پژوهشی تازه در حوزه آموزش عالی نشان میدهد که دانشگاههای امروز با انتظارات تازهای روبهرو هستند و برای اثرگذاری بیشتر، باید از قالب سنتی خود فاصله بگیرند و کارکردهای متنوعتری را دنبال کنند.
به گزارش سیناپرس، تحولات پرشتاب دنیای امروز باعث شده است که نگاه به دانشگاهها دیگر مانند گذشته نباشد. در گذشته، دانشگاه بیشتر بهعنوان جایی برای آموزش نظری و تولید دانش شناخته میشد؛ یعنی مکانی که دانشجویان در آن درس میخواندند و پژوهشگران در آن تحقیق میکردند. اما اکنون جامعه از دانشگاه انتظارهای گستردهتری دارد. تغییرات فناوری، نیازهای جدید بازار کار، رشد اقتصاد دانشبنیان و مسائل پیچیده اجتماعی، همگی نشان میدهند که دانشگاه باید نقش فعالتری در زندگی مردم و توسعه جامعه داشته باشد. امروز دانشگاهها باید بتوانند نیروهایی خلاق، ماهر و نوآور تربیت کنند؛ افرادی که فقط محفوظات علمی نداشته باشند، بلکه بتوانند با مسائل واقعی روبهرو شوند و برای آنها راهحل پیدا کنند. به همین دلیل، بازنگری در نقش دانشگاهها به موضوعی مهم در آموزش عالی تبدیل شده است.
ضرورت این بازنگری از آنجا بیشتر میشود که دانشگاههای سنتی با ساختارهای ثابت و روشهای قدیمی، همیشه توان پاسخگویی به نیازهای گوناگون جامعه امروز را ندارند. نسلهای مختلف دانشگاهها هرکدام بخشی از این نیازها را پوشش دادهاند. دانشگاههای نسل اول بیشتر بر آموزش نظری تمرکز داشتند و کمتر به کاربرد عملی دانش توجه میکردند. دانشگاههای نسل دوم با تمرکز بر پژوهش، به تولید دانش کمک کردند، اما همیشه پیوند روشنی میان پژوهشهای آنها و مسائل عینی جامعه وجود نداشت. دانشگاههای نسل سوم به کارآفرینی و نوآوری نزدیکتر شدند، اما ممکن بود از برخی جنبههای آموزشی، پژوهشی یا اجتماعی فاصله بگیرند. نسلهای بعدی نیز بر جامعهسازی، تمدنسازی، ارتباط با صنعت، محیطزیست و جامعه مدنی تأکید کردهاند. با این حال، چالش اصلی این است که دانشگاه چگونه بتواند این نقشهای گوناگون را همزمان و هماهنگ انجام دهد.
در همین زمینه، کامران مالکپور لپری، پژوهشگر مدیریت آموزشی در دانشکده مدیریت دانشگاه خوارزمی، تحقیقی را درباره چندمنظورهسازی دانشگاهها انجام داده است. پژوهش فوق به این مسئله میپردازد که دانشگاهها چگونه میتوانند از یک نهاد صرفاً آموزشی یا پژوهشی فراتر بروند و به سازمانهایی تبدیل شوند که در چند حوزه همزمان اثرگذارند؛ از آموزش و پژوهش گرفته تا کارآفرینی، همکاری با صنعت، پاسخگویی به مسائل جامعه، توجه به محیطزیست، بهرهگیری از فناوریهای نو، توسعه فرهنگی و تقویت مهارتهای میانرشتهای.
این پژوهش از نظر هدف، یک تحقیق توسعهای بوده است؛ یعنی به دنبال گسترش فهم موجود و ارائه چارچوبی برای بهبود وضعیت دانشگاهها بوده، نه فقط توصیف یک مسئله محدود. روش انجام آن کیفی بوده است. در روش کیفی، پژوهشگر بیشتر به سراغ دیدگاهها، تجربهها و تحلیلهای افراد آگاه میرود تا از دل آنها مفاهیم اصلی را استخراج کند. جامعه مورد بررسی شامل استادان و متخصصان حوزه آموزش عالی، مدیریت آموزشی، روانشناسی و علوم اجتماعی شهر تهران بود. از میان این افراد، ۲۰ نفر بهصورت هدفمند انتخاب شدند؛ یعنی کسانی برگزیده شدند که تجربه و شناخت مرتبط با موضوع داشتند. دادهها نیز از راه مصاحبه نیمهساختاریافته جمعآوری شد. در چنین مصاحبهای، پرسشها از پیش مشخصاند، اما گفتوگو میتواند انعطاف داشته باشد. در انتها نیز پاسخها با روشهای آماری، تجزیه و تحلیل شدند.
یافتههای پژوهش نشان دادند که از دل مصاحبهها، ۹ مضمون فراگیر به دست آمد. این ۹ دسته اصلی شامل آموزش چندوجهی، پژوهش کاربردی و نوآورانه، توسعه کارآفرینی و همکاری با صنعت، پاسخگویی به نیازهای جامعه و مسائل زیستمحیطی، فناوری و دیجیتالی شدن، بینالمللیسازی و تنوع فرهنگی، اسلامیسازی و تربیت اصول اخلاقی، مدیریت و حکمرانی مؤثر و توسعه مهارتهای بینرشتهای بوده است.
بر اساس نتایج، دانشگاه چندمنظوره دانشگاهی است که تنها به یک مأموریت محدود نمیشود. چنین دانشگاهی باید آموزش را با عمل پیوند دهد، پژوهشهایی انجام دهد که برای حل مسائل واقعی کاربرد داشته باشند، با صنعت و جامعه ارتباط برقرار کند و از فناوریهای نو برای بهتر کردن آموزش، پژوهش و مدیریت استفاده کند. همچنین باید نسبت به مسائل محیطزیستی و اجتماعی حساس باشد، همکاریهای بینالمللی را گسترش دهد، به اخلاق و مسئولیت اجتماعی توجه کند و دانشجویان را برای کار در حوزههای گوناگون آماده سازد. نتیجه کلی پژوهش این است که توجه به این ابعاد میتواند دانشگاهها را به نهادهایی اثرگذارتر در سطح جامعه و حتی در سطح بینالمللی تبدیل کند.
اهمیت این یافتهها در آن است که بسیاری از مسائل امروز، تکبعدی نیستند. برای نمونه، حل مشکلات محیطزیستی فقط به دانش مهندسی نیاز ندارد، بلکه به اقتصاد، فرهنگ، آموزش، مدیریت و مشارکت اجتماعی هم وابسته است. به همین دلیل، دانشگاهی که میخواهد در حل چنین مسائلی نقش داشته باشد، باید بتواند میان رشتهها و بخشهای مختلف ارتباط برقرار کند. آموزش چندوجهی و مهارتهای بینرشتهای در همین نقطه اهمیت پیدا میکنند. دانشجو در چنین الگویی فقط یک رشته را بهصورت جدا از زندگی واقعی نمیآموزد، بلکه یاد میگیرد چگونه دانش خود را در کنار دانشهای دیگر به کار بگیرد و راهحلهای عملیتر ارائه کند.
از سوی دیگر، پژوهش بر نقش فناوری و همکاری با صنعت نیز تأکید دارد. دیجیتالی شدن، آموزش آنلاین، مدیریت دادهها و استفاده از فناوریهای نو میتواند دانشگاه را چابکتر و در دسترستر کند. همکاری با صنعت نیز کمک میکند ایدههای دانشگاهی به محصول، خدمت یا فرصت شغلی تبدیل شوند. البته پژوهش فقط بر بازار و فناوری تمرکز ندارد؛ بلکه مسئولیت اجتماعی، ارزشهای اخلاقی، توجه به جامعه، محیطزیست و حکمرانی مؤثر را نیز بخشی از دانشگاه چندمنظوره میداند. حکمرانی مؤثر یعنی دانشگاه بتواند منابع، برنامهها و تصمیمهای خود را شفاف، هدفمند و هماهنگ مدیریت کند تا نقشهای متنوع آن در عمل قابل اجرا باشد.
به نقل از ایسنا، مقاله علمیپژوهشی برگرفته از این نتایج در فصلنامه «پژوهشهای رهبری آموزشی» منتشر شده است؛ نشریهای وابسته به دانشگاه علّامه طباطبائی که در حوزه مسائل مرتبط با آموزش، مدیریت و رهبری آموزشی فعالیت میکند.
انتشار چنین پژوهشی در این نشریه نشان میدهد که موضوع تحول نقش دانشگاهها و حرکت به سوی الگوهای چندمنظوره، به یکی از بحثهای مهم در مدیریت آموزش عالی تبدیل شده است. پیام اصلی مطالعه این است که دانشگاههای آینده برای اثرگذاری بیشتر باید همزمان آموزشی، پژوهشی، کارآفرین، جامعهمحور، اخلاقمدار، فناورانه و منعطف باشند؛ یعنی بتوانند خود را با دنیای متغیر امروز هماهنگ کنند و در بهبود کیفیت زندگی و توسعه پایدار نقش جدیتری بر عهده بگیرند.

