مایکروسافت با معرفی «پروژه سولارا» تلاش دارد جایگاهی در نسل جدید دستگاههای پوشیدنی مجهز به هوش مصنوعی پیدا کند؛ اما موفقیت این طرح به توانایی شرکت در جذب شرکای سختافزاری و تبدیل این فناوری به محصولی کاربردی و اقتصادی وابسته است.
به گزارش سیناپرس، هوش مصنوعی در حال تغییر شیوه تعامل انسان با فناوری است و پس از رایانه و تلفن هوشمند، دستگاههای پوشیدنی میتوانند یکی از میدانهای اصلی رقابت در این حوزه باشند. در چنین شرایطی، مایکروسافت با معرفی Project Solara در رویداد Build ۲۰۲۶ تلاش کرده است راهی برای ورود به این بازار پیدا کند؛ بازاری که در حال حاضر شرکتهایی مانند اپل، گوگل، سامسونگ و متا حضور پررنگتری در آن دارند.
سولارا در اصل یک محصول سختافزاری مشخص نیست، بلکه مجموعهای از فناوریها و استانداردهاست که با هدف ساخت دستگاههایی طراحی شدهاند که به جای وابستگی کامل به اپلیکیشنها، بتوانند از عاملهای هوش مصنوعی برای انجام وظایف استفاده کنند.
این پروژه سه بخش اصلی دارد: یک سیستمعامل و بستر نرمافزاری برای اجرای عاملهای هوش مصنوعی، سازوکاری برای کنترل دسترسی این عاملها و یک لایه داده که به عامل هوشمند اجازه میدهد با رعایت مجوزهای سازمانی به فایلها، جلسات، اطلاعات و منابع کاری دسترسی داشته باشد.
مایکروسافت چرا به سراغ دستگاههای پوشیدنی رفته است؟
بازار رایانههای شخصی در سالهای اخیر دیگر موتور رشد گذشته مایکروسافت نیست و این شرکت در حوزه دستگاههای مصرفی نیز جایگاه قدرتمندی مانند اپل یا سامسونگ ندارد.
این در حالی است که بازار گجتهای پوشیدنی و بهویژه عینکهای هوشمند با سرعت زیادی در حال رشد است. بنابراین مایکروسافت با سولارا تلاش میکند پیش از آنکه نسل بعدی دستگاههای هوش مصنوعی به بازار مسلط شوند، زیرساخت نرمافزاری لازم را در اختیار داشته باشد.
با این حال، مایکروسافت برخلاف اپل یا سامسونگ، در حال حاضر یک اکوسیستم موبایلی مستقل ندارد که بتواند چنین دستگاههایی را مستقیماً به میلیونها کاربر متصل کند.
از همین رو، این شرکت ظاهراً تصمیم گرفته به جای رقابت مستقیم در بازار مصرفکننده، تمرکز خود را بر کاربردهای سازمانی و حرفهای قرار دهد.
از کارت شناسایی هوشمند تا دستیار هوش مصنوعی
مایکروسافت در معرفی سولارا دو نمونه مفهومی را نشان داده است: یک دستگاه رومیزی که میتواند در کنار رایانه قرار گیرد و یک کارت شناسایی هوشمند برای کارکنان.نمونه دوم از اهمیت بیشتری برخوردار است. این دستگاه میتواند با فشردن یک دکمه، عامل هوش مصنوعی را فعال کند، صدا را ضبط و متن را پیادهسازی کند و به دوربین نیز مجهز باشد.
چنین قابلیتی میتواند برای کارکنان بیمارستانها، انبارها، کارخانهها و نیروهای خدماتی کاربرد داشته باشد؛ برای مثال، یک کارمند میتواند بدون خارج کردن تلفن همراه از جیب، اطلاعاتی را ثبت کند یا از عامل هوش مصنوعی برای انجام یک وظیفه کاری کمک بگیرد.
مزیت احتمالی سولارا در اینجا، نه صرفاً خود دستگاه، بلکه مدیریت هویت، امنیت اطلاعات و کنترل دادهها است. اطلاعات ضبطشده میتواند تحت سیاستهای سازمانی مایکروسافت ۳۶۵، سیستم مدیریت دسترسی و سازوکارهای امنیتی سازمان قرار گیرد.
دوربین؛ مزیت یا دردسر جدید؟
با وجود این مزایا، استفاده از دوربین روی یک کارت پوشیدنی میتواند مشکلات جدی ایجاد کند.دوربین نصبشده روی سینه ممکن است بدون اطلاع افراد مقابل، از بیماران، مشتریان یا همکاران تصویربرداری کند. در محیطهایی مانند بیمارستان، چنین مسئلهای مستقیماً با حریم خصوصی بیماران و قوانین حفاظت از دادهها ارتباط پیدا میکند.
مایکروسافت ابزارهایی برای مدیریت این مسئله دارد؛ از نشانگرهای ضبط گرفته تا سیاستهای نگهداری اطلاعات و محدود کردن دادهها به محیط سازمان. اما هنوز مشخص نیست این شرکت چگونه میخواهد این قابلیتها را به یک مزیت رقابتی واقعی تبدیل کند.
بزرگترین چالش؛ چه کسی سختافزار را میسازد؟
یکی از مهمترین پرسشها درباره پروژه سولارا این است که چه شرکتی حاضر است سختافزار آن را تولید و وارد بازار کند؟
مایکروسافت اعلام کرده است که قصد ندارد خود وارد تولید دستگاههای سولارا شود. در عوض، شرکای سختافزاری باید بر اساس طراحیهای مرجع این شرکت، محصولات نهایی را توسعه دهند.
این رویکرد میتواند هزینهها و ریسکهای تولید سختافزار را برای مایکروسافت کاهش دهد، اما یک خطر جدی نیز دارد: اگر شرکای سختافزاری انگیزه اقتصادی کافی برای سرمایهگذاری نداشته باشند، سولارا ممکن است هرگز از یک معماری جذاب به یک محصول واقعی و فراگیر تبدیل نشود.
تولید یک دستگاه پوشیدنی مجهز به هوش مصنوعی نیازمند حل چالشهایی مانند عمر باتری، مدیریت گرما، دوربین و حسگرها، اتصال شبکه، حریم خصوصی و طراحی مناسب برای استفاده روزمره است.
مایکروسافت شاید اصلاً به دنبال مالکیت دستگاه نباشد
با وجود این چالشها، استراتژی مایکروسافت میتواند منطقی باشد. این شرکت لزوماً مجبور نیست خود دستگاه را تولید کند.مایکروسافت میتواند کنترل بخشهایی مانند هویت کاربر، مدیریت دستگاه، امنیت، عاملهای هوش مصنوعی، پردازش ابری، دادههای سازمانی و ابزارهای توسعه نرمافزار را در اختیار بگیرد و اجازه دهد شرکتهایی مانند تولیدکنندگان تجهیزات سازمانی، گوشی یا تجهیزات صنعتی سختافزار را تولید کنند.
در چنین مدلی، حتی اگر مایکروسافت صاحب خود دستگاه نباشد، میتواند مالک بخش مهمی از زیرساختی باشد که دستگاههای پوشیدنی هوشمند بر پایه آن فعالیت میکنند.
تجربه هولولنز؛ هشداری برای سولارا
مایکروسافت پیشتر نیز تجربه ورود به بازار سختافزارهای واقعیت افزوده را داشته است. پروژه HoloLens ابتدا توجه زیادی را به خود جلب کرد، اما مایکروسافت در نهایت از ادامه تولید سختافزار واقعیت افزوده فاصله گرفت و توسعه بخشهایی از برنامه IVAS را به شرکتهای دیگر واگذار کرد.
به نظر میرسد سولارا تا حدی از همین تجربه درس گرفته است: مایکروسافت زیرساخت و نرمافزار را فراهم کند و شرکای تخصصی مسئولیت ساخت دستگاه را بر عهده بگیرند.اما این مدل یک خطر متضاد دارد؛ ممکن است همه منتظر باشند شرکت دیگری اولین قدم پرریسک را بردارد.
آینده سولارا به چند نشانه بستگی دارد؟
برای مشخص شدن اینکه سولارا واقعاً میتواند به یک پلتفرم مهم تبدیل شود یا خیر، چند موضوع اهمیت ویژه دارد؛ از جمله معرفی یک شریک سختافزاری جدی با تعهد بلندمدت، ارائه دستگاهی که بتواند یک شیفت کاری کامل را بدون مشکل همراه کاربر باشد، مشخص شدن مدل درآمدی جذاب برای تولیدکنندگان و توضیح دقیق درباره اینکه کدام پردازشها روی دستگاه و کدام بخشها در فضای ابری انجام میشود.
در نهایت، مایکروسافت ممکن است در رقابت آینده بر سر دستگاههای هوش مصنوعی، به جای مالکیت خود دستگاه، کنترل «لایه هوشمند» آن را هدف گرفته باشد.
اگر این شرکت بتواند هویت، امنیت، داده، عاملهای هوش مصنوعی و ارتباط میان دستگاه و فضای ابری را در اختیار بگیرد، حتی بدون ساخت یک عینک یا کارت هوشمند نیز میتواند سهم مهمی از بازار آینده داشته باشد.
با این حال، تا زمانی که شرکای سختافزاری مشخص، محصولات واقعی و مدل اقتصادی روشنی برای سولارا ارائه نشود، این پروژه همچنان یک زیرساخت امیدوارکننده و نه یک محصول تثبیتشده در بازار است.
مترجم:فرگل غفاری

