نماد سایت خبرگزاری سیناپرس

چرا حفظ کاهش وزن این‌قدر سخت است؟

پژوهشگران دانشگاه کپنهاگ در مطالعه‌ای تازه نشان داده‌اند که چاقی تنها به اراده یا سبک زندگی مربوط نمی‌شود؛ مغز پس از افزایش وزن، آن را به‌عنوان وضعیت طبیعی بدن ثبت می‌کند و با افزایش گرسنگی، کاهش مصرف انرژی و تشدید هوس‌های غذایی، در برابر کاهش وزن مقاومت می‌کند. این یافته می‌تواند نگاه به درمان چاقی را متحول کند.

به گزارش سیناپرس، پژوهش جدید دانشمندان دانمارکی نشان می‌دهد کاهش وزن صرفاً آزمونی برای اراده نیست؛ بلکه مغز انسان به گونه‌ای تکامل یافته است که در صورت کمبود چربی از بدن محافظت کند و وزن بالاتر پیشین را به عنوان وزن طبیعی در نظر بگیرد و به افزایش گرسنگی و هوس‌های غذایی پس از کاهش وزن منجر شود.

دهه‌هاست که گفته می‌شود کاهش وزن به اراده بستگی دارد و راه حل آن کمتر خوردن و بیشتر حرکت کردن است اما علم مدرن ثابت می‌کند که در واقع این طور نیست. دانشمندان «دانشگاه کپنهاگ»(University of Copenhagen) در پژوهش خود، اطلاعات جدیدی را درباره کاهش و افزایش وزن ارائه داده‌اند.

بیایید چند ۱۰۰ هزار سال به عقب بازگردیم تا اجداد اولیه خود را بررسی کنیم زیرا می‌توانیم بسیاری از مشکلاتی را که امروزه در کاهش وزن داریم، به گردن اجداد خود بیندازیم.

چربی بدن برای اجداد اولیه ما یک عامل حیاتی بود. چربی خیلی کم می‌توانست به معنای گرسنگی باشد و چربی خیلی زیاد می‌توانست سرعت آنها را کم کند. با گذشت زمان، بدن انسان از طریق دفاع‌های بیولوژیکی پیچیده‌ای که به مغز متصل هستند، در محافظت از ذخایر انرژی خود به طرز چشمگیری مهارت پیدا کرد اما در جهانی که غذا همه جا وجود دارد و حرکت اختیاری است، همان سیستم‌هایی که زمانی به ما کمک می‌کردند تا از عدم قطعیت جان سالم به در ببریم، اکنون کاهش وزن را دشوار می‌کنند.

وقتی کسی وزن کم می‌کند، بدن طوری واکنش نشان می‌دهد که گویی با تهدیدی برای بقا روبه‌رو شده است. هورمون‌های گرسنگی افزایش می‌یابند، هوس‌های غذایی تشدید می‌شوند و مصرف انرژی کاهش می‌یابد. این سازگاری‌ها برای تنظیم ذخیره و مصرف انرژی در محیط‌هایی با دسترسی متغیر به غذا تکامل یافته‌اند اما امروزه با دسترسی آسان ما به غذاهای ناسالم ارزان و پرکالری و کم‌تحرک شدن، همان سازگاری‌هایی که زمانی به ما کمک می‌کردند تا زنده بمانیم، می‌توانند مشکلاتی را برای ما ایجاد کنند.

پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهند که مغز ما مکانیسم‌های قدرتمندی را برای دفاع از وزن بدن دارد و می‌تواند به نوعی به خاطر بسپارد که آن وزن قبلاً چه بوده است. برای اجداد باستانی ما این بدان معنا بود که اگر در دوران سخت وزن کم کنند، بدن آنها در دوران بهتر می‌تواند به وزن معمول خود بازگردد.

برای ما انسان‌های مدرن، این بدان معناست که مغز و بدن ما هرگونه افزایش وزن را طوری به خاطر می‌سپارد که گویی بقا و زندگی ما به آن بستگی دارد. بنابراین، هنگامی که بدن سنگین‌تر می‌شود، مغز وزن بالاتر را به عنوان وزن طبیعی جدید در نظر می‌گیرد و احساس می‌کند که مجبور است از آن دفاع کند.

این واقعیت که بدن ما می‌تواند وزن سنگین‌تر پیشین را به خاطر بسپارد، به توضیح این موضوع کمک می‌کند که چرا بسیاری از افراد پس از رژیم گرفتن، دوباره وزن اضافه می‌کنند اما همان طور که علم نشان می‌دهد، این بازگشت وزن به دلیل فقدان نظم نیست؛ بلکه زیست‌شناسی ما دقیقاً همان کاری را انجام می‌دهد که برای آن تکامل یافته است یعنی دفاع در برابر کاهش وزن.

داروهای کاهش وزن، امید جدیدی را ایجاد کرده‌اند. این داروها با تقلید از هورمون‌های روده کار می‌کنند که به مغز دستور می‌دهند تا اشتها را مهار کند اما همه به چنین داروهایی واکنش خوبی نشان نمی‌دهند. برای برخی، عوارض جانبی می‌توانند ادامه مصرف آنها را دشوار کنند و برای برخی دیگر به نظر نمی‌رسد که این داروها اصلاً بر کاهش وزن تاثیر بگذارند. همچنین، اغلب اتفاق می‌افتد که پس از توقف درمان، بیولوژی بدن دوباره خود را نشان می‌دهد و وزن ازدست‌رفته بازمی‌گردد.

پیشرفت در پژوهش پیرامون چاقی و متابولیسم ممکن است به این معنی باشد که درمان‌های آینده می‌توانند سیگنال‌های بازگرداننده وزن اولیه بدن را حتی فراتر از دوره درمان غیرفعال کنند. همچنین، پژوهش‌ها نشان می‌دهند که سلامتی خوب با وزن مناسب یکسان نیست. ورزش، خواب خوب، تغذیه متعادل و سلامت روان می‌توانند سلامت قلب و متابولیسم را بهبود ببخشند؛ حتی اگر عدد روی ترازو به سختی تغییر کند.

چاقی فقط یک مشکل فردی نیست و برای مقابله واقعی با علل ریشه‌ای آن، رویکردی در سطح جامعه لازم است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که تعدادی از اقدامات پیشگیرانه ممکن است تغییری را ایجاد کنند. از جمله این اقدامات می‌توان به مواردی مانند سرمایه‌گذاری روی وعده‌های غذایی سالم‌تر در مدارس، کاهش بازاریابی غذاهای ناسالم برای کودکان، طراحی محله‌هایی با اولویت پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری نسبت به خودرو و رستوران‌هایی با وعده‌های غذایی استاندارد اشاره کرد.

دانشمندان توجه دقیقی را نیز به مراحل کلیدی اولیه زندگی – از بارداری تا حدود هفت سالگی – دارند که در آنها سیستم تنظیم وزن کودک به طور ویژه انعطاف‌پذیر است. در واقع، تحقیقات نشان داده‌اند که مواردی مانند آنچه والدین می‌خورند، نحوه تغذیه نوزادان و عادات اولیه سبک زندگی می‌توانند نحوه کنترل اشتها و ذخیره چربی توسط مغز را در سال‌های آینده شکل دهند.

اگر به دنبال کاهش وزن هستید، هنوز می‌توانید کارهایی را انجام دهید که عمدتاً با تمرکز کمتر بر رژیم‌های غذایی سخت و تمرکز بیشتر بر عادات پایدار پشتیبان سلامت کلی عمل می‌کنند. به عنوان مثال، اولویت دادن به خواب می‌تواند به تنظیم اشتها کمک ‌کند و فعالیت منظم – حتی پیاده‌روی – می‌تواند سطح قند خون و سلامت قلب شما را بهبود ببخشد.

نکته اصلی این است که چاقی یک شکست شخصی نیست، بلکه یک وضعیت بیولوژیکی است که توسط مغز، ژن‌ها و محیطی که در آن زندگی می‌کنیم شکل می‌گیرد. خبر خوب این است که پیشرفت در علوم اعصاب و داروسازی، فرصت‌های جدید درمانی را ارائه می‌دهد و راهبردهای پیشگیری می‌توانند چشم‌انداز را برای نسل‌های آینده تغییر دهند.

به نقل از ایسنا، بنابراین اگر برای کاهش وزن و حفظ آن با مشکل روبه‌رو شده‌اید، بدانید که تنها نیستید و این تقصیر شما نیست. مغز حریف قدرتمندی است اما با علم، پزشکی و سیاست‌های هوشمندانه‌تر، قوانین بازی تغییر خواهند کرد.

این پژوهش در مجله «The Conversation» به چاپ رسید.

خروج از نسخه موبایل