مریم بهارلویی در دوره پسادکتری خود با راهنمایی علی روحانی در دانشگاه یزد، پژوهشی با عنوان «مواجهه با مسئله اشتغال در زیستجهان فارغالتحصیلان دکتری علوم انسانی: یک مطالعه کیفی» انجام داده است.
به گزارش سیناپرس، مریم بهارلویی در دوره پسادکتری خود با راهنمایی علی روحانی در دانشگاه یزد، پژوهشی با عنوان «مواجهه با مسئله اشتغال در زیستجهان فارغالتحصیلان دکتری علوم انسانی: یک مطالعه کیفی» انجام داده است.
بهارلویی با اشاره به اهمیت مسئله اشتغال فارغالتحصیلان دانشگاهی گفت: بیکاری همواره یکی از مهمترین مسائل اجتماعی جوامع مختلف بوده و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و روانی متعددی بههمراه دارد. در سالهای اخیر، افزایش نرخ بیکاری در میان فارغالتحصیلان مقطع دکتری علوم انسانی به یکی از دغدغههای جدی تبدیل شده است؛ بهگونهای که بسیاری از دانشآموختگان این حوزه، مدتهای طولانی برای یافتن شغل مناسب یا جذب بهعنوان هیئتعلمی دانشگاهها در انتظار میمانند.
وی افزود: یکی از انگیزههای اصلی ادامه تحصیل تا مقطع دکتری، دستیابی به جایگاه شغلی مناسب و تأمین درآمد مطلوب است، اما بررسیها نشان میدهد این هدف برای بخش قابل توجهی از فارغالتحصیلان علوم انسانی محقق نشده و بیکاری یا اشتغال نامتناسب با تخصص، پیامدهای مختلفی از جمله فشارهای اقتصادی، استرس، افسردگی و کاهش رضایت از زندگی را به همراه داشته است.
این پژوهشگر با تشریح هدف مطالعه اظهار کرد: هدف این پژوهش، شناخت و درک تجربه فارغالتحصیلان دکتری علوم انسانی از چالشهای اشتغال و بیکاری در ایران بود. برای دستیابی به این هدف، تجربههای افرادی با ویژگیهای مختلف از نظر جنسیت، رشته تحصیلی، دانشگاه محل تحصیل و زمان فارغالتحصیلی بررسی شد.
وی ادامه داد: در این مطالعه، ۴۴ مصاحبه با فارغالتحصیلانی انجام شد که حداقل یک سال از پایان تحصیل آنها گذشته بود و همچنان شغل یا درآمد مناسبی نداشتند. دادههای پژوهش از طریق گفتوگو و پرسشوپاسخ درباره تجربههای شغلی، شیوه تأمین نیازهای روزمره، مشکلات معیشتی و پیامدهای بیکاری جمعآوری و تحلیل شد.
بهارلویی با اشاره به یافتههای پژوهش گفت: مشارکتکنندگان عوامل مختلفی را در شکلگیری وضعیت اشتغال خود مؤثر دانستند که از جمله آنها میتوان به حاشیه رانده شدن علوم انسانی، نارضایتی و احساس شکست ناشی از نبود فرصت شغلی، شکاف میان آموزش دانشگاهی و نیازهای بازار کار، فقدان شایسته سالاری و تودهای شدن آموزش عالی اشاره کرد که این وضعیت پیامدهای متعددی از جمله آسیبهای روانی و جسمانی مانند افسردگی، احساس تنهایی، مشکلات معیشتی و تصمیم به مهاجرت را بههمراه داشته است.
به نقل از روابطعمومی بنیاد ملی علم ایران (INSF)، وی افزود: نتایج نشان داد سیاستگذاریها و تصمیمات نامناسب در حوزه آموزش عالی و اشتغال، از جمله افزایش ظرفیت پذیرش دانشگاهها، گسترش دانشگاههای شهریهپرداز، تغییرات مکرر در قوانین استخدامی، وجود برخی نابرابریها در فرآیند جذب و همچنین رانت و فساد از جمله عواملی هستند که مسیر اشتغال فارغالتحصیلان دکتری علوم انسانی را دشوار کردهاند.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: یافتههای این مطالعه میتواند در بازنگری برنامههای آموزشی دانشگاهها، تدوین سیاستهای مؤثر اشتغال و طراحی مداخلاتی برای بهبود شرایط اقتصادی و رفاه اجتماعی فارغالتحصیلان دکتری علوم انسانی مورد استفاده قرار گیرد.
وی در پایان تأکید کرد: حل مسئله اشتغال فارغالتحصیلان علوم انسانی نیازمند توجه همزمان به اصلاح ساختار آموزش عالی، تقویت ارتباط دانشگاه با بازار کار و ایجاد فرصتهای شغلی متناسب با توانمندیها و تخصصهای این گروه است.

