پژوهشی جدید نشان میدهد که تغییرات تدریجی اما عمیق در ساختار جمعیت ایران، پرسشهای مهمی درباره آینده حمایت از سالمندان و پایداری نظام بازنشستگی ایجاد کرده و نیاز به نگاه علمی و دادهمحور را افزایش داده است.
به گزارش سیناپرس، در دهههای اخیر، تغییرات جمعیتی به یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه پژوهشگران اجتماعی و اقتصادی تبدیل شده است. پیشرفتهای چشمگیر در حوزه بهداشت و درمان، افزایش سطح رفاه نسبی و توسعه فناوری باعث افزایش امید به زندگی شده و همزمان کاهش نرخ باروری، رشد جمعیت را کند کرده است.
نتیجه این دو روند همزمان، حرکت تدریجی جوامع به سمت سالمندشدن است؛ پدیدهای که نهتنها ساختار خانواده و روابط اجتماعی را دگرگون میکند، بلکه پیامدهای گستردهای برای اقتصاد، بازار کار و نظامهای حمایتی به همراه دارد.
ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای در حال گذار جمعیتی، طی پنج دهه گذشته تغییرات قابل توجهی را تجربه کرده و ترکیب سنی جمعیت آن بهسرعت در حال تغییر است. افزایش میانگین سنی و رشد سهم جمعیت سالمند از کل جمعیت، نشانههایی روشن از این تحول به شمار میروند.
اهمیت بررسی این موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم سالمندشدن جمعیت تنها یک پدیده آماری نیست، بلکه با افزایش تعداد بازنشستگان و مستمریبگیران، فشار مستقیمی بر منابع مالی صندوقهای بازنشستگی وارد میکند.
این صندوقها نقش اساسی در تأمین حداقل معیشت سالمندان دارند و بر اساس قوانین موجود، برخورداری از تأمین اجتماعی یک حق اساسی محسوب میشود. با این حال، همزمان با افزایش جمعیت سالمند، نسبت جمعیت شاغل و حقبیمهپرداز کاهش مییابد؛ موضوعی که تعادل منابع ورودی و خروجی صندوقها را بر هم میزند.
از سوی دیگر، شرایط اقتصادی مانند تورم، رشد پایین اقتصادی و ناپایداری بازارها نیز بر توان مالی این صندوقها اثرگذار بوده است. بنابراین بررسی پیوند میان تغییرات جمعیتی و وضعیت صندوقهای بازنشستگی، ضرورتی انکارناپذیر برای برنامهریزی آینده کشور به شمار میآید.
در پژوهشی با همین محوریت، طاهره امینی از پژوهشکده آمار به همراه یکی دیگر از همکاران خود، اثر تحولات جمعیتی بر وضعیت صندوقهای بازنشستگی را بررسی کردهاند.
این پژوهش با تمرکز بر رابطه میان سالمندشدن جمعیت و فشار مالی بر صندوقها، تلاش کرده است تصویری روشن از ابعاد جمعیتی این مسئله ارائه دهد. پژوهشگران با تکیه بر دادههای رسمی و تحلیلهای آماری، نشان دادهاند که مسئله صندوقهای بازنشستگی را نمیتوان جدا از روند کلی سالمندشدن جمعیت کشور بررسی کرد.
روش انجام این پژوهش بر پایه تحلیل دادههای پیشبینی جمعیتی مرکز آمار ایران در بازه زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۱۵ است. در این مطالعه،توزیع جمعیت ۶۰ ساله و بالاتر در استانهای مختلف کشور بررسی شده تا تفاوتهای منطقهای در روند سالمندشدن مشخص شود.
یافتههای پژوهش نشان میدهند که روند سالمندشدن جمعیت در همه استانهای کشور یکسان نیست. برخی استانها به دلیل کاهش سریعتر نرخ باروری و افزایش بیشتر امید به زندگی، زودتر وارد مرحله سالمندی جمعیت میشوند. این تفاوتها باعث میشوند فشار مالی بر صندوقهای بازنشستگی در استانها به شکل نامتوازن توزیع شود و برخی مناطق زودتر با کسری منابع روبهرو شوند.
بر اساس این نتایج که در دوفصلنامه «بررسیهای آمار رسمی ایران» وابسته به پژوهشکده آمار مرکز آمار ایران منتشر شدهاند، استانهایی مانند گیلان، مازندران و مرکزی که سهم بالاتری از جمعیت سالمند دارند، در معرض چالشهای مالی جدیتری برای صندوقهای بازنشستگی قرار میگیرند.
در مقابل، استانهای جوانتر مانند سیستان و بلوچستان فرصت زمانی بیشتری برای اصلاح ساختارها و برنامهریزی دارند. پژوهش تأکید میکند که اجرای سیاستهای یکسان در سطح ملی، بدون توجه به تفاوتهای استانی، میتواند بحران صندوقها را تشدید کند.
اطلاعات تکمیلی این مطالعه نشان میدهند که تا سال ۱۴۱۵، با وجود رشد حدود ۱۲ درصدی کل جمعیت کشور، جمعیت ۶۰ ساله و بالاتر بیش از دو برابر خواهد شد و سهمی نزدیک به ۱۷ درصد از کل جمعیت را به خود اختصاص میدهد.
این تغییرات به معنای افزایش فشار بر نظام بازنشستگی، کاهش نسبت جمعیت شاغل به بازنشسته و افزایش هزینههای بهداشتی و رفاهی است. پژوهشگران بر این باورند که برنامهریزی استانی و توجه به ویژگیهای جمعیتی هر منطقه میتواند به تصمیمگیری مؤثرتر صندوقها کمک کند.
در ادامه تأکید شده است که سرمایهگذاری بر جمعیت جوان و میانسال امروز، میتواند در آینده سالمندانی فعالتر و کمنیازتر از حمایتهای مالی ایجاد کند.
به نقل از ایسنا، همچنین ایجاد نگرش مثبت نسبت به سالمندی، ارتقای سلامت جسمی و روانی سالمندان و امکان افزایش سن بازنشستگی، میتواند به تعادل منابع صندوقها کمک کند.
در مجموع، نتایج این پژوهش هشدار میدهند که بیتوجهی به مدیریت جامع پدیده سالمندی، میتواند به بحرانهای اقتصادی و اجتماعی جبرانناپذیری منجر شود و به همین دلیل بایستی از هماکنون به شیوهای علمی و اثرگذار، فکری اساسی برای آن کرد.

