طرح توقف بهرهبرداری تجاری از جنگلهای شمال کشور که به طرح «تنفس جنگل» نیز مشهور است، یکی از اقدامات دولت یازدهم بود. اما اجرای این طرح در عمل با چه چالشها و روندهایی همراه بوده و خواهد بود؟
مجلس شورای اسلامی در جریان تصویب قانون برنامه ششم توسعه در ماههای پایانی سال 91 طرح تنفس جنگلها را در دستور کار خود قرار داد و به تصویب بودجه سالانه 80 میلیارد تومان برای تأمین هزینههای این طرح پرداخت، اما به گفته مسئولان سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری بعد از گذشت ماهها از تصویب این طرح، تنها مبلغ کمی از این بودجه در اختیارشان قرار گرفت بهطوریکه حداکثر میزان آن 30 میلیارد تومان بوده است. این خلف وعده در حالی اتفاق افتاده است که ضرورت اجرای این طرح در اسرع وقت برای کارشناسان اثباتشده است.
دکتر اصغر محمدی فاضل، معاون پیشین محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیطزیست در این خصوص میگوید: «تجربه نشان میدهد که عملکرد ۴۰ سال گذشته ما در جنگلداری مبتنی بر دخالت در طبیعت برای برداشت صنعتی چوب، غلط بوده است و پذیرش این اشتباه شجاعت و جسارت توأم با تواضع در مقابل مردم را میطلبد. ما معتقدیم که باید بهرهبرداری صنعتی از جنگلهای کشور به طور کامل متوقف شود و حتی فراتر از آن، قطع هرگونه درخت تحت هر عنوانی که باشد، ممنوع شود. به عبارت دیگر، «نهضت ممنوعیت قطع درخت» در سراسر کشور اجرایی شود؛ تفاوتی هم ندارد که این درخت در جنگل باشد یا در شهر یا روستا. البته قطع کنترلشده درختان میوه و مزارع چوب از این امر مستثنا هستند.»
بعد از مسئله بودجه مورد نیاز برای اجرای طرح تنفس جنگلها که در دو نوبت توسط سازمان برنامه و بودجه کاهش پیدا کرده است، شاید مهمترین چالش اجرایی این طرح، بیکاری و نیز قطع راه معیشتی افرادی است که سابق بر این از طریق بهرهبرداری از جنگلها تأمین میشده است. ناصر مقدسی، معاون سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری شب گذشته در گفتگوی خبری شبکه خبر اعلام کرد: «در راستای اجرای طرح تنفس جنگل، تمام سازمان کار حفظ خواهد شد و شرکتها و مجریانی که صلاحیت فنی و عملکردیشان در گذشته تأیید شده باشد، استمرار همکاری خواهند داشت البته در قالب طرحهای حفاظتی که برایشان تعریف خواهد شد.»
بدون شک این خبر خوبی خواهد بود هرچند که جزئیات طرحهای حفاظتی هنوز مشخص نیست. اما از آن مهمتر بهرهبرداران سنتیای هستند که تاکنون از جنگلها بهرهبرداری میکردهاند. بهرهبرداران سنتی یعنی کسانی که بهصورت بومی در حاشیه این جنگلها زندگی میکردهاند و از چوب درختها استفاده میکردهاند، به تولید ذغال میپرداختهاند، دامداری میکردهاند یا به کارهای مشابه در قالب بهرهبرداری از جنگل اشتغال داشتهاند.
اجرای طرحهایی اینچنینی اگر بدون در نظر گرفتن معیشت جایگزین برای بهرهبرداران سنتی از یک منبع طبیعی(مثل جنگل، مرتع، آب و …) باشد، با خسارات و عوارضی در سطحی دیگر همراه خواهد بود. طرحهای معیشت جایگزین معمولاً در مناطقی که لزوم حفاظت در آنها احساس میشود به دلیل پتانسیلهایی که دارند، قابل اجرا هستند. اما اجرای این طرحهای معیشتی جایگزین در اغلب اوقات با کمک NGOها و سازمانهای مردمنهادی که تخصص لازم را دارا هستند، عملی خواهد شد.
به عبارتی دیگر قبل از اجرای طرحهای حفاظتی منابع طبیعی لازم است که برنامههایی در سطح کلان برای ایجاد معیشت جایگزین افراد وابسته به آن منبع طبیعی در نظر گرفته شود. اما ما تاکنون در طرح تنفس جنگلها با چنین طرح و برنامهریزیای از سوی مسئولان برخورد نکردهایم.
چند سال پیش طرحی با عنوان «مدیریت چندمنظوره جنگلهای هیرکانی» اجرا شد که در آن مطالعاتی صورت گرفت و پیشنهاداتی ارائه شد، اما در نهایت این مطالعات در مرحله سیاستگذاری به یک استراتژی و طرح کلان ملی برای محافظت از این جنگلها تبدیل نشد. به همین دلیل و با روند برنامهریزی کنونی اقدامات پیش رو نیز به شکل مقطعی و لکهای و چندپاره خواهد بود و هیچ طرح همهجانبه و کلانی که در دسترس عموم مردم باشد در این زمینه منتشر نشده است.
نتیجه چنین اقداماتی بدون درنظرگرفتن تمامی جوانب و انجام پیشبینیهای ضروری میتواند این باشد که بهرهبرداران قانونی به بهرهبرداران غیرقانونی بدل شوند و بر تعارض میان بهرهبرداران و مأموران دولتی (مأموران جنگلبانی) دامن بزند و موجی از نارضایتی و تخریب عامدانه جنگلها را ایجاد کند.
این موضوع یکی از مهمترین نکاتی است که باید در نظر گرفته شود و به جای توجه صرف به بهرهبرداران کلان، بهرهبرداران خُرد نیز مدنظر قرار گیرند و برای تأمین معیشت آنها در جریان اجرای طرح تنفس جنگلها از سوی متولیان اجرای طرح برنامهریزی و اقدام صورت بگیرد تا شاهد تخریب این منبع طبیعی بهشکلی اعتراضی و غیرقانونی نباشیم.
گزارش: غزال غضنفری
No tags for this post.