پدیدهای به نام «ژامهوو» (Jamais Vu) باعث میشود افراد برای لحظاتی چهره، کلمه یا مکانی کاملاً آشنا را ناآشنا و عجیب احساس کنند؛ پژوهشها نشان میدهد تکرار بیش از حد یک محرک میتواند درک مغز از معنای آن را مختل کند.
به گزارش سیناپرس، همه ما با دژاوو (Déjà Vu) آشنا هستیم؛ همان احساس عجیب که تصور میکنیم یک لحظه کاملاً جدید را قبلاً تجربه کردهایم. اما پدیدهای کمتر شناختهشده، درست در نقطه مقابل آن وجود دارد: ژامهوو که در زبان فرانسوی به معنای «هرگز دیدهشده» است.در این حالت، فرد با وجود اینکه کاملاً میداند یک کلمه، چهره یا مکان را میشناسد، ناگهان احساس میکند آن چیز برایش کاملاً غریبه و غیرواقعی است.
وقتی نام خودمان هم غریبه میشود
یکی از سادهترین راههای تجربه این پدیده، نوشتن مکرر یک کلمه است. اگر نام خود را دهها بار پشت سر هم بنویسید، ممکن است در میانه کار، حروف آن دیگر شبیه یک کلمه واقعی به نظر نرسند و حتی برای چند لحظه احساس کنید این واژه متعلق به شخص دیگری است.
در یک آزمایش، ۹۴ دانشجوی دانشگاه یک کلمه مشخص را بارها و بارها نوشتند و زمانی که احساس کردند کلمه دیگر درست یا آشنا به نظر نمیرسد، متوقف شدند.
حدود ۷۰ درصد شرکتکنندگان چنین احساسی را تجربه کردند؛ معمولاً پس از حدود یک دقیقه یا نزدیک به ۳۳ بار تکرار.در آزمایش دیگری که فقط از کلمه بسیار رایج «the» استفاده شد، حدود ۵۵ درصد افراد پس از تقریباً ۲۷ بار تکرار، احساس کردند کلمه دیگر معنای معمول خود را ندارد.
مغز چگونه یک کلمه آشنا را ناآشنا میکند؟
یکی از توضیحهای اصلی برای ژامهوو، پدیدهای به نام اشباع (Satiation) است.بر اساس این نظریه، وقتی مغز برای مدت طولانی و بهصورت مکرر با یک واژه، چهره یا شیء مواجه میشود، بازنمایی ذهنی آن ممکن است موقتاً دچار اختلال شود.
در نتیجه، چیزی که در حالت عادی کاملاً آشناست، برای لحظاتی عجیب و بیگانه به نظر میرسد.پژوهشگران دانشگاه سنت اندروز و دانشگاه گرونوبل آلپ فرانسه سالها روی این پدیده کار کردهاند و حتی در سال ۲۰۲۳ برای پژوهش خود درباره ایجاد ژامهوو در شرایط آزمایشگاهی، جایزه ایگ نوبل دریافت کردند؛ جایزهای که به پژوهشهایی تعلق میگیرد که ابتدا باعث خنده و سپس باعث فکر کردن میشوند.
شاید مشکل از «معنای کلمه» نباشد
یافتههای جدیدتر اما تصویر پیچیدهتری ارائه میکنند.در مطالعهای در سال ۲۰۲۴، پژوهشگران یک مدل یادگیری عمیق را طوری طراحی کردند که عملکرد بخشهایی از قشر بینایی مغز را شبیهسازی کند. آنها الگوهای تصویری تکراری را بارها در اختیار مدل قرار دادند.
دقت مدل در ابتدا افزایش یافت، اما پس از مدتی، بدون اینکه تغییر دیگری در محرکها ایجاد شود، کاهش پیدا کرد.این نتیجه احتمال میدهد که اشباع ممکن است نه از بخشهای سطح بالاتر مغز که مسئول معنا و زبان هستند، بلکه از فرایندهای ابتدایی پردازش بصری آغاز شود.به بیان سادهتر، شاید مغز ابتدا دیگر نتواند بهدرستی تشخیص دهد چیزی که میبیند چیست، پیش از آنکه حتی به مرحله درک معنای آن برسد.
ژامهوو همیشه فقط یک کنجکاوی ذهنی نیست
این پدیده در بیشتر افراد کوتاهمدت و بیخطر است، اما در برخی شرایط میتواند شکل متفاوتی داشته باشد.برای مثال، در افراد مبتلا به صرع لوب گیجگاهی، احساس ناگهانی ناآشنایی نسبت به یک مکان یا چهره آشنا میتواند بخشی از هاله تشنجی باشد و گاهی با ترس همراه شود.
پژوهشگران همچنین احتمال دادهاند که سازوکار اشباع ممکن است در برخی رفتارهای مرتبط با اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) نیز نقش داشته باشد. برای نمونه، فرد ممکن است بارها قفل بودن در را بررسی کند، زیرا پس از تکرار مداوم، قفل دیگر به اندازه کافی «قفلشده» به نظر نمیرسد.
هنوز رازهای زیادی باقی مانده است
دانشمندان هنوز بهطور کامل نمیدانند چگونه پدیده اشباع، تغییر درک واژهها و ژامهوو به یکدیگر مرتبط میشوند.همچنین مشخص نیست یافتههای مربوط به قشر بینایی تا چه اندازه در مغز انسان نیز صدق میکند و آیا میتوان از این سازوکار برای کمک به افرادی که این تجربهها را بهعنوان بخشی از یک اختلال عصبی یا روانی تجربه میکنند، استفاده کرد یا خیر.
با این حال، پژوهشها نشان میدهند احساس عجیبِ «غریبه شدن یک چیز کاملاً آشنا» صرفاً یک تصور بیمعنا نیست؛ بلکه میتواند پنجرهای به سازوکار پیچیده مغز برای تشخیص آشنایی، معنا و واقعیت باشد.
مترجم:ندااظهری

