نماد سایت خبرگزاری سیناپرس

تغییر هویت نسل جدید ایران

نسل جدید ایران دیگر در چارچوب دوگانه‌هایی مانند سنت و مدرنیته یا مذهبی و سکولار قابل توضیح نیست. جوان ایرانی می‌تواند هم‌زمان از برخی سیاست‌های رسمی انتقاد کند، به فرهنگ جهانی علاقه‌مند باشد و در عین حال نسبت به ایران، امنیت و هویت ملی احساس تعلق داشته باشد.

به گزارش سیناپرس، تفاوت نسلی در ایران طی سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری خود را نشان داده است؛ اما آنچه در تحولات فرهنگی ایران اهمیت دارد، صرفاً تغییر سبک زندگی یا نگرش جوانان نیست، بلکه تغییر شیوه شکل‌گیری هویت نسل جدید و جابه‌جایی مرجعیت  از نهاد‌های سنتی به رسانه‌های جدید و شبکه‌های اجتماعی است.

نسل جدید ایران در شرایطی رشد کرده که اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و دسترسی مستقیم به فرهنگ جهانی بخش جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره او شده است. همین مسئله باعث شده هویت این نسل برخلاف الگو‌های گذشته، کمتر یکپارچه و بیشتر چندلایه، ترکیبی و متأثر از منابع مختلف فرهنگی باشد.

جوان ایرانی امروز می‌تواند هم‌زمان خود را ایرانی، علاقه‌مند به فرهنگ جهانی، مذهبی یا منتقد برخی ارزش‌های رسمی بداند و در عین حال نسبت به امنیت، تمامیت ارضی و آینده ایران حساس باشد؛ بنابراین برای فهم نسل جدید ایران نمی‌توان تنها از دوگانه‌هایی مانند سنت و مدرنیته، مذهبی و سکولار یا انقلابی و ضدانقلاب استفاده کرد. واقعیت جامعه امروز پیچیده‌تر از این دوگانه‌هاست.

تفاوت نسلی در ایران از کجا آغاز شد؟

چند سال اخیر را می‌توان یکی از مقاطع مهم آشکار شدن تغییرات نسلی دانست. در این دوره چند روند مهم هم‌زمان شدند؛ کرونا، فشار اقتصادی، تحریم، گسترش اینترنت و تولید محتواهای فضای مجازی، تغییرات نسلی و کاهش اعتماد اجتماعی. ترکیب این عوامل باعث شد فاصله میان نسل جدید و ساختار‌های سنتی جامعه بیشتر به چشم بیاید.

در گذشته، هویت فرد تا حد زیادی در بستر خانواده، مذهب، مدرسه، محله، دانشگاه، گروه‌های اجتماعی و رسانه رسمی شکل می‌گرفت. اما نسل جدید با منابع بسیار متنوع‌تری روبه‌رو است.

یک جوان ایرانی امروز ممکن است هم‌زمان از فرهنگ ایرانی، فرهنگ اسلامی، فرهنگ جهانی، شبکه‌های اجتماعی، موسیقی جهانی، سینمای خارجی، تاریخ ایران، فرهنگ پیش و پس از انقلاب و جریان‌های سیاسی مختلف تأثیر بگیرد. 

هویت چندلایه 

هویت چندلایه یعنی یک فرد می‌تواند مجموعه‌ای از تعلقات و نگرش‌های متفاوت را هم‌زمان در خود داشته باشد. برای مثال، یک جوان می‌تواند:

 ایرانی باشد، به برخی مناسک مذهبی علاقه داشته باشد، از برخی سیاست‌های دولت انتقاد کند، طرفدار ایران قدرتمند باشد، از فرهنگ و موسیقی جهانی استفاده کند و در عین حال نسبت به تاریخ و فرهنگ ایران احساس تعلق داشته باشد. این ترکیب‌ها  بخشی از واقعیت جامعه امروز ایران است.

 شبکه‌های اجتماعی چگونه شخصیت ها را تغییر داده‌اند؟

اگر قرار باشد یک عامل را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل تحولات فرهنگی اجتماعی ایران در سال‌های اخیر معرفی کنیم، شبکه‌های اجتماعی بدون تردید در صدر این فهرست قرار می‌گیرند.

پیمایشی در سال ۱۴۰۰ نشان می‌دهد ۹۱.۶ درصد پاسخ‌دهندگان اعلام کرده بودند دست‌کم روزانه از شبکه‌های اجتماعی برای دریافت اخبار استفاده می‌کنند؛ در حالی که تنها ۱۴.۱ درصد گفته بودند اخبار صداوسیما را روزانه دنبال می‌کنند. در پیمایش سال ۱۴۰۲ نیز شبکه‌های اجتماعی همچنان یکی از اصلی‌ترین منابع دریافت اخبار بودند.

شبکه‌های اجتماعی ساختار قدرت فرهنگی را تغییر داده‌اند

در گذشته، رسانه تولیدکننده بود و مخاطب مصرف‌کننده. امروز، اما هر کاربر می‌تواند تولیدکننده محتوا، مفسر، خبرنگار و حتی شکل‌دهنده افکار عمومی باشد. یک ویدئوی موبایلی، یک پست، یک استوری یا یک کانال تلگرامی می‌تواند در مدت کوتاهی به موضوعی فراگیر تبدیل شود.

چرا اینفلوئنسر‌ها روی نسل جدید تأثیرگذار شده‌اند؟

یکی از مهم‌ترین پیامد‌های گسترش شبکه‌های اجتماعی، ظهور اینفلوئنسر‌ها به‌عنوان مرجع فرهنگی جدید است. این افراد الزاماً جایگاه رسمی ندارند، اما به دلیل حضور دائمی در فضای مجازی، زبان غیررسمی و احساس نزدیکی بیشتر با مخاطب، توانسته‌اند بر نگرش بخشی از نوجوانان و جوانان تأثیر بگذارند.

برگزاری برخی رویداد‌ها با حضور چهره‌های مشهور فضای مجازی و استقبال گسترده نوجوانان، نمونه‌ای از همین تغییر مرجعیت فرهنگی است. اهمیت چنین اتفاقاتی فقط در تعداد شرکت‌کنندگان یا شهرت یک چهره مجازی نیست؛ سؤال مهم‌تر این است:

چرا بخشی از نسل جدید به یک چهره مجازی احساس نزدیکی بیشتری نسبت به برخی نهاد‌های رسمی دارد؟ 

مرجعیت فرهنگی در ایران از نهاد به شبکه منتقل شده است. در گذشته، برای دریافت اطلاعات و شکل دادن به نگرش‌ها، مجموعه‌ای از مراجع مشخص وجود داشت: تلویزیون، روزنامه، معلم، روحانی، استاد دانشگاه و خانواده.

اما امروز این زنجیره شکسته شده است. جوان می‌تواند برای موضوع پزشکی یک پزشک اینستاگرامی را دنبال کند، برای مسائل سیاسی یک تحلیلگر تلگرامی را مرجع قرار دهد، برای مسائل دینی سخنرانی اینترنتی ببیند و برای سبک زندگی از یک اینفلوئنسر الگوبرداری کند. به این ترتیب، مرجعیت فرهنگی از حالت متمرکز به حالت شبکه‌ای تبدیل شده است. 

این تغییر برای سیاست‌گذاری فرهنگی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا دیگر صرفاً داشتن رسانه رسمی به معنای داشتن مرجعیت فرهنگی نیست.

یک نمونه از بروز این پدیده را می‌توان زمانی دید که در طی ماه اخیر و در میان هیاهوی اخبار مختلف کشور، خبر از برگزاری ایونتی در مجتمع تجاری ایران‌مال با حضور یک اینفلوئنسر دهه هشتادی و استقبال هزاران نوجوان در آن رویداد، توجه‌ها و اظهارنظر‌های زیادی را نسبت به چالش‌های نسل جدید به دنبال داشت. 

با ظهور شبکه‌های اجتماعی، الگوی مرجعیت نسل جدید از نهاد‌های رسمی به کنشگران رسانه‌ای جدید، یعنی اینفلوئنسرها، منتقل شده است. یکی از تحولات قابل توجه سال‌های اخیر، برجسته‌تر شدن مفهوم ایران و هویت ملی در کنار سایر لایه‌های هویتی است. در شرایط بحران و جنگ، مسئله ایران، امنیت، وطن، جان مردم و تمامیت ارضی برای بخش‌هایی از جامعه اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

 جنگ و تقویت هویت ملی نسل جدید

به همین دلیل ممکن است فردی با دولت یا بخشی از سیاست‌های رسمی مخالف باشد، اما در برابر حمله خارجی به ایران موضع متفاوتی داشته باشد.

این مسئله نشان می‌دهد هویت ملی الزاماً تابع موضع سیاسی فرد نیست. در واقع یکی از ویژگی‌های نسل جدید همین است که می‌تواند میان «نقد به برخی بخش های حاکمیت» و «دفاع از ایران» تفکیک قائل شود.

 نسل جدید ایران پیچیده‌تر از این تقسیم‌بندی‌های قبلی است

شاید یکی از مهم‌ترین اشتباهات در تحلیل نسل جدید، تلاش برای قرار دادن تمام جوانان در دوگانه «انقلابی ـ ضدانقلاب» باشد. نسل جدید پیچیده‌تر از این تقسیم‌بندی‌هاست.

جوانی ممکن است با حجاب اجباری مخالف باشد، اما با آمریکا نیز مخالف باشد؛ از دولت ناراضی باشد، اما از حمله اسرائیل به ایران خشمگین شود؛ موسیقی غربی گوش دهد، اما به شاهنامه علاقه داشته باشد؛ مذهبی نباشد، اما امام حسین (ع) را بخشی از هویت فرهنگی خود بداند. این همان هویت چندلایه نسل جدید ایران است. نسلی که هم‌زمان تحت تأثیر ایران، اسلام، جهان، خانواده، رسانه‌های رسمی و شبکه‌های اجتماعی قرار دارد.

به نقل از دانشجو، جامعه ایران امروز نه کاملاً سنتی است و نه کاملاً مدرن؛ نه کاملاً مذهبی و نه کاملاً سکولار؛ نه کاملاً ملی‌گرا و …… جامعه ایران چندلایه شده است. 

رسانه‌های جدید این روند را شتاب داده‌اند و شبکه‌های اجتماعی به میدان اصلی مواجهه نسل جدید با جهان تبدیل شده‌اند؛ بنابراین پرسش اصلی برای سیاست‌گذار فرهنگی دیگر فقط این نیست که: نسل جدید چه چیزی را باور دارد؟ پرسش مهم‌تر این است: «چه کسی می‌تواند اعتماد نسل جدید را جلب کند و در شکل‌گیری هویت او مرجعیت داشته باشد؟» 

خروج از نسخه موبایل