فرزاد صدری، عضو شورای اطلاعرسانی استان فارس، در یادداشتی که در اختیار سیناپرس قرار داده، با استناد به تجربه تاریخی جنوب، شیراز را «دروازه جنوب» و «کریدور اضطراری اما پایدار» برای بازرگانی غیرنفتی ایران در شرایط نیمهجنگی معرفی کرده است. در این یادداشت آمده است:
تاریخ، آیینهی تکرار بزنگاههاست. هر بار که پهنهی فلات ایران در تندباد حوادث و مخاطرات شمال و مرکز دچار تنگی نفس شده، جنوب فراخوانده شده تا ششهای تنفسی این تمدن دیرپا باشد. اگر روزگاری آلبویه و کریمخان زند، شیراز را به پناهگاهی امن برای فرهنگ، معیشت و دادوستد بدل کردند و اگر قرنها پیشینیان ما پیوند این خاک را با پسکرانهها و بنادر پررونق خلیج فارس محکم گره زدند، از سر تصادف نبود؛ آن عقلانیت تاریخی میدانست که جغرافیای شیراز، «جغرافیای حیات و تابآوری» است.
امروز نیز میهن ما در میانهی آتشی از تنشهای ژئوپلیتیک، تهدیدهای نظامی و فشارهای سهمگین تحریم روزگار میگذراند. در چنین اتمسفری، پایتخت بیش از هر زمان دیگری زیر بار تمرکز سنگین شوکهای سیاسی، اداری و امنیتی است؛ مرکزیتی فرسوده که بار سنگین همهی بحرانها را بر دوش میکشد و مجال مانور اقتصادی چندانی برایش باقی نمانده است. پرسش بنیادین اینجاست: آیا در شرایط نیمهجنگی و عدمقطعیتهای منطقهای، اقتصاد ایران باید به انتظار بنشیند یا باید درگاههای جایگزین برای تنفس و پیوند با جهان را فعال کند؟
پاسخ صریح و تاریخی به این پرسش، در یک نام خلاصه میشود: شیراز؛ دروازهی جنوب.
شیراز هرگز یک شهر منزوی در حصار شعر و باغ نبوده است؛ شیراز در درازنای هزارهها، لنگرگاه عقلانیت مدنی و بارانداز تجارت بینالمللی جنوب بوده است. فاصله کوتاه با آبهای آزاد، پیوندهای عمیق فرهنگی و خویشاوندی با کشورهای حاشیه خلیج فارس، ظرفیت بیبدیل پزشکی و درمانی، امنیت نسبی در جغرافیای دفاعی کشور و میراث گرانسنگ صنایع دستی و تولیدات بومی، همگی مؤلفههایی هستند که شیراز را به یک «کریدور اضطراری اما پایدار» برای بازرگانی غیرنفتی ایران بدل میکنند.
برگزاری رویداد «شیراز اکسپو» و همنشینی آن با «آرت اکسپو» در این ایام ملتهب، صرفاً یک تقویم نمایشگاهی یا گرد هم آمدن چند غرفه نیست؛ این یک بیانیهی راهبردی است. پیام روشن شیراز به جهان و به تجار حوزهی خلیج فارس و منطقه این است: نبض زندگی در جنوب ایران پرقدرت میتپد، کارگاههای تولید و خلاقیت روشناند و شریان تبادل بسته نشده است.
اما تحقق این فرصت، نیازمند شجاعت تصمیمسازان ملی و استانی در شکستن تمرکزگرایی تهران است:
۱.تفویض اختیارات ویژه تجاری و ارزی به نمایندگان بخش خصوصی و ساختارهای مدیریتی فارس؛ تا تجار خارجی بدون گیر افتادن در پیچوخمهای بوروکراتیک پایتخت، مبادلات خود را در شیراز نهایی کنند.
۲.روایت درست از شیراز امن: در شرایطی که رسانههای جهانی بر طبل ناامنی ایران میکوبند، هنر حکمرانی استانی در این است که اتمسفر شیراز را امن، پویا، امیدوار و پذیرای مهمانان بسازد.
مهمان خارجی و بازرگان منطقهای باید شیراز را همچنان که هست بیابد: شهر صلح، لبخند، نوای موسیقی و تمدنِ مأنوس با مدارا.
اکسپو آزمونی بزرگ برای باور به ظرفیتهای نامتمرکز ایران است. اگر عزم ملی برای عبور از تنگناها جدی است، باید دستِ شیراز را برای نقشآفرینی تاریخیاش باز گذاشت. بگذاریم این کهنشهر، بار دیگر بارانداز تدبیر، مأمن تولیدگران خستگیناپذیر و شاهراه تنفس ایران به سوی جهان باشد. چراغ این خانه باید به همت هنر، تجارت و امیدواری روشن بماند.

