برخلاف خوشبینی برنامهنویسان و سرمایهداران، نظرسنجیها نشان میدهد که مردم عادی چندان با هوش مصنوعی احساس راحتی نمیکنند. در حالی که ۷۲ درصد افراد در سال ۱۹۹۵ با اینترنت و رایانه شخصی احساس راحتی داشتند، این عدد در سال ۲۰۲۵ برای هوش مصنوعی به ۳۱ درصد رسیده است.
به گزارش سیناپرس، برنامهنویسان، مدیران سیلیکونولی و سرمایهداران والاستریت، طوری دربارۀ هوش مصنوعی حرف میزنند که گویی هدیهای الهی است که آمده تا همۀ مشکلات را حلوفصل کند. اما برخلاف آنها، نظرسنجیهای جدید نشان میدهد که مردم معمولی چندان دلِ خوشی از هوش مصنوعی ندارند.
برای مقایسه، میتوانیم شرایط امروز را با روزگاری مقایسه کنیم که رایانۀ شخصی و اینترنت در حال حضور بود. تحقیقی در سال ۱۹۹۵ نشان داد که ۷۲ درصد پاسخدهندگان با این فناوریها احساس راحتی میکنند و تنها ۲۴ درصد احساسی ناخوشایند داشتند. حالا این نسبتها برعکس است.
طبق نظرسنجی شبکۀ سیانبیسی در تابستان سال ۲۰۲۵، فقط ۳۱ درصد از شرکتکنندگان با هوش مصنوعی احساس راحتی میکنند و ۶۸ درصد احساسی ناخوشایند دارند. چرا اینهمه تفاوت؟
در عصر ظهور اینترنت نیز مثل امروز خوشبینیها افراطی و پیشبینیهای احمقانه کم نبود، اما نوعی حس ماجراجویی عمومی نیز در اوج بود.
جوانان مستعد دانشگاه را رها میکردند تا کسبوکار اینترنتی خودشان راه بیاندازند. اما هوش مصنوعی گویی فقط برای ابرثروتمندان و غولهایی جذاب است که مالک مدلهای هوش مصنوعیاند.
در مقابل، مردم عادی نگران آنند که دیر یا زود، هوش مصنوعی شغلشان را از چنگشان بیرون خواهد آورد. در واقع، اخراج وسیع کارمندان در شرکتهای سیلیکونولی هشداری است برای بقیه.
هوش مصنوعی حتی اگر مستقیماً شغل شما را تهدید نکند، میتواند آزاردهنده باشد؛ درست مثل مرزهای خارج از کنترل که حتی کسانی را هم که از مهاجرت غیرقانونی متضرر نمیشوند نگران میکند. هر دو حس کنترل را از شما میگیرند.
از سوی دیگر، ترس از هوش مصنوعی فقط یک تکهگوشت در سوپِ بیاعتمادی و دلخوریای است که مدتهاست در حال جوشیدن بوده است.
مردم همیشه نسبت به فناوری احساساتی دوگانه داشتهاند. راحتی و امکانات آن را دوست دارند، اما نگران هزینههایش هستند: حریم خصوصی، سلامت روان، انسجام اجتماعی. از این نظر، هوش مصنوعی تفاوتی با کامپیوترهای شخصی، اینترنت یا شبکههای اجتماعی ندارد. سرنوشت اینترنت و شبکههای اجتماعی، نگرانیها را دوچندان نیز کرده است. از کجا معلوم که این فناوری جدید به دشمن ما تبدیل نشود؟
فقط پتانسیل هوش مصنوعی در نابودکردن شغلها نیست که آزاردهنده است. خود فناوری آن نیز قابل درک نیست. حتی کسانی که مدلها را ساختهاند دقیقاً نمیدانند چرا مدلها آن کارها را انجام میدهند.
به همین دلیل است که بسیاری از جوانان بین هوش مصنوعی و سایر فناوریها تفاوت میگذارند. دانشجویی میگوید: «آیفونم را دوست دارم. بازی کامپیوتری دوست دارم. عاشق اینترنت هستم. هر سؤالی داشته باشم از گوگل میپرسم»، اما هوش مصنوعی فرق دارد. «آیا آدمهای شرور میتوانند هوش مصنوعی را طوری تربیت کنند که جواب دلخواهشان را بدهد؟ معلوم نیست».
هرچه دانشجویانش بیشتر دربارۀ هوش مصنوعی یاد میگیرند، احساس ناامنی و نگرانیشان بیشتر میشود.
به نقل از مجلۀ ترجمان، آیا احساسات عمومی دربارۀ این فناوریِ درحالِ ظهور مهم است؟ بله. اجازه بدهید یک مقایسۀ دیگر انجام دهیم: انرژی هستهای روزی همان پتانسیلی را داشت که امروز هوش مصنوعی نوید میدهد. اما مردم هیچگاه با فناوریای که میتوانست بشریت را نابود کند احساس آرامش و امنیت نکردند. مردم هیچگاه با ساختن رآکتورهای اتمی در نزدیکی محل زندگیشان موافق نبودند.
هیچوقت نتوانستند به آن اعتماد کنند و مخالفتها آنقدر گسترش یافت که بسیاری از برنامههای ساخت رآکتور تعطیل شد. ممکن است هوش مصنوعی سرنوشت مشابهی داشته باشد؟

