چرا فیلمهای علمی؛ بهترین ژانر فیلمسازی هستند؟

یووال نوا هاراری (YUVAL NOAH HARARI) نویسنده پرفروشترین کتاب سال با عنوان ساپینس و هومودیوس (Sapiens and Homo Deus)، یکی از بزرگترین طرفداران داستانهای علمی است و به همین دلیل یکفصل کامل از آخرین کتاب خود با عنوان ۲۱ درس از قرن بیست و یکم را به این موضوع اختصاص داده است.
امروزه داستانهای علمی را میتوان هنرمندانهترین ژانر داستانی محسوب کرد. این ژانر میتواند نوع درک و فهم عمومی را نسبت به مسائلی از قبیل هوش مصنوعی، بیوتکنولوژی و مسائل دیگر علمی که میتوانند جامعه و شرایط زندگی ما را تغییر دهند؛ ارتقا بخشیده و سایر فناوریهایی را که در دهههای آینده ابداع خواهند شد برای عموم مردم تبیین کند.
وی در اپیزود ۳۲۵ از Geek’s Guide to the Galaxypodcast میگوید: «امروزه داستانهای علمی را میتوان هنرمندانهترین ژانر داستانی محسوب کرد. این ژانر میتواند نوع درک و فهم عمومی را نسبت به مسائلی از قبیل هوش مصنوعی، بیوتکنولوژی و مسائل دیگر علمی که میتوانند جامعه و شرایط زندگی ما را تغییر دهند؛ ارتقا بخشیده و سایر فناوریهایی را که در دهههای آینده ابداع خواهند شد برای عموم مردم تبیین کند.»
داستانهای علمی در شکلدهی نظر و اعتقادات مردم جامعه نسبت به مسائل حوزه فناوری نقش مهمی داشته و این نویسنده مشهور علاقهمنداست تا داستانهای علمی بیشتری به واقعیتهایی از قبیل تأثیر هوش مصنوعی بر بازار کار و شرایط کارگران، ساخته شود. وی در این رابطه میگوید: «اگر قصد دارید آگاهی عمومی را نسبت به مسائلی از این قبیل افزایش دهید، یک فیلم علمی خوب میتواند تأثیری بهمراتب بیشتر از صدها مقاله در حوزه علوم و طبیعت داشته باشد که در روزنامهای مشهور و پر خواننده مانند نیویورکتایمز منتشر شود.»
وی همچنین اعتقاد دارد که فیلمهای علمی و تخیلی در حال حاضر به میزان زیادی به مسائل غیرواقعی و تخیلی میپردازند. وی در این رابطه میگوید: «در بیشتر کتابها و فیلمهای علمی – تخیلی درباره هوش مصنوعی، محور اصلی داستان به موضوع لحظهای بازمیگردد که هوش مصنوعی در قالب کامپیوتر یا روبات دچار احساس شده و آگاهی به دست میآورد و من فکر میکنم که این امر توجه مردم را از مسائل واقعاً مهم و واقعبینانه پرت کرده و به مواردی که بعید است اتفاق بیفتد، معطوف میکند.»
اگرچه هوش مصنوعی و بیوتکنولوژی را میتوان دو موضوع اصلی و مهمی قلمداد کرد که بشریت با آن روبهرو است اما یووال نوا هاراری، تأکید میکند آنها متأثر از تصاویر و باورهای سیاسی هستند و نویسندگان علمی تخیلی و فیلمسازان باید همه تلاششان را انجام دهند تا بتوانند در این باورها تغییر ایجاد کنند. وی در این رابطه میگوید: «فناوری قطعاً سرنوشت و آینده بشریت را در اختیار نگرفته و ما هنوز میتوانیم با نشان دادن واکنشهای مناسب و وضع قوانین لازم از وقوع سناریوهای خطرناک، پیشگیری کرده و از فناوری تنها برای موارد خوب استفاده کنیم.»
برای نمونه میتوان پیشبینی کرد که در ۵۰ سال آینده امکان تشکیل شدن بازاری بزرگ برای پیوند اعضای بدن انسان وجود دارد و کشورهای درحالتوسعه این مزارع بزرگ تولید بدن انسان را تشکیل میدهند که در آن میلیونها نفر بهمنظور برداشتن اعضای بدنشان بزرگشده و سپس به افراد غنی در کشورهای توسعهیافته فروخته میشوند. چنین بازاری میتواند صدها میلیارد دلار ارزش داشته باشد و ازلحاظ تکنولوژیکی کاملاً امکانپذیر است؛ زیرا هیچگونه مانعی فنی برای ایجاد چنین بازاری وجود ندارد، این مسئله یک سناریوی علمی است که هرگز نباید تحقق پیدا کند زیرا جامعه میتواند به محافظت از خود اقدام کرده و از وقوع چنین مواردی پیشگیری کند.
ترجمه: احسان محمدحسینی
منبع: wired
No tags for this post.