این درآمد افزایش پیدا کرد. امروزه این درآمدها به نصف کاهش پیداکرده چراکه تبلیغات از فرمت پرینت به شکل دیجیتال تغییر شکل دادهاند. این مرکز تحقیقات اعلام کرده که پلتفرمهایی چون فیس بوک، گوگل، توییتر و آمازون دوسوم از کل دلار تبلیغات را جذب میکنند.
روزنامهها تلاش کردهاند این مسئله را با جایگزینی بخش آنلاین و افزایش درآمد اشتراک، جبران کنند. این ایده برای برخی از ان ها مفید واقع شد اما صنعت چاپ ایالاتمتحده امریکا از درآمد حدود ۶۰ میلیون در سال ۱۹۹۰ میلادی تا نزدیک به ۳۰ میلیون در سال قبل به نصف کاهش پیدا است درحالیکه میزان خبرهای آنلاین طی این مدت افزایش پیداکردهاند. این مسئله موجب شده تا نیروی کار شاغل در این بخش از حدود ۷۰ هزار نفر در سال ۲۰۰۸ میلادی به حدوداً ۴۰ هزار نفر در حال حاضر تقلیل پیدا کند.
لازم به ذکر است که روزنامهها نیز با شوکهای سیاسی و اجتماعی مواجه شدهاند. با توجه به نظرسنجی سالانه ادلمن (Edelman) یک دهه قبل، زمانی که بحران مالی به وقوع پیوست، رسانههای اصلی در سطح نسبتاً بالا در دنیای غرب قرار داشتند.
درحالیکه در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ میلادی اعتماد عمومی به بانکها و مؤسسات دولتی سقوط کرد، اعتماد به رسانهها در ابتدا پایدار بود. از سه سال پیش بیاعتمادی به رسانهها نیز آغاز شد و اعتماد عموم به این شبکهها تا سطح بیاعتمادی نسبت به بانکداری کاهش پیدا کرد.
یک پیشرفت قابلتوجه در تحقیق ادلمن در سال ۲۰۱۷ میلادی نشان داد که بیشتر پاسخدهندگان جهان غرب، به رسانههای اجتماعی ابراز اعتماد کرده و نسبت به رسانههایی همچون وبسایتهای سازمانی در برابر روزنامهنگاری سنتی اعتماد بیشتر را ابراز کردند.
یکی دیگر از عواملی که در این زمینه تأثیرگذار بود، کمپین ترامپ بود که اعتبار رسانهها را با یک جریان حملات ناخواسته بهطور مستقیم به طرفدارانش منتقل میکرد و درنتیجه دور زدن کانالهای روزنامهنگاری سنتی مطرح شد. بااینوجود، به نظر میرسد که این تصویر در حال تغییر است پس از شوک اولیه ناشی از انقلابهای تکنولوژیکی و سیاسی، صنعت رسانه نهتنها سازگاری دارد، بلکه همپوشانی نیز دارد. در این سال ۶۵ درصد از مردم ایالاتمتحده و اروپا گفتند که به رسانههای سنتی اعتماد دارند، دو برابر افرادی که به رسانههای اجتماعی اعتماد دارند. این بزرگترین شکاف است که میان اعتماد به رسانههای اجتماعی و سنتی دیده میشود و ۷۳ درصد از پاسخدهندگان میگویند که بیشتر نگران اخبار جعلی هستند. در همین حال، سطح تعامل با اخبار از ۵۰ درصد به ۷۲ درصد رسیده که در میان زنان آمریکایی و اروپایی بهشدت افزایشیافته است.
قابلتوجه است که در آمریکا این اختلاف و نابرابری در افراد سیاسی نیز دیده میشود و اعتماد میان دموکراتها، بهطور چشمگیری بالاتر از جمهوریخواهان است (به ترتیب ۶۹ درصد و ۳۳ درصد). دادههای ادلمن نشان میدهد که زنان بیش از مردان درگیر این مسئله هستند. علاوه بر این، نشانههای کمی وجود دارد که خوانندگانی که عمیقاً متقاعد شدهاند و بهطور فعالانه به رسانههای اصلی متضرر شدهاند، موقعیت خود را بهزودی تغییر خواهند داد.
لازم به ذکر است که در سال گذشته، نشریاتی مانند نیویورکتایمز، واشنگتنپست، والاستریت ژورنال و فایننشال تایمز شاهد افزایش شدید در اشتراک و تبادل اخبار آنلاین بودهاند. برخی از نشریات اعلام کردهاند که افزایش اشتراکهای دیجیتال رشد درآمد را افزایش میدهد؛ اما برخی دیگر نسبت به وفاداری خوانندگانشان حساس بوده و بیشتر راه سنتی را دنبال میکنند.
ترجمه: فاطمه کردی
منبع: ft

