نماد سایت خبرگزاری سیناپرس

بازگشت درخشان فرهادی به کن و علاقه به فیلمسازی در وطن

اصغر فرهادی با دومین فیلم فرانسوی خود، دوباره حضور قدرتمندی در مهم‌ترین فستیوال سینمایی جهان داشته است؛ مسیری که پیش‌تر با دریافت اسکار برای دو اثر و جوایز متعدد کن برای «قهرمان» و افتتاحیه ۲۰۱۸ هموار شده بود.

به گزارش سیناپرس، هنوز فستیوال کن به پایان نرسیده اما اظهارات فرهادی از نشست خبری تا مصاحبه‌هایی در حاشیه جشنواره، او را همچنان به چهره مطرح سینمایی ایرانی حاضر در یکی از مهمترین فستیوال‌های جهان یعنی کن تبدیل کرده است؛ جایی که او می‌گوید مسحور کیشلوفسکی است و در عین حال قلبش برای حضور در وطن و فیلمسازی در کشورش می‌تپد.

به گزارش ایرنا، اصغر فرهادی از آن سینماگران مطرح ایرانی است که با رکوردداری دریافت اسکار برای دو فیلم «جدایی نادر از سیمین» و «فروشنده»، در میان مخاطبان ایرانی محبوب و شناخته‌شده است. حالا که امسال و پس از گذشت پنج سال پس از حضور «قهرمان» در جشنواره فیلم کن، دوباره روی فرش قرمز راه می‌رود، دومین فیلم کاملاً فرانسوی خود بعد از «گذشته» را ساخته که تا اینجا با نظرات گوناگونی از سوی منتقدان بین‌المللی مواجه بوده است.

تجربه نشان داده که فرهادی هر بار به کن رفته دست خالی برنگشته؛ پنج سال پیش «قهرمان» جایزه فرانسوا شاله و جایزه بزرگ کن را دریافت کرد. «همه می‌دانند» به عنوان فیلم افتتاحیه میزبان جشنواره کن ۲۰۱۸ بود.

البته که ترجیح می‌دهم در کشور خودم، به زبان خودم و در جامعه‌ای که با آن آشنا هستم فیلم بسازم

«فروشنده» که در ایران نیز با اقبال خوبی مواجه شد، جایزه بهترین بازیگر مرد و بهترین فیلمنامه را برای فرهادی به ارمغان آورد. «گذشته» نیز جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره را از آن بازیگر زن فیلم فرهادی کرد.

با این همه امسال فرهادی در شرایطی متفاوت‌تر از سال‌های پیش در جشنواره حضور دارد؛ ایران، کشوری که زادگاه اوست در یک سال اخیر دو بار مورد حمله آشکار آمریکا و اسرائیل قرار گرفته و جامعه جهانی نسبت به موضع فرهادی درباره این اتفاقات قطعاً کنجکاو است. فیلمسازی که حالا دومین فیلم کاملاً غیر ایرانی خود را خارج از وطنش ساخته و به عنوان نماینده کشوری دیگر در این فستیوال حضور دارد.

فرهادی در این چند روز چه در نشست خبری و چه در گفت‌وگو با برخی رسانه‌ها اظهاراتی داشته که در این گزارش به برخی از آنها خواهیم پرداخت؛ اظهاراتی که نشان از تمایل او به بازگشت به ایران و ترجیح برای کار کردن در ایران دارد.

ترجیح من، فیلمسازی در ایران است

فرهادی در گفت‌وگویی که با ایندیوایر داشته، در پاسخ به اینکه ساخت فیلم به زبان دیگر چه حسی برای شما داشته و آیا ترجیح نمی‌دهید به زبان خودتان فیلم بسازید، گفت: «البته که ترجیح می‌دهم در کشور خودم، به زبان خودم و در جامعه‌ای که با آن آشنا هستم فیلم بسازم اما این به آن معنا نیست که کنجکاوی برای تجربه‌های جدید و چالش تلاش برای ساخت فیلم در بستری کمتر آشنا را دوست نداشته باشم. اما همان‌طور که قبلاً هم گفتم، تا وقتی مجبور باشم برای کار در ایران مجوز بگیرم و نتوانم آزادانه کار کنم، دیگر در ایران فیلم نخواهم ساخت.»

او درباره تولید فیلم خارج از ایران، با بازیگران و عوامل ایرانی که در خارج از ایران زندگی می‌کنند نیز گفت: «اگر بخواهید مکان‌ها را در ترکیه یا گرجستان بازسازی کنید، هزینه آن بالا می‌رود. اما مشکلی ندارم، حتی اگر بخواهم یک فیلم کاملاً ایرانی، خارج از ایران بسازم.»

فرهادی در شرایطی متفاوت‌تر از سال‌های پیش در جشنواره حضور دارد؛ ایران، کشوری که زادگاه اوست در یک سال اخیر دو بار مورد حمله آشکار آمریکا و اسرائیل قرار گرفته و جامعه جهانی نسبت به موضع فرهادی درباره این اتفاقات قطعاً کنجکاو است

این کارگردان درباره آشنایی با کیشلوفسکی و مسیر ساخت فیلم اظهار کرد: «اولین فیلمی که از او دیدم “سه رنگ: آبی” بود و مسحور شدم. سکوت آن فیلم باعث شد احساس کنم باید به سرعت او را کشف کنم. بنابراین بقیه فیلم‌هایش را هم در آن زمان دیدم و هنوز هم احترام زیادی برای او قائل هستم. آثار او را تحسین می‌کنم.»

فرهادی درباره دلیل انتخاب این بخش از اثر نیز توضیح داد: «آنها دوباره آمدند و گفتند: “بسیار خب، اشکالی ندارد. اگر به مجموعه تلویزیونی علاقه ندارید، چرا یکی از قسمت‌ها را انتخاب و آن را به فیلمی بلند تبدیل نمی‌کنید؟ فقط به عنوان الهامی برای فیلم خود از آن استفاده کنید.” و این، البته، وسوسه‌انگیزتر بود. دوباره به آن فکر کردم و گفتم: “فایده بازسازی چیست؟ من هرگز چنین کاری نکرده‌ام، و اگر فیلمی خوب است، اگر هنوز تأثیر و ارزشی دارد، اصلاً چرا دوباره ساخته شود؟” بنابراین با همکار نویسنده‌ام، سعید فرهادی، صحبت کردم که چگونه می‌توانم از پوسته یکی از این قسمت‌ها استفاده کنم و داستانی شخصی‌تر را درون آن روایت کنم. در نهایت، قسمت ششم، یعنی “داستانی کوتاه درباره عشق” را انتخاب کردم، چون آن قسمت بیشتر از همه در ذهنم مانده بود، حتی دوباره آن را ندیدم.»

او درباره آنچه در فیلم برایش جذاب بوده، گفت: «چیزی که در این قسمت برای من جذاب بود، دو جنبه داشت: اول، شخصیت زن مسن‌تر، تنهایی او (با بازی ایزابل هوپر). احساس کردم همیشه چیزی برای پرداختن و کاوش وجود دارد. و جنبه دیگر این بود که این شخصیت که چشم‌چران است و در مورد زنی که از طریق تلسکوپ می‌بیند خیال‌پردازی می‌کند، فقط تصویری برای خیال‌پردازی دارد. هیچ کلمه و صدایی در کار نیست. چه می‌شد اگر صدا را نیز به داستان اضافه می‌کردیم و صدا هم به یکی از عناصر مهم تبدیل می‌شد؟ این‌طوری بود که ایده هنرمندان افکت‌های صوتی (فولی) به ذهنمان رسید.»

احساس نیاز مبرمی برای بازگشت به خانه و بودن با خانواده‌ام در ایران دارم

فرهادی در گفت‌وگوی دیگری که پیش از اکران فیلمش داشت نیز از احساس نیاز مبرم برای بازگشت به ایران صحبت کرد.

او به خبرنگار فرانسوی در پاسخ به اینکه چگونه می‌توانید وقتی کشور مادری‌تان، ایران، درگیر جنگ است کار کنید و چطور می‌توانید آرامش لازم و کافی برای خلق کردن را پیدا کنید، گفته بود: «من برای کار به خارج می‌روم، اما به محض اینکه کارم تمام می‌شود، احساس می‌کنم که نیاز مبرمی به بازگشت به خانه و بودن با خانواده‌ام در کشورم دارم.»

کارگردان «جدایی نادر از سیمین» درباره ضرورت خلق از میان آشفتگی توضیح داد: «در مورد سوال آرامش، فکر نمی‌کنم آرامش لازم یا پیش‌نیاز خلق کردن باشد. برعکس، احساس می‌کنم که خلاقیت از یک حالت آشفتگی، یک حالت اضطراب، یک آشفتگی سرچشمه می‌گیرد. این لزوماً چیز خوبی نیست، من از آن خوشحال نیستم، اما این احساس نیاز به نوشتن در مورد تمام آشفتگی‌هایی است که شما را احاطه کرده است، تمام رنج‌هایی که شما را به سمت خلق کردن، تلاش برای مشارکت در تلاش برای بهبود جهان سوق می‌دهد.»

با هر دیدگاهی، کشته‌شدن افراد بی‌گناه قابل پذیرش نیست

نکته جنجال‌برانگیز حضور فرهادی در کن امسال، پرسش و پاسخ در نشست خبری است. در این نشست، سوالات کمی از اصغر فرهادی پرسیده شد که پر بازدیدترین آنها پرسشی درباره واکنش او به اتفاقات اخیر و جنگ در ایران است.

او در پاسخ به خبرنگار یکی از رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور که به دنبال دریافت جواب خاص خود از کارگردان موفق سینمای ایران بود، درباره اتفاقات اخیر کشور و کشته شدن مردم بی‌گناه در جنگ، گفت: «با هر دیدگاهی، کشتن و قتل انسان‌ها برای من قابل پذیرش نیست؛ چه در جنگ، چه در خیابان.»

هرچند خبرنگار قصد داشت فضای نشست را متشنج کند و پاسخ‌های دیگری از اصغر فرهادی بگیرد، اما او هیچ سمت‌وسوی مشخصی را برای پاسخ خود مشخص نکرد.

پروسه نوشتن این فیلم نسبت به همه فیلم‌هایم طولانی‌تر شد

این سینماگر ایرانی اما گفت‌وگوهایی درباره خود فیلم نیز داشته؛ از روند انتخاب بازیگران تا نحوه پذیرش قصه و طرح داستان برای کارگردانی.هرچند خبرنگار قصد داشت فضای نشست را متشنج کند و پاسخ‌های دیگری از اصغر فرهادی بگیرد، اما او همه کشته‌شدگان چند وقت اخیر را غیرقابل پذیرش دانست و هیچ سمت‌وسوی مشخصی را برای پاسخ خود مشخص نکرد

او در گفت‌وگو با رادیو بین‌المللی فرانسه گفت: «قرار نبود این تعداد چهره شناخته‌شده در فیلم باشند؛ این یک هدف یا برنامه‌ریزی قبلی نبود و به مرور در پروسه کستینگ (انتخاب بازیگر) این اتفاق افتاد.

اولین بار بود که یک فیلم به من پیشنهاد شد؛ پنج سال پیش یک کمپانی خارجی به من پیشنهاد ساخت یک مجموعه را داد اما جواب من ابتدا منفی بود. مدتی بعد برگشتند و من جلسه‌ای با همکار کیشلوفسکی داشتم و گفتند یک اپیزود را انتخاب کنم و خیلی طول کشید که خودم را با قالب این داستان تطبیق بدهم و پروسه نوشتن این فیلم نسبت به همه فیلم‌هایم طولانی‌تر شد.»

به نقل از ایرنا، فرهادی درباره نحوه انتخاب بازیگران گفته بود: «آن چیزی که همیشه برایم در انتخاب بازیگر چه در ایران و چه بیرون از ایران مهم است، این است که تماشاگر در سریع‌ترین زمان ممکن بتواند احساس آشنایی با بازیگر پیدا کند.

برخی بازیگران روی پرده به گونه‌ای عمل می‌کنند که طول می‌کشد تماشاگر با آنها ارتباط بگیرد، اما برخی چشم‌ها و صداها به گونه‌ای هستند که تماشاگر سریع این مرحله را پشت سر می‌گذارد و آنها را مانند کسی که مدت‌هاست می‌شناسد می‌پذیرد. ما در زبان خودمان می‌گوییم اینها یک “آن” دارند؛ یعنی یک چیزی که سریع می‌شود با آنها آشنا و نزدیک شد.»

خروج از نسخه موبایل