نماد سایت خبرگزاری سیناپرس

زخم جنگ بر پیکر خلیج فارس؛ فاجعه‌ای که طبیعت فراموش نمی‌کند

درگیری‌های نظامی میان ایران و ایالات متحده آمریکا، با مشارکت رژیم صهیونیستی، از اواخر سال گذشته تاکنون، به عنوان یکی از جدی‌ترین بحران‌های منطقه‌ای در دهه اخیر، پیامدهای گسترده‌ای بر محیط زیست خلیج فارس و سلامت عمومی مردم ایران داشته است. در این گزارش به بررسی تاثیرات زیست محیطی این منازعات نظامی بر مردم می پردازیم.

به گزارش سیناپرس،  درگیری‌های نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران از اسفند ماه گذشته تا امروز که با حملات هوایی گسترده به زیرساخت‌های نظامی، نفتی و بنادر همراه بوده، نه تنها ثبات سیاسی منطقه را مختل کرده، بلکه آسیب‌های جبران‌ناپذیری به اکوسیستم حساس خلیج فارس وارد آورده است. بر اساس گزارش‌های مختلف و تحلیل‌های زیست‌محیطی معتبر، بمباران تأسیسات نفتی و نظامی منجر به انتشار حجم عظیمی از آلاینده‌ها، نشت نفت و افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای در اکوسیستم منطقه هم در شمال خلیج فارس و هم سواحل جنوبی شده که تأثیرات بلندمدت آن بر تغییرات آب و هوایی و کیفیت زندگی شهروندان ایرانی غیرقابل انکار است.

یکی از بارزترین نمونه‌های این آسیب‌ها، حملات به تأسیسات نفتی و پالایشگاه‌های ایران در مناطقی مانند جزیره خارک و بندرعباس است. این حملات باعث آتش‌سوزی‌های گسترده و انتشار بیش از ۲۹۸۰۰ تن دی‌اکسید گوگرد تنها در یک رویداد شده که معادل انتشار آلاینده‌های یک فوران آتشفشانی بزرگ بوده است. ذرات معلق، اکسیدهای نیتروژن، ترکیبات آلی فرار و مواد سرطان‌زا مانند هیدروکربن‌های چندحلقه‌ای آروماتیک از این آتش‌سوزی‌ها به جو منتشر شده و باران‌های اسیدی و سیاه‌رنگ را در استان‌های جنوبی ایجاد کرده است. این پدیده، که به عنوان «باران سمی» شناخته می‌شود، خاک‌های کشاورزی، منابع آب زیرزمینی و رودخانه‌ها را آلوده کرده و خطر ابتلا به بیماری‌های تنفسی، مشکلات پوستی و انواع سرطان را به طور قابل توجهی افزایش داده است. گزارش‌های سازمان بهداشت جهانی نیز بر ارتباط مستقیم این آلودگی‌ها با افزایش موارد تنفسی در میان ساکنان مناطق تحت تأثیر تأکید دارد.

در این میان باید توجه داشت که آتش‌سوزی چاه‌های نفت، مهار آن‌ها را دشوار کرد و تلاش‌ها برای مهار آتش شامل خاموش کردن آن‌ها با آب دریا، بستن چاه‌ها، قطع اکسیژن با مواد منفجره و ساخت زیرساخت برای منحرف کردن نفت از آتش بود.

در طول این ماه‌ها آب و خاک منطقه آلوده شده و حجم عظیم نفتی که بر زمین پخش شد، جذب اکسیژن و آب را مسدود کرد و حاصلخیزی خاکی را که توسط میکروب‌ها و کرم‌های خاکی حفظ می‌شد، تغییر داد. این نفت ها همچنین به خلیج فارس سرازیر شد و تقریباً ۲۰ هزار پرنده را کشته و جمعیت گاوهای دریایی، دلفین‌ها و لاک‌پشت‌ها را به خطر انداخت.

باید توجه داشت تأثیرات سلامتی ناشی از آتش‌سوزی‌های نفتی دود ناشی از سوزاندن میادین نفتی حاوی برخی از همان آلاینده‌های موجود در هوای محیط‌های شهری است، اما برخی دیگر به ندرت در چنین غلظت‌هایی ظاهر می‌شوند. این دود حاوی ذرات معلق، اکسیدهای نیتروژن، اکسیدهای گوگرد، فلزات سنگین و هیدروکربن‌های نسوخته است که می‌توانند اثرات سلامتی فوری ایجاد کنند، از جمله مشکلات تنفسی و تحریک پوست.

بررسی های انجام شده پیشین روی کهنه‌سربازانی که در معرض این دود قرار گرفتند نشان دهنده بروز، علائمی است که «بیماری جنگ خلیج فارس» نامیده شد؛ بیماری‌ای که با خستگی مزمن، سردرد، درد عضلانی و مفصلی، اختلالات خواب، مشکلات گوارشی و دشواری در تمرکز مشخص می‌شود.

دود میادین نفتی تنها یکی از عوامل بیماری جنگ خلیج فارس محسوب می‌شود، اما تحقیقات محدودی که در مورد غیرنظامیان ساکن نزدیک زیرساخت‌های نفتی آسیب‌دیده وجود دارد، ارتباط آن را با نرخ بالاتر بیماری‌های تنفسی، آسم، سردرد و سرگیجه نشان داده است.

علاوه بر این، بمباران بنادر و تأسیسات نظامی در نزدیکی تنگه هرمز، مانند بندر چابهار و جزیره قشم، منجر به نشت قابل توجه نفت از کشتی‌های آسیب‌دیده و غرق‌شده شده است. بر اساس تصاویر ماهواره‌ای، بیش از ۸۵ نفتکش حامل میلیاردها لیتر نفت در تنگه هرمز گیر افتاده‌اند که خطر نشت عمده را به شدت افزایش داده است. یکی از نمونه‌های بارز، نشت سنگین سوخت از ناو پهپادبر شهید باقری است که از سوی نیروهای متخاصم آمریکایی مورد اصابت قرار گرفته و اکوسیستم تالاب حرای قشم را تهدید کرده و به مرجان‌ها، علف‌های دریایی و گونه‌های در حال انقراض مانند دلفین‌ها و لاک‌پشت‌های دریایی آسیب زده است. این آلودگی‌ها نه تنها زنجیره غذایی دریایی را مختل کرده، بلکه معیشت هزاران ماهیگیر و جوامع ساحلی در استان‌های بوشهر و هرمزگان را به خطر انداخته است. گزارش‌های Greenpeace نشان می‌دهد که یک نشت عمده نفت در خلیج فارس می‌تواند اکوسیستم شکننده این منطقه را برای دهه‌ها غیرقابل بازسازی کند.

از منظر تغییرات آب و هوایی، این درگیری‌ها به طور مستقیم بر انتشار گازهای گلخانه‌ای تأثیر گذاشته‌اند. آتش‌سوزی در تأسیسات نفتی و گازی صدها هزار تن دی‌اکسید کربن و متان را به جو اضافه کرده که به گرم شدن بیشتر منطقه و تشدید پدیده‌هایی مانند خشکسالی و افزایش دما در جنوب ایران کمک کرده است. کارشناسان بین‌المللی هشدار داده‌اند که این انتشارها، در کنار اختلال در تولید انرژی، الگوهای مصرف جهانی را تغییر داده و به طور غیرمستقیم بر بحران آب و هوایی جهانی افزوده است. علاوه بر این، آسیب به زیرساخت‌های آب‌شیرین‌کن در کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایران، که بخش عمده آب آشامیدنی را تأمین می‌کنند، خطر کمبود آب را افزایش داده و با توجه به تغییرات اقلیمی موجود، فشار بر منابع آبی محدود را دوچندان کرده است.

علاوه بر موارد فوق، تأثیرات انسانی این بحران زیست‌محیطی بر مردم ایران به ویژه در مناطق جنوبی قابل توجه است. ساکنان خوزستان، بوشهر و هرمزگان با آلودگی هوای مزمن، کاهش کیفیت آب آشامیدنی و اختلال در کشاورزی و صید ماهی مواجه هستند که منجر به افزایش بیماری‌ها، مهاجرت اجباری و فشارهای اقتصادی شده است. گزارش‌های سازمان ملل از آوارگی صدها هزار نفر و تهدید امنیت غذایی به دلیل آلودگی خاک و آب خبر می‌دهد. در بلندمدت، این آسیب‌ها می‌تواند به کاهش تنوع زیستی، فرسایش خاک و تشدید پدیده گرد و غبار منجر شود که سلامت عمومی میلیون‌ها ایرانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

در نهایت، درگیری‌های اخیر نشان‌دهنده آن است که جنگ نه تنها خسارات انسانی فوری بلکه آسیب‌های زیست‌محیطی پایدار ایجاد می‌کند که نسل‌های آینده را تحت تأثیر قرار خواهد داد. جامعه بین‌المللی موظف است با حمایت از ارزیابی‌های مستقل خسارات و ارائه کمک‌های فنی برای پاکسازی و بازسازی، در جهت کاهش این بحران اقدام نماید. حفاظت از خلیج فارس به عنوان یک اکوسیستم حیاتی جهانی، نیازمند آتش‌بس پایدار، همکاری منطقه‌ای و عدم دخالت سایر کشورهای بی ارتباط با این منطقه و در نهایت حرکت به سمت انرژی‌های پاک است تا از تکرار چنین فجایعی جلوگیری شود.

گزارش: احسان محمدحسینی

خروج از نسخه موبایل