فضای سبز شهری دیگر با تعداد درختان کاشتهشده سنجیده نمیشود؛ شهرهای جهان به سمت پایش سلامت، مدیریت آفات، مصرف هوشمند آب و استفاده از داده و فناوری رفتهاند؛ الگویی که میتواند فاصله میان درختکاری و درختداری در هر شهری را آشکار کند.
به گزارش سیناپرس، شهر، اگر فقط بتن باشد خیلی زود شبیه اتاقی میشود که پنجره ندارد، اما مشکل امروز شهرها دیگر فقط کمبود سبزی و درخت نیست، البته که هست، اما بگذارید از این مورد عبور کنیم.
مسئله امروز این گزارش کمبود درخت نیست، هرچند که سرانه فضای سبز در غالب شهرهای جهان پایین است و مسئله کیفیت آن چیزی است که با عنوان فضای سبز شهری تحویل شهروند داده میشود.
دنیا آرامآرام و بهویژه شهرهایی که با بحران آب روبهرو هستند، از شمارش درختها عبور کرده و به پرسش دشوارتری رسیدهاند؛ این درخت چند سال زنده میماند، چقدر سالم میماند، چقدر آب میخواهد و چه هزینهای برای زنده نگه داشتنش باید پرداخت شود؟
در سال ۲۰۲۵، بنا بر دادههای جدید سازمان ملل، ۴۵ درصد جمعیت جهان، یعنی حدود ۸.۲ میلیارد نفر در شهرها زندگی میکردند و دو سوم رشد جمعیت جهان تا سال ۲۰۵۰ در شهرها رخ خواهد داد. شهر دیگر حاشیه تمدن نیست؛ خودِ صحنه اصلی زندگی انسان است. در چنین شهری، درخت دیگر تزئین خیابان نیست؛ بخشی از زیرساخت است.
پشت هر درخت شهری، داستانی هست که در رسانههای معمولی دیده نمیشود؛ خاک فشرده، ریشهای که جایی برای نفس کشیدن ندارد، آبیاری نامتناسب، هرس غیراصولی، آلودگی، تنش گرمایی، آفت، بیماری و گاهی پیمانکاری که موفقیتش نه با سلامت درخت بلکه با تعداد عملیات انجامشده سنجیده میشود.
ادبیات علمی نیز تصویر خوشایندی از شکنندگی درخت شهری ارائه نمیکند. یک مرور علمی بر ۵۶ مطالعه درباره مرگومیر درختان شهری نشان داد نرخ مرگ سالانه گزارششده در مطالعات مختلف از ۰.۶ تا ۶۸.۵ درصد متغیر بوده است؛ در مطالعات مربوط به گروههای تازهکاشت، مرگومیر معمولا در پنج سال نخست بیشتر بوده و در کنار عوامل زیستی، مراقبت، نگهداری و تخریب انسانی از پرتکرارترین عوامل انسانی مؤثر بر مرگ درختان بودهاند؛ این یعنی لحظه کاشت پایان پروژه نیست؛ تازه آغاز آن است.
در طرف دیگر ماجرا، تنوع قرار دارد. بررسی ۱۵۱ فهرست جنگل شهری در ۱۰۸ شهر جهان نشان داده است که تراکم بیش از حد یک گونه یا گروه گیاهی میتواند آسیبپذیری جنگل شهری را در برابر آفات و بیماریها افزایش دهد. قاعده مشهور ۱۰-۲۰-۳۰ نیز از همین دغدغه آمده است، هرچند خود پژوهشگران تأکید دارند این اعداد نباید بدون توجه به اقلیم و شرایط هر شهر به نسخه مکانیکی تبدیل شوند.
شهرهای شکستخورده هم درسهای عجیبی دارند. دیترویت در ژوئیه ۲۰۱۳ وارد ورشکستگی شهرداری شد؛ همزمان، جنگل شهری این شهر از میراث بیماریهایی همچون Dutch elm disease و هجوم سوسک emerald ash borer آسیب دید. پژوهشی درباره دیترویت نشان داده است که در فاصله ۱۹۵۱ تا ۲۰۱۰، حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد سطح هر دو شهر دیترویت و آتلانتا که درختپوش بود، در سال ۲۰۱۰ دیگر پوشش درختی نداشت؛ در دیترویت همچنین کاهش جمعیت و فرصتهای شغلی با بحران جنگل شهری همراه بود.
در مقابل، ملبورن سالهاست فضای سبز را با هدفگذاری عددی، برنامه منطقهای و پایش سلامت مدیریت میکند و در استراتژی خود افزایش پوشش تاج درختی فضای عمومی از ۲۲ به ۴۰ درصد تا ۲۰۴۰ و سالم بودن ۹۰ درصد جمعیت درختی تا همان سال را هدفگذاری کرده است. سنگاپور نیز از مرحله فضای سبز زیبا عبور کرده و از هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، حسگرهای IoT، سامانههای GIS و بازرسی مجازی درختان استفاده میکند.
حتی شفیلد انگلستان نشان داد که مشکل فقط پول و دانش فنی نیست؛ طراحی قرارداد و مدل حکمرانی هم میتواند سرنوشت درختان را تعیین کند. در قرارداد ۲۵ ساله Streets Ahead، سازوکارهای مالی و اجرایی بر برنامه جایگزینی درختان اثر گذاشتند و بعدها یک تحقیق مستقل رسمی درباره مناقشه درختان خیابانی انجام شد. پژوهش دانشگاهی نیز ضعف در طراحی قرارداد، حکمرانی، ارزیابی و ارتباطات را از محورهای اصلی این پرونده دانسته است.
شاید مسئله فضای سبز شهری را دیگر نمیتوان با نسخه قدیمیِ کاشت بیشتر، سمپاشی بیشتر، هرس بیشتر حل کرد. شهر آینده باید درخت را همچون یک دارایی زنده مدیریت کند؛ داراییای که اگر اطلاعاتش ثبت نشود، بیماریاش زود تشخیص داده نشود و مراقبتش تضمین نشود، هزینه آن را چند سال بعد با قطع، جایگزینی و از دست رفتن خدمات اکولوژیک خواهد پرداخت.
آینده فضای سبز، درختداری علمی و دادهمحور است
سید آرمان حسینی، کارشناس کشاورزی و منابع طبیعی اظهار کرد: به نظر من بزرگترین خطا این است که فضای سبز را هنوز یک عملیات خدماتی میبینیم، نه یک سامانه زنده، زیرا وقتی نگاه عملیاتمحور باشد، خروجی میشود تعداد درخت کاشتهشده، تعداد مترمربع چمن، تعداد دفعات هرس یا تعداد دفعات سمپاشی، اما خروجی واقعی باید چیز دیگری باشد و آن خروجی درخت سالم، تاج پایدار، ریشه فعال، مصرف آب کنترلشده و افزایش عمر مفید پوشش گیاهی است.
وی افزود: شهرداریها باید برای هر درخت یک پرونده داشته باشند؛ نه پرونده کاغذی؛ پروندهای که بدانیم این درخت چه زمانی کاشته شده، چه گونهای است، چه مقدار آب مصرف کرده، چه بیماری داشته، چند بار هرس شده و چه پیمانکاری مسئول نگهداری آن بوده است؛ تا وقتی این اطلاعات وجود نداشته باشد، تصمیمگیری بیشتر شبیه حدس است.
این کارشناس کشاورزی و منابع طبیعی در پاسخ به این پرسش که آیا برونسپاری نگهداری را باید کنار گذاشت، گفت: خیر، مسئله مناقصه یا پیمانکار خصوصی نیست؛ مسئله این است که قرارداد چه رفتاری ایجاد میکند. مرور مطالعات برونسپاری نگهداری فضای سبز نشان داده که بعضی نتایج اقتصادی و مدیریتی مثبت بوده، اما در بخشی از مطالعات، کیفیت خدمت و مسائل نیروی انسانی پیامدهای منفی داشته است.
حسینی بیان کرد: اگر قرارداد بگوید فلان تعداد هرس انجام شود، پیمانکار همان تعداد هرس را انجام میدهد، اما اگر بگوییم ۹۰ درصد درختان تحت قرارداد باید در پایان دوره در وضعیت سلامت مشخص باشند، کل منطق قرارداد عوض میشود.
وی ادامه داد: حتی پیشنهاد میکنم پرداخت پیمانکار تا حدی به شاخصهای سهساله و پنجساله وابسته شود. یعنی پیمانکار فقط بابت کاری که امروز انجام داده پول نگیرد؛ بخشی از درآمدش را به نتیجهای گره بزنیم که چند سال بعد قابل اندازهگیری است.
این کارشناس کشاورزی و منابع طبیعی گفت: سمپاشی نباید پاسخ پیشفرض باشد؛ نخست باید تشخیص بدهیم. دوم باید آستانه اقدام داشته باشیم. سوم باید از مدیریت تلفیقی آفات استفاده کنیم؛ یعنی پیشگیری، انتخاب گونه، مدیریت آب و خاک، کنترل زیستی و در صورت نیاز مداخله شیمیایی هدفمند صورت بگیرد.
حسینی بیان کرد: مشکل خطرناک این است که گاهی درخت ضعیف را بیمار فرض میکنیم. درختی که بهدلیل کمآبی، خاک نامناسب یا آسیب ریشه دچار ضعف شده ممکن است مستعد آفت شود. در این حالت اگر فقط آفت را بزنیم ، اما علت ضعف را باقی بگذاریم مسئله برمیگردد.
وی در پاسخ به این سوال که فناوری چه کمکی میکند، گفت: فناوری زمانی ارزش دارد که یک تصمیم بهتر بسازد؛ پهپاد، ماهواره، LiDAR، دوربین، حسگر رطوبت خاک و هوش مصنوعی میتوانند برای تشخیص زودهنگام، نقشهبرداری، پایش تاج، بررسی تنش آبی و شناسایی نقاط بحرانی به کار بروند؛ تجربه شهرداریهای موفق نشان میدهد فناوریهای مختلف میتوانند شکاف اطلاعاتی مدیریت شهری را کم کنند، چرا که بازرسی دستی و سنتی تمام فضای سبز پرهزینه است.
این کارشناس کشاورزی و منابع طبیعی خاطرنشان کرد: سنگاپور نمونه مهمی است؛ آنجا از LiDAR و هوش مصنوعی برای استخراج مشخصات درخت و حتی بازرسی مجازی استفاده میشود، همچنین حسگرها و سامانههای داده برای پایش سلامت و پدیدههایی همچون تغییر شیب درخت به کار گرفته شدهاند، اما یک هشدار مهم برای شهرداریهای ایران وجود دارد و آن خریدن فناوری بدون اصلاح فرایندها فقط تبدیل بینظمی سنتی به بینظمی دیجیتال است.
حسینی در پاسخ به این پرسش که نسخه قابل اجرا برای ایران چیست، گفت: به نظرم باید از یک منطقه محدود آغاز کنیم، نه کل شهر؛ یک پایلوت واقعی شامل چند پارک، چند خیابان با سن و گونه متفاوت و چند منطقه با تنش آبی متفاوت انتخاب شود. سپس تمام درختان شناسنامهدار شوند و چند شاخص اصلی از جمله بقا، سلامت، مصرف آب، هزینه نگهداری و میزان ابتلا به آفات اندازهگیری شود، بنابراین بعد از دو یا سه سال میتوان فهمید کدام گونه در کدام شرایط بهتر جواب میدهد، کدام روش آبیاری اقتصادیتر است و کدام پیمانکار واقعا عملکرد بهتری داشته است.
وی عنوان کرد: در ایران نباید نسخه سنگاپور یا ملبورن را کپی کنیم؛ شرایط آب، خاک، اقلیم، محدودیت مالی و حتی سبد گونهای ما متفاوت است؛ ما به فناوری بومی تصمیمگیری نیاز داریم، نه صرفا ابزار وارداتی.
این کارشناس کشاورزی و منابع طبیعی خاطرنشان کرد: باید قبول کنیم که درخت بالغ را نمیشود با یک نهال جایگزین کرد؛ حداقل نه در کوتاهمدت، بنابراین شاخص موفقیت شهرداری نباید چند درخت کاشتیم باشد، بلکه باید پرسید چند درخت را سالم نگه داشتیم و حفظ و حراست کردیم.
حسینی تاکید کرد: شهرداریها اگر برای هر نهال پول کاشت دارند، اما برای سه تا پنج سال نگهداری و تضمین بقای آن برنامه ندارد، در واقع پروژه را ناقص اجرا کردهاند؛ پژوهشهای بقای درختان نیز دقیقا اهمیت مراقبت پس از کاشت را نشان میدهند؛ در مطالعهای در Holyoke آمریکا، نرخ بقای درختان تحت مراقبت جنگلبانان ایالتی ۸۸.۵ درصد بود، در برابر ۵۹.۲ درصد برای گروهی که مراقبتشان به دریافتکنندگان محلی سپرده شده بود.
وی اضافه کرد: مسئله آینده فضای سبز، درختکاری نیست؛ درختداری علمی، دادهمحور و پاسخگو است؛ شهری که فقط میکارد، سبز میشود، اما شهری که میداند چگونه نگهداری کند پایدار میماند.
تجربه شهرهای مختلف نشان میدهد که مدیریت موفق فضای سبز از کاشت آغاز میشود، اما در کاشت متوقف نمیماند؛ انتخاب گونه متناسب با اقلیم، توسعه سطح فضای سبز و افزایش پوشش درختی همچنان بخش مهمی از برنامه شهرهاست؛ با این تفاوت که پس از کاشت، مسئله بقای درخت، سلامت، مصرف آب، مقابله با آفات و بیماریها و کیفیت نگهداری نیز باید به همان اندازه مورد توجه قرار گیرد.
به نقل از ایمنا، از این منظر، فناوری جایگزین کاشت نیست، بلکه میتواند کیفیت تصمیمگیری پیش و پس از کاشت را افزایش دهد؛ از انتخاب گونه و محل مناسب گرفته تا پایش وضعیت خاک و آب، تشخیص زودهنگام بیماری و ارزیابی عملکرد نگهداری؛ بنابراین استفاده از داده، حسگرها، تصاویر ماهوارهای، پهپاد یا هوش مصنوعی زمانی ارزشمند است که به بهبود همین فرایند منجر شود.
در ارزیابی عملکرد فضای سبز نیز تعداد درختان کاشتهشده همچنان یک شاخص مهم است، اما بهتنهایی کافی نیست. نرخ بقای درختان، سلامت و رشد آنها، میزان مصرف آب، هزینه نگهداری، تنوع گونهای و میزان بروز آفات و بیماریها میتوانند تصویر کاملتری از نتیجه سرمایهگذاری شهری ارائه دهند.
در نهایت، مسئله نه انتخاب میان درختکاری و درختداری بلکه تکمیل این دو مهم است؛ شهری که میخواهد فضای سبز خود را توسعه دهد، باید هم برای کاشت بیشتر و اصولی برنامه داشته باشد و هم برای زنده، سالم و پایدار نگه داشتن درختان پس از کاشت. آینده فضای سبز نه حذف درختکاری، بلکه عبور از کاشت بهعنوان پایان پروژه به کاشت بهعنوان آغاز چرخه مدیریت درخت است.

