ثبت اختراع دانشمند ایرانی به اسم شرکت امریکائی

سیناپرس: خرداد ماه امسال خبری منتشر شد که ایده استاد دانشگاه صنعتی شریف برای ساخت شبکیه مصنوعی که تنها با نور وارد شده به چشم کار می‌کند، دوسال پس از رد شدن توسط معتبرترین نشریات پژوهشی جهان، توسط یک شرکت آمریکایی تولید و به عنوان اختراع به ثبت رسید.هر چند اثبات سرقت علمی بسیار مشکل بود اما با توجه به برخورد عجیب نشریات پژوهشی خارجی در برابر مقاله مربوط به این ایده احتمال می‌رفت این ایده توسط مسئولین نشریات خارجی در اختیار گروه‌های پژوهشی دیگری قرار گرفته و آنها پس از عملی کردن ایده آن را به نام خود به ثبت رسانده‌اند؛ آن استاد دانشگاه کسی نبود جز دکتر مهدی فرد منش، مخترع و استاد دانشگاه صنعتی شریف. به بهانه پیگیری آخرین اخبار مربوط به این سرقت علمی، مصاحبه ای با وی انجام داده‌ایم:

 

آقای فردمنش داستان دزدی ایده شما چگونه رخ داد؟

 

فکر می‌کنم اواخر سال 88 یا اوایل 89 طرح‌ شبکیه مصنوعی ما نتیجه داد و مقالات مربوط به آن را نوشتیم، آبان ماه سال 89 دانشجوی فوق لیسانسم از این تز با موفقیت دفاع کرد. پایان‌نامه مکتوب ایشان را به زبان انگلیسی به کتابخانه دانشگاه تحویل داده و مقاله‌ای در این زمینه با شبیه‌سازی‌ها و محاسبات دقیق‌تر نوشتیم. امکان ساخت و بودجه کافی برای این کار که در سطح بین‌المللی هم بسیار پیشرفته است در اختیار نداشتیم. لذا مقاله طرح را طبق معمول همیشه به ژورنال‌های معتبر فرستادیم. 13 نوامبر 2011 مقاله را به نشریه مهندسی پزشکی موسسه جهانی مهندسان برق و الکترونیک (IEEE) تحویل دادیم و آنها به دلایل مختلف چاپ آن را قبول نکردند. حتی در نامه‌ای یکی از ادیتورها بیان کرد که این کار شدنی نیست. در طی مکاتباتی که با آنها داشتیم توضیح دادیم که طراحی، محاسبات و شبیه‌سازی‌های موجود همه گویای عملی بودن این طرح هستند اما متاسفانه قانع نشدند و توجیه‌های آنها ما را نیز قانع نکرد. به این دلیل 18 جون 2012 مقاله را به ژورنال دیگری به نام مجله حسگرها (IEEE sensors journal) فرستادیم. آنها هم بهانه آوردند که در صورت ساخت می‌توانند مقاله را منتشر کنند و توضیح دیگری ندادند. این اتفاقات از نظر من غیرعادی بود زیرا از هر 20‌ مقاله‌ای که می‌فرستم شاید در یک مورد بگویند نیاز به اصلاح اساسی دارد. در هرحال رد شدن این مقاله با این محتوا کمی برای من عجیب بود و من قبول نداشتم اما سلایق داورها و ادیتورها بود و باید به آن احترام می‌گذاشتیم. تا اینکه یکسال بعد دانشجویی که در این زمینه کار کرده بود مقاله‌ای از مجله نیچر پیدا کرد که طرح مشابه را چاپ کرده بودند و البته شبکیه را نیز ساخته بودند و به قولی نتایج عملی در دست داشتند. اما یکسال بعد از ما به این ایده دست پیدا کرده و در مجله نیچر که معتبرترین ژورنال است هم به چاپ رسانده بودند. در سال ۲۰۱۳ هم پتنت‌های آنها به ثبت رسید.

قبل از اینکه این کار تحقیقاتی را آغاز کنید تا به مرحله ارائه مقاله برسید سابقه ای از انجام این کار توسط شخص دیگری داشتید؟

نه، این ایده کاملا متعلق به ما بود. پیرو خبری که از تولید یک سری سلول خورشیدی راندمان بالا شنیدم، ایده این طرح در ذهن من نقش بست، اما خب برخی معتقد بودند که این طرح عملی نیست.

بنابراین با استفاده از ایده شما توانستند این کار را عملی کنند؟

بله ولی دوسال بعد از اینکه ایده را مطرح کرده بودیم و من در عجبم که چطور ویراستار، مقالات ما را با اطمینان رد کرد و گفت چنین چیزی شدنی نیست. اما به هرحال خوشحالیم ایده‌ای‌ را که برای اولین بار در ایران ارائه و ساختار آن را پیاده کردیم، به عنوان تز فوق لیسانس یک دانشجوی ایرانی و کاملا عملی بوده است و همین باعث سرافرازی ماست.

شما فکر می کنید در این میان چه اتفاقی افتاده، شما تا به حال دیده بودید که مقاله ای رد شود و بعد از جای دیگری خبر ساخت آن به گوش برسد؟

من یکبار داوری یک دعوای علمی در سطح بین المللی را تجربه کردم که دعوایی بین مصر و کره جنوبی بود. یک استاد مصری ادعا می‌کرد ایده‌ای را که استفاده کرده بود متعلق به خودش است و فرد کره‌ای نیز همین ادعا را داشت. من پس از تحقیق در این مورد متوجه شدم که حق با فرد کره‌ای است. من فقط یک حق رای داشتم و سه داور دیگر هم در این میان حضور داشتند که آنها نیز فرد مصری را مقصر دانستند و دانشگاه مصر ناچار به پرداخت خسارت به کره جنوبی شد. چنین شکایات علمی در سطح بین الملل اتفاق می‌افتد. اما در سطوح بین‌الملل اثبات ادعا دشوار است. باید موسسه روابط بین المللی بالایی داشته باشد تا بتواند حق خود را احقاق کند. در غیر این صورت علی‌رغم برحق بودن در داوری‌ها بازنده می‌شود زیرا متاسفانه قدرت سیستم قضایی در دست ژورنال‌های علمی و بین‌المللی دنیا است. به این دلیل وقتی می‌خواهیم ایده‌ای را برای چاپ در اختیارشان بگذاریم عملا هیچ دفاعی نداریم.

یکی از دلایلی که آن زمان این ایده را از شما نپذیرفتند این بود که به ساخت نرسیده بود، مختصری راجع به اینکه گره  عملی شدن کار کجا بود توضیح دهید.

تلفیق فناوری سلول خورشیدی و مدار توان پایین سیستم ساخت پیشرفته‌ای می‌خواهد. حتی آن موقع نتوانستیم سفارش بدهیم  که یک مدار مجتمع با ساختار مورد نظرمان را در خارج از کشور بسازند و تحویل بدهند زیرا در حدود 15 هزار تا ۲۵ هزار دلار هزینه در برداشت و ما چنین حمایت مالی و زیرساخت لازم را در اختیار نداشتیم. بر همه روشن است که بودجه تخصیصی دانشگاه‌ها، وزارت علوم و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری  برای انجام چنین کارهایی در سطح کشور بسیار پایین است.

برای مثال ستادی وجود ندارد که برای ثبت فناوری‌ها بتواند پنج یا شش میلیارد تومان هزینه کند؛ این در سطح کشور رقم ناچیزی است اما شاید برای یک پروژه دانشگاهی پول زیادی باشد. برای مثال در بین کشورهای همسایه یک استاد برای انجام پروژه‌های تحقیقاتی10 میلیون دلار بودجه می‌گیرد. یعنی سه برابر بودجه یک ستاد علمی برای یک کشور هفتاد میلیونی مثل ایران؛ این که زیرساخت‌های لازم در کشور ما وجود ندارد یک حقیقت است و می‌بایست دید مدیریتی علمی کلان در جامعه توام با دیدگاه‌های بین‌المللی در راس امور به وجود بیاید تا برای مثال مدیر یک پروژه تحقیقاتی مهم 10 میلیارد تومان بودجه در اختیار داشته باشد تا بتواند بدون دغدغه‌های مالی در حوزه علمی کشور و در سطح کلان مفید واقع شود. سرمایه گذاری در علوم کاربردی هزینه‌بر است و چند میلیارد تومان در مقابل ارزش آن مبلغ ناچیزی به حساب می‌آید.

آقای دکتر نکته ای وجود دارد، که کشورهایی که از نظر مالی توانمند هستند هزینه‌های سرسام‌آوری را صرف تحقیق و توسعه می‌کنند؛ فکر می کنید دستاوردی مانند ساخت شبکیه چشم مصنوعی که بتواند انرژی خودش را تامین کند در دنیا تا چه حد اهمیت دارد که بتوان این همه هزینه صرف تحقیق، توسعه و ساخت این ایده کرد؟

خاطرم هست ایده‌ متعلق به یکی از همکارانمان در آلمان که به صورت پتنت درآمده بود را با 10 میلیون دلار خریدند. پتنت‌هایی وجود دارد که بالای چند ده و چند صد میلیون دلار خرید و فروش می‌شوند. حال فرض کنید یک میلیون دلار در یک فناوری سرمایه گذاری شود که اگر عملی شود می‌تواند تا بیست سال برای کشور در سطح بیت الملل درآمدزایی کند.

 تصور کنید که اگر از این ایده حمایت می‌شد و پول لازم را در اختیار ما قرار می‌داند تا با هزینه‌ای حدود یک میلیون دلار آن را به مرحله تولید انبوه می‌رساندیم تا چه اندازه در ایجاد شغل، جذب نخبگان حتی در سطح بین المللی و ارتقای فناوری در سطح کشور موثر می‌بود. روزی می‌رسید که بیمارها از سراسر دنیا برای معالجه به ایران می‌آمدند و این یعنی از خطوط هوایی گرفته تا هتل‌ها، بیمارستان‌ها و پزشکانمان و … وارد این سیر سطح بالای اقتصادی می‌شدند. از طرف دیگر هر فناوری با خود فناوری‌های جدیدتر و زیرساخت‌های توسعه بیشتری به همراه می‌آورد و بازخورد مثبتی دارد.

اگر چنین دیدی وجود داشت اصلا چند میلیارد تومان برای سرمایه‌گذاری در چنین امری گزاف به حساب نمی‌آمد.

می‌بینید که اگر اینگونه به موضوع نگاه کنیم دیگر چند صد میلیون دلار هم کافی نیست البته به شرطی که چنین نگاهی وجود  داشته باشد. فردی می‌تواند این دیدگاه را داشته باشد که به این علوم و کار در سطح بین المللی اشراف داشته باشد. فردی که تجربه کار علمی در سطح بین‌المللی را ندارد چگونه می‌تواند به چنین بینشی رسیده باشد؟ مدیریت در این سطوح نیازمند دیدگاه کلان است و مهم است که افراد تصمیم گیرنده چه کسانی هستند و چه بینشی دارند.

چقدر پتانسیل داریم که در صورت ایجاد شرایط بتوانیم همکاری‌های علمی بین‌المللی داشته باشیم؟

پتانسیل‌های بسیاری وجود دارد؛ به عنوان یک نمونه کوچک من و دوستانم در خارج از کشور که در پروژه‌هایی با دانشگاه جان هاپکینز همکاری داشتند برای کشور آمریکا پروژه‌های مشترک تعریف کردیم، اگر روابط بین المللی خوبی داشتیم چه بسا می توانستیم همین پروژه را در مراکز تحقیقاتی دنیا و به نام کشورمان آغاز کنیم. از آنجا که تجارت در کارهای علمی وفناوری غیراخلاقی است، راحت‌تر می‌شود همکاری‌هایی از این نوع را صورت داد. برای مثال یکی از کشورهای همسایه به یک فیلم ابررسانا  یعنی همان زیرلایه کریستالی که ما می‌سازیم نیاز دارد اما به دلیل تحریم‌ها نمی‌تواند هزینه ساخت آن را بپردازد.

 

 

 

No tags for this post.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا