تولیت آستان مقدس شاهچراغ (ع) با اشاره به مفهوم غربزدگی در اندیشه جلال آلاحمد و شهید مطهری، آن را آفتی دانست که از درون، بنیادهای فرهنگی جامعه را تضعیف میکند و در مقابل، دستاوردهای علمی ایران در حوزههای مختلف را مصداقی از پیشرفتِ بدون وابستگی به غرب برشمرد.
ابراهیم کلانتری امروز، ۲۹ مرداد ماه در صد و سی و پنجمین نشست از سلسله مباحث «جهاد تبیین» و جلسه پانزدهم از مبحث «بررسی ابعاد مختلف جنگ رمضان» در حرم شاهچراغ (ع)، به کودتای آمریکا در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اشاره کرد و گفت: این کودتای ننگین در حقیقت آغاز سلطه رسمی آمریکا بر کشور ایران پیش از انقلاب اسلامی بود. با کودتای ۲۸ مرداد تغییر سلطه ظاهری از استعمار انگلستان به آمریکا رخ داد، هرچند که همواره خود انگلیسیها صحنه گردان اصلی در وقایع گوناگون کشور بودند.
استاد دانشگاه تهران، در ادامهی مبحث جلسه گذشته پیرامون «مخاطرات ناشی از غربزدگی»، گفت: منشأ بسیاری از گرفتاریهای کشور ما چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی، به غربزدگی برمیگردد.
وی با اشاره به تعریف جلال آلاحمد از این پدیده، آن را بیماریِ همچون وبازدگی یا گرمازدگی و سرمازدگی توصیف نکرد، بلکه آن را به سنزدگی تشبیه نمود که گندم را از درون میپوساند؛ پوستی سالم بر جای میماند، امّا درون تهی میشود، همچون پوستی که از پروانهای بر درخت باقی میماند. به باور آلاحمد، غربزدگی عارضهای است که از بیرون میآید و در محیطی آماده، رشد میکند.
رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، ادامه داد: انسان غربزده همچون گندم سِنزده است؛ دارای ظاهری زیبا و آراسته اما باطنی سیاه، پوک و پوچ، که هرچه در آن است مضر و سمی میباشد. با تحقق انقلاب اسلامی ایران و نظاره بر فراز و نشیبهای تاریخ معاصر ایران، به مفهوم این تمثیل در مورد افراد غربزده پوچ، بیش از پیش واقف شدیم.
کلانتری، با بیان اینکه ماهیت واقعی غرب نیز همچون ماهیت افراد غربزده، پوچ است، گفت: غربیها که در ظاهر، سخن از تمدن میگویند و شعارهای مدافع حقوق زنان و حقوق بشری آنها، گوش فلک را کر کرده است، اما در مقام عمل، در جنایت و آدمکشی، حد یقفی ندارند. وقایع غزه نمونه آشکار ماهیت سیاه و نفاق غربیها و در رأس آنها آمریکا است. شورای امنیت سازمان ملل متحد، شش بار قصد صدور قطعنامه آتشبس در غزه را داشت، که هر بار آمریکاییها آنرا وتو کردند، حتی در مرتبه آخر که یک اجماع حداکثری در این خصوص پیشآمد و ۱۴ عضو دائمی و موقت شورای امنیت، رأی به آتشبس در غزه دادند، باز آمریکاییها آن قطعنامه را وتو کردند و باعث تداوم جنایات رژیم صهیونیستی شدند.
وی اضافه کرد: کشورهای غربی که در ظاهر، حتی برای حمایت از حقوق حیوانات نیز قوانین مختلف وضع کردهاند، اما هیچ اعتنایی به شهادت ده ها هزار انسان بیگناه در غزه و ۱۶۸ دانشاموز مظلوم مدرسه میناب ندارند، این سیاهی و رذالت، ماهیت واقعی دولتهای غربی است. هنوز در مخروبههای مدرسه شجره طیّبه به دنبال تکههای بدن کودکان میگردند تا مگر نشانی از مفقودین پیدا کنند. غربیهایی که شرقیها را بربر معرفی میکنند، خود نماد و تجلی توحش و بربریّت مدرن هستند.
رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، به تاریخچه غربگرایی در کشور اشاره کرد و گفت: گرایش به غرب از دوره فتحعلی شاه قاجار شروع شد؛ که به سبب جنگهای ایران و روسیه و شکستهایی که برای کشور پیش آمد، حاکمان آن زمان تصمیم گرفتند با هدف کسب سلاح و تکنولوژی غربیها و استفاده علیه روسیه به سمت آنها متمایل شوند. اما متأسفانه افرادی که برای آموختن دانش راهی غرب شده بودند، سرتا پا به مرض غربزدگی دچار شدند و با تفکرات پوچ غربی به کشور بازگشتند و به ترویج این تفکر پرداختند.
وی ادامه داد: سیدحسن تقیزاده، از نخستین مروّجان فرهنگ و تفکر غربی در ایران، سال ۱۳۳۸ هجری قمری در نخستین شمارهی مجلهی «کاوه»، آنچه را که برای ایران ضروری میدانست، در سه محور خلاصه کرد؛ نخست، قبول و ترویج بیقیدوشرط تمدن اروپا و تسلیم مطلق در برابر آن، و اخذ کامل آداب، رسوم، علوم، صنایع و تمامی شئون زندگی فرنگی بدون هیچ استثنا. به باور او، ایران باید ظاهراً و باطناً، جسماً و روحاً، فرنگیمآب میشد و این را عقیده خود و همعقیدانش در راه خدمت به ایران میدانست.
کلانتری با اشاره به نگاه غربزدگان، گفت: به باور آنها، شرط رشد و پیشرفت، الگوبرداریِ مطلق از غرب، از فرق سر تا ناخن پا است و این در حالیست که این افراد، گرچه ایرانی و در ظاهر مسلمانند، چنان دچار استحالهی فکری شدهاند که هرگز به بازگشت به اسلام اصیل و تمدنِ کهنِ ایران بهعنوان ریشههای پیشرفت، اشاره نمیکنند.
وی در تبیین دلیلِ دستیابیِ انسان به چنین تفکراتِ پوچ و فراموشکردنِ هویتِ اصیلِ خویش، به سخنِ شهید مطهری استناد کرد که گرفتارشدن در دامِ استعمارِ فکری–فرهنگی را عاملِ این دگردیسیِ فکری میداند؛ استعماری که با تغییرِ مغزِ انسان، راه را برای پذیرشِ تمامیِ باورهایِ بیگانه هموار میسازد.
وی با بیان اینکه استعمار در جهان، سه مرحله دارد، اظهار کرد: نخستین مرحله، «استعمار کهن» است، به عنوان مثال، انگلستان که هندوستان را مستعمره خود کرد، برای انحصار تجارت و بهتر بگوییم غارت در آنجا کمپانی هند شرقی را تأسیس کرد و نام آنجا را تغییر داد و حتی زبان انگلیسی را زبان رسمی هندیها کردند. دوّمین مرحله، «استعمار نو» است. غربیها وقتی متوجه شدند استعمار کهن، هزینه و چالشهای خاص خود را دارد، به فکر گماشتن افراد وابسته اهل آن کشورها در رأس حکومت افتادند، و اینگونه استعمار نو، بدون جنگ و خونریزی و هزینههای گزاف، پدید آمد.
استاد دانشگاه تهران، «استعمار فرانو» را سوّمین مرحله دگردیسی استعمار دانست و در توضیح آن گفت: این مرحله از استعمار، یک درجه بالاتر از استعمار نو است و آن تلاش برای «تغییر دادن فکر مردم یک کشور» میباشد با این منظور که خود مردم در راستای اهداف استعمارگر حرکت کنند. اینکه دانشگاههای طراز اوّل بسیاری در اروپا و آمریکا همچون دانشگاه هاروارد هستند که از کشورهای شرقی همچون ایران، پاکستان، هند، چین، آفریقا و غرب آسیا دانشجویان نخبه بهصورت رایگان میپذیرند و حتی به آنها شهریه زیاد هم پرداخت میکنند، دقیقا با همین هدف استعماری است.
کلانتری در ادامه با اشاره به کتاب «نگاهی انتقادی به دانشگاه هاروارد» اثر هری لویس، رئیس اسبق این دانشگاه، گفت: نویسنده در این کتاب تأکید کرده که دانشمندترین اساتید دانشگاه باید دروس عمومی تدریس کنند؛ همان نقشی که در نظام آموزشی ایران برای دروس معارف در نظر گرفته شده و همواره بر دشوارترین و مهمترین بودنِ آن تأکید میشود.
وی افزود: یکی از دروس عمومیِ هاروارد، کتابی دربارهی «ارزشهای دموکراسی» است که رئیس اسبق هاروارد معتقد است اگر این کتاب بهخوبی تدریس شود، دانشجوی نخبه شرقی پس از بازگشت به کشورش، بدون نیاز به جنگ و لشگرکشی، ارزشهای مدنظر غرب را در جامعه خود ترویج خواهد کرد.
تولیت آستان مقدس با تأکید بر اینکه خطر افراد غربزده برای کشور، کمتر از ناوهای جنگی دشمن نیست، خاطرنشان کرد: یک ایرانیِ غربزدهی فارغالتحصیل از هاروارد، با همان تفکرِ تغییریافته، عملاً به یک ناوِ آمریکایی تبدیل میشود که بهصورت مستمر، بر پیکرهی فرهنگی و فکری جامعه ضربه وارد میکند.
وی در همین زمینه به سخنِ شهید مطهری استناد کرد که امکانِ استعمارِ اقتصادی و سیاسیِ یک ملت را بدونِ استعمارِ فکری ناممکن میدانست و تأکید داشت که استعمارگران، با تغییرِ ساختارِ فکریِ مردم، آنها را نسبت به داشتههایِ خویش بدبین و نسبت به هر آنچه از غرب میآید، خوشبین میکنند؛ بهگونهای که آداب و رسوم، ادبیات، فلسفه، دین و آیینِ خود را ناچیز و فرهنگِ بیگانه را برتر میپندارند و هر چه از ناحیهی خودشان است را بد و هر چه از سویِ دشمن میرسد را خوب میدانند.
وی، اظهار کرد: چندی پیش کلیپی از یکی از همین اساتید غربزده کشور منتشر شده بود با این مضمون که کلام فردوسی و سعدی و حافظ، چه اهمیتی دارد که همه متوجه حرف آنها میشوند، شکسپیر، شاخص و بزرگ است که آنقدر ابهام دارد که هنوز کسی معنای سخنانش را متوجه نمیشود! وقتی مغز یک انسان عوض شد، اینگونه سخنان پوچ به زبان میآورد. از بزرگانی همچون ملاصدرا هیچ نمیدانند و در موردشان پژوهش نمیکنند، اما مثال از هایدگر، مارکس و لنین میزنند و اینها را بزرگ میکنند.
استاد دانشگاه تهران، با بیان اینکه ستون پنجم نه فقط در حوزه نظامی، بلکه در زمینههای فرهنگی و سیاسی هم وجود دارد، گفت: در استعمار فرانو، فرد دچار استحاله شده و ناخواسته نیروی دشمن میشود. یعنی دستگاه استکباری کاری کند که عناصری از ملتی که این مستکبر میخواهد آن را قبضه و تصرف کند، بدون اینکه بدانند، به او کمک کنند.
تولیت آستان مقدس، با انتقاد از برخی افراد در کشور که بحث «صلح شرافتمندانه» را مطرح میکنند، گفت: همین ترامپ تاکنون چندبار تهدید کرده که افرادی در ایران که در طول این سالها به آنها پول و حقوق دادیم، اگر به پیادهسازی اهداف ما کمک نکنند، اسامی آنها را منتشر میکنیم. اینکه برخی افراد این روزها از صلح شرافتمندانه، سخن میگویند و اینکه بیان میکنند توسعه کشور بدون آمریکا، ممکن نیست و حرفهای پوچ غربگرایانه میزنند، این مصداق همان استعمارِ فرانو در حال حاضر است.
استاد دانشگاه تهران، ادامه داد: افرادی که این مباحث را در اثنای این جنگ همهجانبه با آمریکا مطرح میکنند، باید با پرهیز از کلیگویی، فرآیند و مراحل دقیق این صلح به اصطلاح شرافتمندانهای که از آن دم میزنند را تشریح کنند. همه مسلمانها طرفدار صلح شرافتمندانه و مخالف جنگ هستند. اما اینکه وسط میدان جنگ که دشمن در حال زدن است، دو دستگی صلحطلب و جنگطلب درست کنند، مطمئنا هدف چیز دیگری است. این افراد، منظور دقیق خود را از توسعه ای که میگویند بدون امریکا محقق نمیشود نیز باید بیان کنند؛ آیا احداث بزرگراه، نیروگاه، سرآمدبودن و کسب دستاوردهای بسیار در علوم مختلف همچون پزشکی، فیزیک، پتروشیمی، هوافضا، نانوتکنولوژی و … که تحت نظام جمهوری اسلامی، بدون وابستگی به آمریکا به دست آمده و علیالدوام ادامه دارد، غیر از توسعه است.
به گزارش سینا پرس و به نقل از روابط عمومی تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی علیهماالسلام، وی در پایان خاطرنشان کرد: البته بنا به تأکید رهبر شهید ایران، ما در جمهوری اسلامی به جای واژه توسعه، واژه پیشرفت را به کار میبریم. چون توسعه یک مفهوم کاملا غربی است؛ از منظر آنها برای کسب موفقیت، دین را باید از ارکان زندگی، جامعه و سیاست حذف کرد، و نباید طرفدار و حامی مظلوم بود و به معنای واقعی کلمه یعنی استقلال نداشتن و تحت سلطه آمریکا قرار گرفتن. مردم ایران چنین توسعهای که مدنظر افراد غربزده هست نمیخواهند و قریب نیم قرن است که بر روی این نظر و الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی خود، محکم ایستادهاند.

