تسلیحات جدید آمریکا دیگر در کارخانههای معروف اسلحه ساخته نمیشوند، بلکه از دل شرکتهای فناوری و الگوریتمهای هوش مصنوعی بیرون میآیند.
به گزارش سیناپرس، استارتآپ فناوریهای دفاعی Smack توانسته در پی فشارهای بیسابقه پنتاگون برای تسریع در بکارگیری فناوریهای هوش مصنوعی، جذب سرمایه تازهای داشته باشد.مدیرعامل این شرکت اعلام کرده که پنتاگون دیگر صبر نخواهد کرد؛ سرعت تحولات ژئوپلیتیک و تهدیدات نوین ایجاب میکند که «الگوریتمهای تصمیمگیری در صحنه نبرد» سریعتر از چرخههای سنتی چندهزار روزه تسلیحاتی عملیاتی شوند.
شرکت Smack با توسعه سامانههایی برای برنامهریزی عملیات آتش و شناسایی اهداف، تلاش میکند بخشی از تصمیمگیریهای جنگی را با کمک هوش مصنوعی سریعتر کند. یکی از محصولات آن میتواند با تغییر شرایط میدان نبرد، برنامه عملیاتی را در لحظه بازتنظیم کند.محصول دیگر این شرکت، یک نمایشگر هوش مصنوعی پوشیدنی روی ساعد است که برای کمک به نیروها در میدان طراحی شده و میتواند جایگزینی برای ابزارهای سنتی برنامهریزی و نمایش اطلاعات باشد.
سرمایهگذاری ۶۱ میلیون دلاری برای رساندن هوش مصنوعی به میدان جنگ
این جذب سرمایه تازه، تنها یک خبر اقتصادی در حوزه فناوری نیست؛ بلکه سیگنالی آشکار از شتاب مرگبار پنتاگون برای تبدیل فناوریهای بخش خصوصی به تسلیحات کشتار تصمیمگیر در صحنه نبرد است. در دکترین جدید جنگی آمریکا، فاصله میان شناسایی هدف تا انهدام آن (مفهوم موسوم به «زنجیره کشتار») باید از چند روز به چند ثانیه کاهش یابد هدفی که دستیابی به آن بدون واگذاری اختیارات فرماندهی به ماشینها و هوش مصنوعی یادگیری تقویتی، غیرممکن خواهد بود.
ماشینهایی که قبل از انسان شلیک میکنند
برای درک اهمیت این موضوع، باید بدانیم در جنگهای امروز چه چیزی تغییر کرده است. تا همین چند سال پیش، روند تصمیمگیری در ارتشها روشن بود: پهپادها و ماهوارهها تصاویر را میفرستادند، گروهی از تحلیلگران ساعات متمادی روی دادهها نظر میدادند و در نهایت یک فرمانده انسانی دستور شلیک را صادر میکرد. این فرآیند گاهی ساعتها یا حتی روزها طول میکشید.اما پنتاگون معتقد است در جنگهای آینده این زمان طولانی به معنای شکست قطعی است.
استارتآپ Smack دقیقاً برای حل همین مسئله وارد میدان شده است. سیستمهای این شرکت بر پایه «یادگیری تقویتی عمیق» طراحی شدهاند؛ یعنی الگوریتمهایی که هزاران سناریوی نبرد را در چند صدم ثانیه شبیهسازی میکنند، تهدیدات را تشخیص میدهند و پیش از آنکه ذهن انسان فرصت پردازش پیدا کند، تاکتیک نهایی را پیشنهاد میدهند.
وقتی سیلیکونولی اسلحه به دست میگیرد
چند سال پیش، مهندسان غولهای فناوری مانند گوگل در اعتراض به همکاریهای نظامی دست به اعتصاب میزدند. اما امروز فضای بخش فناوری آمریکا کاملاً دستخوش تغییر شده است: موج جدید استارتآپهای جنگی به وجود آمدهاند یعنی نسل جدیدی از شرکتها مانند Smack، Shield AI و Anduril بدون هیچ ابایی خود را سازندگان تسلیحات الگوریتمی مینامند.
صندوقهای بزرگ سرمایهگذاری در سیلیکونولی، صدها میلیون دلار پول را روانه شرکتی میکنند که هدفش خودکارسازی میدان جنگ است. وزارت جنگ آمریکا چرخههای چندساله ارزیابی را کنار گذاشته و مستقیماً پول را به حساب شرکتهایی میریزد که سریعتر الگوریتم میسازند.
تهدید واقعی برای امنیت جهانی چیست؟
خطری که این رقابت تسلیحاتی جدید ایجاد میکند این است که توازن امنیت را در تمام جهان دستخوش تغییر میکند. وقتی الگوریتمها جایگزین تشخیص انسانی شوند، چند آسیب بزرگ شکل میگیرد:
کاهش خطای دید یا خطای محاسباتی فاجعهبار؟ هوش مصنوعی بر اساس دادهها تصمیم میگیرد. اگر دادهای اشتباه به مدل داده شود یا سیستم دچار اختلال شود، ماشین ممکن است یک هدف غیرنظامی یا غیرمتخاصم را در چند ثانیه نابود کند، بدون آنکه فردی فرصت لغو دستور را داشته باشد.
پایین آمدن آستانه شروع جنگ: وقتی خطرات جانی برای نیروهای انسانی کاهش یابد و تصمیمگیری به ماشینها واگذار شود، اتخاذ تصمیم برای شروع جنگ برای دولتها بسیار آسانتر از گذشته خواهد بود.
سرعت از دست رفته کنترل: اگر یک طرف نبرد از هوش مصنوعی برای سرعت بخشیدن به حملات استفاده کند، طرف مقابل نیز مجبور است تصمیمگیری را به ماشین بسپارد. در چنین شرایطی، انسانها رسماً از چرخه فرماندهی حذف میشوند.فشار بیسابقه پنتاگون بر Smack و شرکتهای مشابه نشان میدهد که مسابقه تسلیحاتی بعدی بر سر کلاهکهای هستهای یا بدنه تانکها نیست؛ بلکه بر سر سرورها، مدلهای هوش مصنوعی و سرعت کدهایی است که تعیین میکنند چه کسی در جنگ آینده زنده میماند.
به نقل از فارس، واشنگتن دیگر روی چند غول فناوری با ملاحظات اخلاقی و تجاری چندلایه شرط نمیبندد؛ بهجای آن، شبکهای از استارتاپهای کوچک، صرفاً جنگی و بدون محدودیت «کاربرد دوگانه» را میسازد که از روز اول برای یک هدف طراحی شدهاند: تسریع زنجیرهٔ کشتار.این روند را میتوان امتداد مسیری دانست که با پروژهٔ میوِن آغاز شد از واگذاری تدریجی تحلیل دادههای میدان نبرد به الگوریتمها، تا اکنون که واگذاری تصمیمگیری عملیاتی خود نیز رفتهرفته به دست ماشین میافتد.

