تجربه دانشگاه ایالتی آریزونا نشان میدهد که تحول آموزش عالی بیش از آنکه به بودجه و توسعه فیزیکی وابسته باشد، به بازطراحی حکمرانی، چابکسازی ساختارها، کاهش بوروکراسی و بهرهگیری هوشمندانه از فناوریهایی مانند هوش مصنوعی نیاز دارد؛ تجربهای که میتواند برای آینده دانشگاههای ایران نیز الهامبخش باشد.
به گزارش سیناپرس، نگاهی به تجربه دانشگاههای خارجی؛ چگونه بازطراحی حکمرانی دانشگاه، چابکسازی ساختارها و بهرهگیری از هوش مصنوعی، یک دانشگاه عمومی را به یکی از نوآورترین دانشگاههای جهان تبدیل کرد و چه درسهایی برای آموزش عالی ایران دارد؟
امروز بزرگترین تهدید پیش روی آموزش عالی ایران، کمبود بودجه یا کاهش جمعیت دانشجویی نیست؛ بلکه پدیدهای است که کمتر درباره آن سخن گفته میشود: فرسودگی ساختارهای حکمرانی دانشگاهی.
جهان با سرعتی بیسابقه در حال تغییر است. هوش مصنوعی، اقتصاد دیجیتال، پژوهشهای میانرشتهای و رقابت جهانی، مفهوم دانشگاه را دگرگون کردهاند؛ اما بخش مهمی از نظام آموزش عالی ایران همچنان با منطق، ساختار و آییننامههایی اداره میشود که متعلق به دهههای گذشتهاند. نتیجه این شکاف، کاهش چابکی دانشگاه، طولانی شدن فرآیندهای تصمیمگیری، افزایش بوروکراسی و فاصله گرفتن دانشگاه از مسائل واقعی جامعه است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که چگونه دانشگاههای بیشتری تأسیس کنیم؛ بلکه این است که چگونه دانشگاههای موجود را دوباره طراحی کنیم.
تحول از ساختمان آغاز نمیشود؛ از تغییر نگاه آغاز میشود
یکی از موفقترین تجربههای جهان در این زمینه، دانشگاه ایالتی آریزونا (ASU) است؛ دانشگاهی که طی بیش از یک دهه گذشته، بارها عنوان «نوآورترین دانشگاه آمریکا» را کسب کرده و در این شاخص، بالاتر از دانشگاههایی مانند MIT و استنفورد قرار گرفته است.
اما رمز موفقیت این دانشگاه نه افزایش بودجه بود و نه ساخت پردیسهای جدید.
تحول از یک تغییر بنیادین در فلسفه اداره دانشگاه آغاز شد. رئیس این دانشگاه، دکتر مایکل کرو، جملهای دارد که امروز به منشور دانشگاه ایالتی آریزونا تبدیل شده است:
“دانشگاه را نه با تعداد افرادی که حذف میکنیم، بلکه با تعداد افرادی که جذب میکنیم و به موفقیت میرسانیم، میسنجیم”.
این جمله، فقط یک شعار مدیریتی نیست؛ بلکه بیانگر تغییر در منطق حکمرانی آموزش عالی است. دانشگاه دیگر نهادی برای غربالگری نیست؛ نهادی برای توانمندسازی سرمایه انسانی است.
مسئله ایران، کمبود دانشگاه نیست؛ حکمرانی دانشگاه است
ایران از نظر تعداد دانشگاه، اعضای هیئت علمی و ظرفیت آموزش عالی، جزو کشورهای برخوردار منطقه محسوب میشود. بنابراین، مسئله اصلی، کمبود ظرفیت نیست؛ بلکه کیفیت حکمرانی این ظرفیت است.
امروز برای راهاندازی یک رشته جدید، ایجاد یک مرکز پژوهشی، اجرای یک قرارداد صنعتی یا حتی اصلاح یک برنامه درسی، گاه ماهها و حتی سالها زمان صرف عبور از شوراها، کمیتهها، مکاتبات و فرآیندهای اداری میشود. همچنین ارتقای مرتبه اعضای هیات علمی با وجود سامانه های برخط فرایندی زمانبر است .
در چنین فضایی، دانشگاه بیشتر انرژی خود را صرف مدیریت بوروکراسی میکند تا مدیریت نوآوری.
این در حالی است که دانشگاههای پیشرو، ساختارهای خود را به گونهای طراحی کردهاند که تصمیمگیری علمی، سریع، شفاف و مبتنی بر داده باشد.
دانشگاه عمومی؛ اما با منطق یک سازمان نوآور
یکی از برداشتهای نادرست درباره تجربه دانشگاه ایالتی آریزونا ، تصور «دولتی بودن» آن است.
این دانشگاه ، یک دانشگاه عمومی است؛ یعنی مأموریت اجتماعی دارد، اما مانند یک سازمان نوآور اداره میشود. بخش مهمی از منابع مالی آن از پژوهشهای کاربردی، همکاری با صنعت، قراردادهای فناورانه، سرمایهگذاری، موقوفات و خدمات آموزشی تأمین میشود. در این الگو، دولت مأموریت تعیین میکند؛ اما دانشگاه برای تحقق آن، اختیار، انعطاف و مسئولیت دارد. این همان حلقه مفقوده بسیاری از نظامهای آموزش عالی متمرکز است.
هوش مصنوعی؛ فرصتی برای حذف بوروکراسی
بسیاری از دانشگاهها، هوش مصنوعی را تنها در قالب چند واحد درسی یا همایش علمی دنبال میکنند. اما دانشگاه ایالتی آریزونا، آن را به ابزار تحول حکمرانی تبدیل کرده است. هوش مصنوعی در این دانشگاه برای تحلیل دادههای آموزشی، پشتیبانی تصمیمهای مدیریتی، بهبود خدمات دانشجویی، شخصیسازی آموزش و افزایش بهرهوری اداری به کار گرفته شده است.
در ایران نیز، ظرفیتهای فراوانی برای استفاده از این فناوری وجود دارد.
تصور کنید پروندههای ارتقای اعضای هیئت علمی، ارزیابی فعالیتهای پژوهشی، مدیریت پایاننامهها، بررسی درخواستهای دانشجویی، برنامهریزی آموزشی، تحلیل عملکرد گروههای آموزشی و حتی تخصیص منابع پژوهشی، با سامانههای هوشمند انجام شود.
در چنین شرایطی، بسیاری از فرآیندهای زمانبر، تکراری و کاغذی حذف خواهند شد و مدیران دانشگاه، به جای درگیری با امور اجرایی، بر سیاستگذاری و آیندهنگری تمرکز خواهند کرد.
هوش مصنوعی، اگر درست به کار گرفته شود، میتواند بزرگترین پروژه بوروکراسیزدایی آموزش عالی ایران باشد.
پایان عصر دانشکدههای جزیرهای
مسائل امروز کشور، دیگر در چارچوب یک رشته علمی قابل حل نیستند.
بحران آب، ناترازی انرژی، حکمرانی هوش مصنوعی، امنیت سایبری، سالمندی جمعیت، بهرهوری، اقتصاد دیجیتال و تغییرات اقلیمی، همگی ماهیتی میانرشتهای دارند. اما ساختار بسیاری از دانشگاههای ما همچنان بر پایه مرزبندیهای سخت میان دانشکدهها و گروههای آموزشی شکل گرفته است. دانشگاه آریزونا نشان داد که دانشگاه آینده، نه بر اساس مرز رشتهها، بلکه بر اساس مسائل جامعه سازماندهی میشود. در چنین الگویی، مهندس، اقتصاددان، حقوقدان، جامعهشناس، متخصص داده و مدیر، اعضای یک تیم مشترک برای حل یک مسئله ملی هستند.
پنج محور تحول در حکمرانی آموزش عالی
اگر قرار باشد آموزش عالی ایران متناسب با تحولات قرن بیستویکم بازطراحی شود، به نظر میرسد پنج اقدام راهبردی اجتنابناپذیر باشد.
نخست، شاخص ارزیابی دانشگاهها باید از مقالهمحوری صرف، به میزان اثرگذاری آنها در حل مسائل کشور تغییر یابد.
دوم، ساختار شوراها، کمیتههای موازی و فرآیندهای طولانی تصمیمگیری باید بازنگری شود و اختیارات بیشتری به دانشگاههای مأموریتگرا واگذار گردد.
سوم، هوش مصنوعی باید از یک موضوع آموزشی، به یک ابزار تصمیمیار در مدیریت دانشگاه تبدیل شود.
چهارم، ساختارهای میانرشتهای باید جایگزین مرزبندیهای سنتی دانشکدهای شوند.
و پنجم، ارتباط دانشگاه با صنعت باید بر مبنای پروژههای واقعی، ارزشآفرین و قابل ارزیابی تعریف شود، نه صرفاً تفاهمنامههای تشریفاتی.
سخن پایانی
تجربه دانشگاه ایالتی آریزونا، نسخهای برای کپیبرداری نیست؛ اما یک هشدار و یک فرصت است. این تجربه نشان میدهد که تحول آموزش عالی، پیش از آنکه به ساختمانهای جدید، بودجههای بیشتر یا آییننامههای تازه نیاز داشته باشد، به بازطراحی حکمرانی دانشگاه نیاز دارد.
امروز پرسش اصلی پیش روی آموزش عالی ایران این نیست که چند دانشگاه، چند مقاله یا چند دانشجو دارد؛ بلکه این است که آیا ساختارهای فعلی، توان پاسخگویی به مسائل پیچیده آینده را دارند؟
به نقل از ایرنا، اگر پاسخ این پرسش منفی باشد، آنگاه باید پذیرفت که وقت بازطراحی آموزش عالی رسیده است.
دانشگاه عمومی (Public University) به دانشگاهی گفته میشود که برای تأمین منافع عمومی و توسعه جامعه تأسیس شده است و معمولاً تحت نظارت دولت یا یک نهاد عمومی فعالیت میکند، اما لزوماً به این معنا نیست که تمام بودجه یا مدیریت آن کاملاً دولتی باشد. به عبارت دیگر، واژه عمومی به مأموریت دانشگاه اشاره دارد، نه صرفاً به منبع تأمین مالی آن.

