تیمی از عصبشناسان کشف کردهاند که همگامسازی امواج مغزی میان دانشآموزان در طول کلاس، نشاندهنده میزان علاقه آنها به کلاس و یکدیگر است. پژوهشگران یک گروه از دانشآموزان دبیرستانی و معلم آنها را در طول یک ترم کامل دنبال کردند و فعالیت مغزیشان را طی کلاسهای زیستشناسی با استفاده از فناوری قابلحمل الکتروانسفالوگرام (EEG) ثبت کردند.
به گزارش سیناپرس، دو نفر که در گفتوگوی جدی وارد شده اند به طور ناخودآگاه به ریتم پنهانی میافتند که امواج مغزیشان تقریباً همزمان بالا و پایین میرود. دانشمندان اکنون میتوانند این ریتم را در لحظه اندازهگیری کرده و آن را به صورت بلادرنگ به هر دو نفر بازخورد دهند.
آنها معتقدند یک تلنگر بهموقع میتواند جلسات درمانی، کلاسهای درس و پروژههای تیمی را روانتر کند. با کمک این فناوری یک روان درمانگر می تواند دقیقاً لحظهای را تشخیص دهد که مغز بیمار از او فاصله میگیرد. معلم ممکن است ببیند دانشآموزی که با مشکل روبرو است، واقعاً توجهش را معطوف کرده یا نسبت به موضوع بیتوجه شده است.
اگرچه هنوز تا رسیدن به این نقطه فاصله وجود دارد اما چارچوب علمی جدیدی که در این رابطه منتشر شده، نقشه راهی برای دستیابی به آن ارائه میدهد. در مرکز این چارچوب، فناوریای به نام «نوروفیدبک چندمغزی» (multi-brain neurofeedback) قرار دارد؛ سیستمی که الگوهای امواج مغزی دو یا چند نفر را همزمان بررسی کرده و این اطلاعات را از طریق نور، صدا، لمس یا حتی حرکت رباتیک به آنها بازتاب میدهد تا خود تعامل تغییر کند.
برای سالها، عصبشناسان تنها میتوانستند درون یک مغز را در لحظه مشاهده کنند اما پژوهشهای اخیر فعالیت مغزی دو یا چند نفر را همزمان ثبت میکنند و پیوند فزایندهای بین این همترازی و پیوند اجتماعی، درگیری و یادگیری برقرار کردهاند. با این حال، پژوهشگران هشدار میدهند همترازی تضمین نمیکند که تعامل خوب پیش میرود و گاهی فقط نشاندهنده پیروی از صدای غالب به جای ارتباط واقعی است.
در این روش جدید، محققان به جای مشاهده همگامی پس از وقوع، آن را در لحظه و به صورت زنده اندازهگیری و به شرکتکنندگان بازخورد میدهد تا ارتباطات شکل گرفته شده را در لحظه تنظیم کنند. تعدادی از نویسندگان مقاله طی دهه گذشته چنین سیستمهایی ساختهاند و آنها را با هزاران جفت و گروه در مکانهایی متنوع مانند موزهها و جشنوارههای موسیقی اجرا کردهاند.
یکی از دستاوردهای اصلی این مطالعه، چارچوبی است که نوروفیدبک چندمغزی را به سه سطح تقسیم میکند که هر سطح هدف، سرعت و نوع بازخورد خاص خود را دارد.
در سطح پایه، سیستم تطابق لحظهای و خام بین ریتمهای مغزی مانند دو مترونوم که به آرامی در یک ضرب قرار میگیرند را پیگیری میکند و چون این همگامی بسیار سریع رخ میدهد، بازخورد باید تقریباً فوری باشد.
سطح میانی عمیقتر است و بررسی میکند آیا دو مغز با الگوهای مشابه توجه، پیشبینی و نوبتگیری، تصویر ذهنی مشترکی از موقعیت میسازند. پژوهش نشان میدهد وقتی افراد برای یادگیری یک قانون با هم همکاری میکنند، مغزهایشان به شیوهای همتراز میشود که بازتابدهنده آن تصاویر ذهنی مشترک است. این همگامی طی چند ثانیه رخ میدهد، نه هزارم ثانیه.
در بالاترین سطح، بازخورد بر سلامت کلی تعامل تمرکز داشته و این موارد را مشخص می کند که آیا گروه مشکلات را کارآمد حل میکند؟ آیا همکاری و حسن نیت را حفظ میکند؟ یک مطالعه نشان داد کارایی جریان اطلاعات در شبکه مغزی ترکیبی گروه، میتواند هماهنگی تیم را پیشبینی کند. بازخورد در این سطح ممکن است الگوها را طی یک دقیقه یا بیشتر خلاصه کند که برای درمان یا آموزش تیمی بسیار مفید است.
یکی از نکات شگفتانگیز مطالعه فوق، این است که همگامسازی بیشتر به طور خودکار بهتر نیست. محققان تأکید میکنند که همگامی حتی میتواند مضر باشد. گروهی که همه یکسان فکر میکنند، ممکن است فقط در حال همرنگ جماعت شدن باشند و یک نفر گروه را هدایت کند و بقیه ایدههای خود را سرکوب کنند.
باید توجه داشت که موانع واقعی نیز در مسیر استفاده از فناوری فوق وجود دارد. هر سیستمی که سیگنالهای مغزی را جمعآوری، پردازش و بازخورد دهد، به کمی زمان نیاز دارد و در این میان حتی تأخیر کوچک میتواند پیوند زنده را قطع کند.
علاوه بر این، حرکت طبیعی افراد در گفتوگو، نویز الکتریکی ایجاد میکند که ممکن است به اشتباه به عنوان همگام مغزی تفسیر شود. پاک کردن بیش از حد آن، ممکن است لحظات زنده و درگیر را که سیستم میخواهد تقویت کند، حذف کند.
از سوی دیگر، فقط دانستن اینکه مغز تحت نظارت است و سیگنال همگامی را گزارش میدهد، افراد را وادار به همگامسازی رفتاری میکند.
در خاتمه گفتنی است شرح کامل این پژوهش قرار است در شماره آتی مجله تخصصی «روندها در علوم شناختی» (Trends in Cognitive Sciences) منتشر شود.
مترجم: فاطمه کردی

