هوش مصنوعی جایگزین آموزگاران نمیشود، بلکه مدل آموزشی را دگرگون میکند؛ جایی که معلمانِ توانمند در تقویت تفکر انتقادی و تعامل انسانی، ارزش خود را حفظ میکنند.
به گزارش سیناپرس، با گسترش استفاده از هوش مصنوعی در بسیاری از حوزهها و خودکارسازی بسیاری از مشاغل، این پرسش در ذهن شکل میگیرد که آیا هوش مصنوعی قرار است به زودی جای آموزگاران را بگیرد؟
این که آیا هوش مصنوعی، شکل آموزش را تغییر خواهد داد، دیگر فرضی نیست؛ زیرا این اتفاق همین حالا هم در حال رخ دادن است.
ظهور هوش مصنوعی، نحوه دسترسی دانشآموزان را به اطلاعات، نحوه سازماندهی دروس و سرعت دریافت بازخورد تغییر داده است. در نتیجه، آموزگارانی که عمدتاً به روشهای سنتی ارائه محتوا متکی هستند، ممکن است با چالشهای قابل توجهی روبهرو شوند. از سوی دیگر، کسانی که بحث را تشویق میکنند، روابط را تقویت میکنند و به دانشآموزان در توسعه مهارتهای تفکر انتقادی کمک میکنند، کمتر احتمال دارد با مشکلاتی روبهرو شوند.
هوش مصنوعی در حال حاضر چگونه در آموزش استفاده میشود؟
یک نظرسنجی انجامشده در فوریه ۲۰۲۵ نشان داد که ۶۰ درصد از ۱۱۸۶ پاسخدهنده، هوش مصنوعی را طی این سال تحصیلی در درسهای خود ادغام کردهاند. یک سال پیش، این رقم ۴۰ درصد بود؛ به این معنی که پذیرش هوش مصنوعی در کلاس درس طی یک سال تحصیلی از اقلیت به اکثریت تغییر کرد.
آموزگاران از «چتجیپیتی»(ChatGPT) برای ایجاد برنامههای درسی، نوشتن ایمیل برای والدین و تنظیم مطالب برای کلاسهای درس با تواناییهای گوناگون استفاده میکنند. مدیران از هوش مصنوعی در برنامهریزی و تحلیل دادهها بهره میبرند.
هوش مصنوعی نمیتواند تشخیص دهد که آیا دانشآموز واقعاً مطالب را درک میکند یا صرفاً در حال تولید پاسخ است.تعیین میزان استفاده دانشآموزان از هوش مصنوعی دشوارتر است. بسیاری از آنها نگران هستند که افشای استفاده از هوش مصنوعی برایشان دردسرساز شود.
بنابراین، اعداد گزارششده توسط خود دانشآموزان مطمئناً کمتر از آن چیزی است که واقعاً اتفاق میافتد. هوش مصنوعی با توجه به این که چه کسی از آن استفاده میکند، متفاوت به نظر میرسد اما این فناوری در هر سطحی از مدرسه وجود دارد.
هوش مصنوعی چه کارهایی را میتواند و چه کارهایی را نمیتواند در کلاس درس انجام دهد؟
هوش مصنوعی میتواند محتوا تولید کند، توضیحات را شخصیسازی کند و زمان مورد نیاز برای دسترسی و پردازش اطلاعات را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. با وجود این، هوش مصنوعی نمیتواند تشخیص دهد که آیا دانشآموز واقعاً مطالب را درک میکند یا صرفاً در حال تولید پاسخ است.
نظرسنجی «مرکز پژوهش پیو»(Pew Research Center) در سال ۲۰۲۴ نشان داد از نزدیک به ۲۵۰۰ آموزگار مدارس دولتی فقط ۶ درصد معتقدند که فناوریهای هوش مصنوعی در آموزش بیشتر مفید هستند تا مضر. این اختلاف بین پذیرش هوش مصنوعی و اعتماد به اثربخشی آن قابل توجه است.
چقدر احتمال دارد که هوش مصنوعی جایگزین آموزگاران شود؟
پیشبینیهای اداره آمار کار آمریکا نشان میدهند که تا سال ۲۰۳۴ رکود جزئی در بخشهای گوناگون آموزشی وجود خواهد داشت؛ به طوری که انتظار میرود آموزش ابتدایی دو درصد کاهش یابد و آموزش بزرگسالان با کاهش قابل توجه ۱۴ درصدی روبهرو شود.
آموزگارانی که فعالیتهای عملی – آزمایشگاهها، پروژهها، کار مشارکتی و یادگیری تجربی – را طراحی و رهبری میکنند، عرصههایی را اشغال میکنند که هوش مصنوعی هیچ راه عملی برای ورود به آنها ندارد.هنوز مشخص نیست که آیا هوش مصنوعی به عنوان کاتالیزور اصلی این ارقام عمل میکند یا خیر. پژوهشهای ویژهای درباره ارتباط خودکارسازی با جایگزینی آموزگاران در حال انجام شدن هستند اما دادههای کنونی نشان میدهند که نقشهای خاص تدریس، فشار بیشتری را نسبت به سایرین تجربه میکنند. این روند، توجه دقیق را میطلبد.
در کلاسهای درسی که تدریس عمدتاً سخنرانیمحور یا استانداردسازیشده است، هوش مصنوعی میتواند بخش زیادی از این تجربه را تکرار کند. نقشهایی که بحث، آموزش و حل مسئله در لحظه را شامل میشوند، بسیار کمتر آسیبپذیر هستند. آموزگارانی که فعالیتهای عملی – آزمایشگاهها، پروژهها، کار مشارکتی و یادگیری تجربی – را طراحی و رهبری میکنند، عرصههایی را اشغال میکنند که هوش مصنوعی هیچ راه عملی برای ورود به آنها ندارد. موقعیتهای نوظهور مانند طراحان برنامه درسی هوش مصنوعی نشان میدهند که تعداد کلی مشاغل تدریس ممکن است به اندازه تغییر شغل کاهش نیابند. این که این تغییر تا چه حد و با چه سرعتی پیش میرود، همچنان یک پرسش بیپاسخ است.
«دان باکلی»(Don Buckley) آموزگار با بیش از ۳۰ سال تجربه در کلاس درس، یک چارچوب عملی را برای تفکر درباره هوش مصنوعی ارائه میدهد؛ از جمله این که هوش مصنوعی جایگزین چه چیزی خواهد شد، چه چیزی را تقویت خواهد کرد و چگونه ممکن است اشتباه پیش برود. این پرسش درباره تدریس، به اصل موضوع میپردازد که چرا روابط مهم هستند. چیزهایی که هوش مصنوعی تقویت میکند، فنی هستند و چیزهایی که نمیتواند جایگزین آنها شود، انسانی هستند.
شغل آموزگاری در حال تغییر کردن است
مربیان دیگر تنها منبع اطلاعات نیستند. آنها مسئول کمک به دانشآموزان برای پیمایش و بهکارگیری مؤثر اطلاعات هستند؛ ضمن این که مهارتهای لازم را برای آمادهسازی آنها به عنوان نیروی کار توسعه میدهند.
براساس گزارش مرکز پژوهش «ادویک»(EdWeek)، ۵۰ درصد از آموزگاران در پاییز ۲۰۲۵ آموزشهای حرفهای را در زمینه هوش مصنوعی دریافت کردهاند که نسبت به ۱۳ درصد در سال ۲۰۲۳ افزایش یافته است. این یک جهش قابل توجه طی دو سال است و نشان میدهد که مدارس دیگر تسلط بر هوش مصنوعی را به عنوان یک امر اختیاری در نظر نمیگیرند.
این آموزش در کلاس درس اجرا میشود. تمرکز کلاس درس در حال حاضر بر ایجاد تکالیفی است که بر کاربرد، همکاری و پاسخگویی واقعی تأکید دارند. وقتی دانشآموزان از هوش مصنوعی به عنوان یک شریک پژوهشی در تکالیف پروژه استفاده میکنند، یاد میگیرند به طور مؤثر با ابزارهایی کار کنند که بر مشاغل آینده آنها تأثیر میگذارد و آنها را به عنوان نیروی کار آماده میکند.
در چشمانداز آموزشی در حال تحول، نقش آموزگار راهبردیتر میشود. آموزگار بیشتر به عنوان یک راهنما عمل میکند تا فقط یک منبع اطلاعات.
مهارتهایی که آموزگارن در عصر هوش مصنوعی نیاز دارند
گزارش سال ۲۰۲۵ مجمع جهانی اقتصاد درباره آینده مشاغل، تفکر تحلیلی و تابآوری و همکاری را به عنوان حیاتیترین مهارتها برای نیروی کار در سال ۲۰۳۰ برجسته کرد. این موارد دقیقاً همان ویژگیهایی هستند که آموزگاران تأثیرگذار از خود نشان میدهند.
سه ویژگی خاص، آموزگارانی را متمایز میکنند که در یک محیط یکپارچهسازیشده با هوش مصنوعی برتری دارند.
۱. سازگاری. آموزگاری که از یک جلسه آموزشی به سراغ اصلاح فوری برنامه درسی خود با ابزارهای جدید منتقل میشود، رهبری این تغییر را بر عهده دارد.
۲. ارتباط. با تبدیل شدن اطلاعات معمولی به اطلاعات در لحظه، ارزش معلم در هدایت دانشآموزان در معنای پشت دادهها نهفته شده که مستلزم گفتوگو و توضیح برتر است.
۳. قضاوت. قضاوت همچنان در اولویت قرار دارد. آموزگاران با تدوین ارزیابیهایی که فرآیند حل مسئله را بر نتیجه نهایی اولویت میدهند، میتوانند به طور مؤثر تأثیر میانبرهای هوش مصنوعی را هدایت و مدیریت کنند.
به نقل از ایسنا، هوش مصنوعی جایگزین تدریسی خواهد شد که در درجه اول محتوا را ارائه میدهد و این تغییر در حال حاضر در حال انجام شدن است.
آموزگارانی که کار عملی را هدایت میکنند، روابط برقرار میکنند و تفکر انتقادی دانشآموزان را توسعه میدهند، به طور فزایندهای ارزشمند میشوند. آموزگارانی که بیشتر در معرض خطر قرار دارند، کسانی هستند که منتظر میمانند تا بفهمند در کدام گروه قرار میگیرند.

