نماد سایت خبرگزاری سیناپرس

شناسایی نمونه تاریخی روان‌آزاری سازمانی در ۴۰۰ سال پیش

یک پژوهشگر حوزه رفتار سازمانی با بررسی رویداد تاریخی کشتی باتاویا در سال ۱۶۲۹، جرونیموس کورنلیس را نمونه‌ای تاریخی از آنچه امروزه «روان‌آزاری سازمانی» نامیده می‌شود، معرفی کرده است؛ فردی که بنا بر این پژوهش، با حذف مخالفان، ایجاد فضای ترس و سوءاستفاده از قدرت، کنترل بازماندگان یک کشتی‌شکستگی را به دست گرفت.

به گزارش سیناپرس، برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند افرادی با ویژگی‌های روان‌آزارانه ممکن است در محیط‌های کاری به موقعیت‌های مدیریتی و قدرت دست پیدا کنند. اکنون کلاو رولند بادی، پژوهشگر رفتار سازمانی در دانشگاه آنگلیا راسکین بریتانیا، با بررسی یک رویداد تاریخی متعلق به حدود چهار قرن پیش، استدلال کرده است که الگوهای رفتاری مشابه آنچه امروز در مفهوم روان‌آزاری سازمانی بررسی می‌شود، در نخستین دوره‌های سرمایه‌داری شرکتی نیز دیده می‌شد.

نتایج این مطالعه در نشریه Asian Journal of Business Ethics منتشر شده است. پژوهشگر در این بررسی، رفتارهای جرونیموس کورنلیس، از بازرگانان هلندی حاضر در ماجرای کشتی باتاویا، را با چارچوب‌های امروزی ارزیابی روان‌آزاری سازمانی مقایسه کرده است.

ماجرای کشتی‌شکستگی که به قتل‌های سازمان‌یافته انجامید

کشتی باتاویا متعلق به شرکت هند شرقی هلند بود؛ شرکتی که از نمونه‌های اولیه شرکت‌های چندملیتی به شمار می‌رود. این کشتی در چهارم ژوئن ۱۶۲۹، هنگام نخستین سفر خود، در نزدیکی جزایر هوتمن آبرولهوس در سواحل غربی استرالیا به صخره‌های مرجانی برخورد کرد و شمار زیادی از سرنشینان آن در جزیره‌ای نزدیک گرفتار شدند.

پس از آنکه فرمانده بازرگانی و ناخدای کشتی برای درخواست کمک به اندونزی رفتند، کورنلیس رهبری بازماندگان باقی‌مانده را در دست گرفت. او که پیش از حادثه نیز برای شورش و سرقت اموال کشتی برنامه‌ریزی کرده بود، به‌تدریج قدرت خود را تثبیت کرد.

بر اساس اسناد تاریخی بررسی‌شده در پژوهش، کورنلیس اعضای شورا را با افراد مورد اعتماد خود جایگزین کرد و از آنان سوگند وفاداری گرفت. گروه او همچنین کنترل آب، آذوقه و اموال نجات‌یافته را در دست گرفت و برای حفظ قدرت خود به خشونت متوسل شد.

گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که در جریان این وقایع، حدود ۱۰۰ نفر از بازماندگان به قتل رسیدند و زنان نیز با خشونت جنسی و به بردگی جنسی کشانده شدند. کورنلیس سرانجام پس از درگیری میان شورشیان و نیروهای نظامی دستگیر شد و پس از محاکمه، به همراه دیگر سرکردگان شورش اعدام شد.

شباهت رفتارهای تاریخی با الگوهای مدیریتی مخرب

بادی معتقد است رفتارهای کورنلیس با چندین ویژگی مطرح در چارچوب روان‌آزاری سازمانی همخوانی دارد؛ از جمله جذابیت ظاهری، فریبکاری، خودمحوری افراطی، فقدان پشیمانی، بی‌مسئولیتی و تلاش برای کنترل دیگران.

به گفته این پژوهشگر، حذف مخالفان، انتصاب افراد وفادار به جای افراد مستقل، ایجاد ترس و تفرقه‌افکنی از جمله راهبردهایی هستند که در این پرونده تاریخی دیده می‌شوند و با برخی الگوهای رهبری مخرب در محیط‌های کاری امروزی شباهت دارند.

در محیط‌های سازمانی، مفهوم روان‌آزاری سازمانی برای بررسی افرادی به کار می‌رود که با بهره‌گیری از فریب، سلطه‌جویی و دستکاری روابط، در پی کسب قدرت هستند و ممکن است به کارکنان، همکاران و عملکرد سازمان آسیب برسانند.

با این حال، معرفی کورنلیس به‌عنوان نمونه تاریخی روان‌آزاری سازمانی، نتیجه تحلیل پژوهشگر بر اساس یک چارچوب معاصر است؛ نه تشخیص بالینی مستقیمی که بتوان آن را با معیارهای پزشکی امروز درباره فردی متعلق به قرن هفدهم تأیید کرد.

به باور بادی، بررسی این پرونده تاریخی نشان می‌دهد که الگوهای سلطه‌جویی، حذف مخالفان و ایجاد فضای ترس، پدیده‌هایی مختص سازمان‌های مدرن نیستند. با وجود این، تعمیم نتایج یک مطالعه موردی تاریخی به همه مدیران یا سازمان‌ها به شواهد گسترده‌تری نیاز دارد.

خروج از نسخه موبایل