رئیس کمیسیون صندوقهای پژوهش و فناوری شرکتی خطرپذیر (CVC) اعلام کرد در شرایط بحران و فشار تحریمها، صندوقهای سرمایهگذاری شرکتی به دلیل ارتباط مستقیم با صنایع و هلدینگهای مادر، میتوانند نقش فعالتری در حل مسائل فناوری و تداوم فعالیت صنایع ایفا کنند.
به گزارش سیناپرس، امین اسفندیار، رئیس کمیسیون صندوقهای پژوهش و فناوری شرکتی خطرپذیر (CVC) با اشاره به شرایط اقتصادی و چالشهای سالهای اخیر کشور، گفت: در شرایط بحران و فشار تحریمها، صندوقهای سرمایهگذاری شرکتی به دلیل ارتباط مستقیم با صنایع و هلدینگهای مادر، میتوانند نقش فعالتری در حل مسائل فناوری و تداوم فعالیت صنایع ایفا کنند.
با وجود گسترش اکوسیستم نوآوری و افزایش تعداد صندوقهای سرمایهگذاری در سالهای اخیر، همچنان چالشهای فرهنگی یکی از موانع جدی توسعه سرمایهگذاری خطرپذیر در کشور به شمار میرود. بسیاری از فعالان این حوزه معتقدند که نگاه محتاطانه نسبت به شراکت و واگذاری سهم، مانع از شکلگیری همکاریهای گسترده میان شرکتهای فناور و سرمایهگذاران شده است.
امین اسفندیار با اشاره به همین موضوع، ضعف فرهنگ مشارکت و سرمایهپذیری را یکی از عوامل اصلی کندی رشد سرمایهگذاری در اکوسیستم فناوری ایران میداند.
رئیس کمیسیون صندوقهای پژوهش و فناوری شرکتی خطرپذیر (CVC) انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر ایران و مدیرعامل CVC همراهفان اظهار کرد: یکی از مهمترین موضوعات در حوزه سرمایهگذاری این است که در مباحث خبری و رسانهای، لازم است گفتوگوها و نشستهایی با خود مجموعهها و دستاندرکاران این حوزه برگزار شود تا مسائل به صورت دقیق مورد بررسی قرار گیرد و امکان پرسش و پاسخ فراهم شود؛ چراکه چنین فضایی میتواند به حل مسائل کمک کند.
وی افزود: در دو تا سه سال اخیر در حوزه CVCها و شرکتهای وابسته به هلدینگهای بزرگ کشور که فعالیتهای خود را در حوزه سرمایهگذاری آغاز کردند، کمتر شاهد توجه مجموعههای دولتی، خبرگزاریها یا صداوسیما به این حوزه بودهایمدر دو تا سه سال اخیر در حوزه CVCها و شرکتهای وابسته به هلدینگهای بزرگ کشور کمتر شاهد توجه مجموعههای دولتی، خبرگزاریها یا صداوسیما به این حوزه بودهایم.
در این میان عمدتا معاونت علمی ریاستجمهوری و صندوق نوآوری و شکوفایی ریاستجمهوری پیگیر موضوعات بودهاند و اگر نشست یا جلسهای هم برگزار شده، بیشتر در قالب مراجعاتی بوده که CVCها برای طرح مشکلات و مسائل خود داشتهاند. از این رو برگزاری چنین نشستهایی فرصت مغتنمی است تا بتوانیم مسائل و چالشهای این حوزه را مطرح و بررسی کنیم.
رئیس کمیسیون صندوقهای پژوهش و فناوری شرکتی خطرپذیر انجمن با اشاره به شرایط اخیر کشور، سال ۱۴۰۴ را یکی از پرفرازونشیبترین سالهای کشور دانست که کشور با مجموعهای از چالشها از جمله مسائل داخلی، خارجی و مشکلات اقتصادی روبهرو بود و افزود: وقتی یک کشور با چالشهای بزرگ اجتماعی مواجه میشود، طبیعی است که همه بخشها تحت تأثیر قرار بگیرند.
در هر کشوری اگر بحرانهایی مانند شیوع بیماری، مسائل اجتماعی، جنگ داخلی یا تهاجم خارجی رخ دهد، تمام بخشها درگیر میشوند. نمیشود جامعه درگیر یک بحران باشد، اما حوزههایی مانند سرمایهگذاری، دانشگاهها یا جامعه نخبگانی تحت تأثیر آن قرار نگیرند.
اسفندیار تأکید کرد: سال گذشته سال بسیار حساسی بود و اثرات آن در همه حوزهها قابل مشاهده است؛ از درآمدهای کلان کشور گرفته تا درآمدهای خرد افراد، از حوزه سرمایهگذاری تا حتی زندگی خانوادگی مردم. این اثرات مستقیم و غیرقابل انکار است. در حال حاضر نیز فضا همچنان متأثر از شرایط جنگی است و با توجه به ابلاغیههای شورای عالی امنیت ملی، شرایط کشور هنوز به وضعیت قبل بازنگشته و طبق اعلام این شورا، کشور همچنان در شرایط جنگی قرار دارد.
مدیرعامل CVC همراهفان اظهار امیدواری کرد که با همت مردم و همراهی و هماهنگی که در این دوره وجود دارد، هرچه سریعتر از فضای جنگی عبور کنیم و علاوه بر جبران آسیبهای وارد شده، کشور بار دیگر به مسیر سازندگی و شرایط مطلوب خود بازگردد.
اسفندیار با اشاره به ملاحظات سرمایهگذاری در حوزه فناوری، گفت: در این نوع سرمایهگذاریها باید به چند عامل توجه کرد که یکی از مهمترین آنها میزان وابستگی صنایع به خارج از کشور و امکان دسترسی به منابع و فناوریهای خارجی است. با توجه به شرایط کشور، بسیاری از صنایع مادر در دو دهه اخیر در لایههای مختلف با تحریمها مواجه شدهاند و همین مسئله بر روند تأمین فناوری و تجهیزات تأثیر گذاشته است.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی، مجموعههای صنعتی ناگزیر بودهاند بهصورت عملی و به دور از رویکردهای شعاری، به دنبال راهحل در داخل مجموعهها باشند. حتی در مواردی که تلاش شده از راهکارهای خارجی استفاده شود، در نهایت این صنایع مجبور شدهاند با اتکا به ظرفیتهای داخلی یا ترکیبی از راهکارها، سازوکارهای مورد نیاز را در داخل کشور ایجاد کنند.
اسفندیار با اشاره به اثر تحریمها و شرایط بحران بر صنایع مختلف از جمله صنایع بزرگ فولادی، سنگآهن و یا آلومینیوم، خاطر نشان کرد: وقتی تحریمها شدید و شدیدتر میشود، چالشهایی ایجاد میشود که شرکتها فارغ از رویکرد کلان کشور، ناچارند برنامهریزی داخلی داشته باشند و مسئله خود را حل کنند؛ حتی اگر این حلوفصل به افت کیفیت در محصول یا سرویس منجر شود.
وی در بخش دیگری با تمرکز بر جایگاه سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی (Corporate Venture Capital یا CVC) و سرمایهگذاری خطرپذیر (Venture Capital یا VC) گفت: اتفاقی که به نظرم در شرکتهای CVC و VC برای ما مهم است، این است که صندوقهای کلان کشور یا VCها ارتباط مستقیمی با صنایع بزرگ و هلدینگها ندارند؛ اما CVCها ارتباط مستقیم با صنعت هلدینگ و مادر دارند. این موضوع میتواند نشان دهد که در بحرانها، صندوقهای CVC فعالتر از VCها و بخشهای دیگر میتوانند باشند.
ممکن است همین الان وسط جنگ، یک بخش مانند فولاد آسیب دیده باشد یا صنعت دیگری مثل بخش دارویی یا حتی شبکه مخابراتی کشور تحت تأثیر قرار گرفته باشد. در چنین شرایطی، هم ورود و خروج کشور مشکل دارد و هم تحریم سر جای خودش است.
رئیس کمیسیون صندوقهای پژوهش و فناوری شرکتی خطرپذیر انجمن درباره تصمیمگیری در هلدینگها گفت: در شرایط بحران، این هلدینگهای مادر هستند که میتوانند به سرعت تصمیم بگیرند که در چه مجموعهای میتوانند سرمایهگذاری کننددر شرایط بحران، این هلدینگهای مادر هستند که میتوانند به سرعت تصمیم بگیرند که در چه مجموعهای میتوانند سرمایهگذاری کنند؛ البته با توجه به مسائل موجود، قراردادها غالباً کوتاهمدت است و افق سرمایهگذاری محدودتر تعریف میشود.
اسفندیار با اشاره به میزان آسیب و خروجی سرمایهگذاریها، اظهار کرد: نکتهای که به نظرم وجود دارد، این است که در صندوقهای CVCها، جنس آسیب و سرمایهگذاری احتمالاً کمتر از سایر بخشهاست. البته همه آسیب میبینند؛ و اگر صندوقهای CVC به تعداد ۱۰ برنامه سرمایهگذاری داشته باشند، در سال ۱۴۰۴ ممکن است فقط ۲ مورد محقق شود. این یعنی آسیب وجود دارد، اما ممکن است در برخی حوزهها میزان فعالیتها به صفر میل کند و یا آن قدر ریسک بالا باشد که نتیجه نهایی به سرمایهگذاری محدود شود.
وی با تأکید بر اینکه در شرایط جنگی و افزایش شدید نرخ ارز، ناگزیر دامنه سرمایهگذاریها محدود میشود، گفت: وقتی هلدینگهای بزرگ کشور همزمان درگیر تبعات جنگ و جهش نرخ ارز هستند که خود این جهش، نوعی جنگ اقتصادی است؛ طبیعی است که با چالشهای جدی در تصمیمگیری و اجرای برنامههای سرمایهگذاری روبهرو شوند.
اسفندیار ادامه داد: اگر بخواهم یک سرویس خارجی بگیرم، یک ماده اولیه را از خارج وارد کنم یا یک سرویس نرمافزاری خارجی تهیه کنم، چندبرابر شدن نرخ ارز مستقیماً روی قیمت تمامشده محصول و امکان بهروز نگهداشتن آن اثر میگذارد.
از طرف دیگر، در چنین وضعی اداره یک هلدینگ بزرگ هم دشوار میشود و ادامه کار با همان روال گذشته ممکن نیست؛ بنابراین هلدینگها ناچارند بهسمت استفاده از فناوری داخلی، تکیه بر نخبگان و همکاری با شرکتهای فناور داخلی بروند تا بتوانند زنجیره تأمین خود را سرپا نگه دارند.
وی تأکید کرد: بنابراین به نظرم در شرایط فعلی همه آسیب دیدهاند، اما احتمال زیادی دارد که در CVCهای همه هلدینگها با توجه به ارتباط نزدیک و نیاز فوری برای سرپا ماندن، میزان آسیب و خروجی سرمایهگذاری کمتر از برخی بخشهای دیگر باشد؛ چون آنها برای استمرار فعالیت خود، باید مسائلشان را حل کنند.
مشکل در قانون نیست؛ آییننامهها باید متناسب با شرایط کشور بازنویسی شوند
اسفندیار در ادامه سخنان خود با تأکید بر اینکه تغییرات مکرر قوانین نمیتواند راهحل مشکلات فعلی اکوسیستم نوآوری باشد، گفت: من اعتقادی به اصلاح پیدرپی قانون یا قانونگذاریهای متعدد ندارم.
اگر قرار باشد هر بار با وقوع یک اتفاق یا بحران اقتصادی، قانونی جدید بنویسیم یا از مجلس بخواهیم قانون را تغییر دهد، فلسفه وجودی قانونگذاری دچار اختلال میشود. مجلس باید در سطح کلان ریلگذاری کند، نه اینکه درگیر جزئیات اجرایی سالانه شود.
وی افزود: آنچه باید تغییر کند، آییننامهها و دستورالعملهای اجرایی است. قانونگذار معمولاً دستگاهها را موظف میکند در بازه ۳تا ۶ماهه آییننامهها را تدوین کنند و این دستورالعملها میتوانند بسته به شرایط کشور هر یک یا دو سال بازبینی شوند. قانون جهش دانشبنیان قانون خوبی است و خروجیهای مطلوبی داشته؛ چراکه بیش از ۷۰ شرکت CVC پس از تصویب آن تشکیل شدهاند و مشوقهای مالیاتی نقش مهمی داشته است.
اسفندیار ادامه داد: پیش از این، در کشور ما رویکرد این بود که اگر هلدینگها میخواهند در کنار صندوقها سرمایهگذاری کنند و VC نیستند، از یک اساسنامه مشخص استفاده کنند؛ اما با تدوین قانون جهش، جایگاه CVCها تثبیت شد و مشوقهای جذابی برای آنها در نظر گرفته شد. از نگاه من، این قانون با توجه به سابقه ۳۰ تا ۴۰ ساله قانونگذاری در حوزه فناوری، خروجی بسیار قابل قبولی دارد.
وی افزود: اکنون قانون در اختیار نهادهای متولی، بهویژه معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری قرار گرفته که مدیران آن چه در دوره دکتر ستاری و چه اکنون از جنس دانشگاه و فناوری بوده و شناخت عمیقی از حوزه دانشبنیان دارند. حالا زمان آن است که آییننامههای اجرایی با توجه به شرایط تحریم، نوسانات ارزی و وضعیت جنگی منطقه، بازنگری سالانه شوند.زمان آن است که آییننامههای اجرایی با توجه به شرایط تحریم، نوسانات ارزی و وضعیت جنگی منطقه، بازنگری سالانه شوند.
اشتباه بزرگ: نگاه R&D به سرمایهگذاری
وی با اشاره به اشتباه ساختاری در اجرای بندهای قانون جهش تولید، توضیح داد: آییننامههای فعلی با عینک «تحقیق و توسعه» نوشته شدهاند، در حالی که فضای سرمایهگذاری تفاوت اساسی با R&D دارد. در تحقیق و توسعه، ریسک این است که آیا تیم به فناوری میرسد یا خیر؛ اما در سرمایهگذاری، شما با طرف مقابل شریک میشوید، نه صرفاً حامی او.
به گفته این فعال حوزه سرمایهگذاری، در سرمایهگذاری CVC باید به موضوعات کاملاً متفاوتی توجه شود؛ از جمله بلوغ مدیریتی، توان فروش، توان مالی، توان بازاریابی، پرستیژ برند و حتی اینکه آیا شرکت میتواند نماینده مناسبی برای هلدینگ مادر در رویدادها و بازار باشد یا خیر. اینها مسائلی هستند که در R&D اصلاً مطرح نمیشوند.
دو رویکرد متفاوت: پژوهش vs سرمایهگذاری
اسفندیار توضیح داد: در قراردادهای پژوهشی، گاهی تیمی پنجنفره با تمرکز کامل روی محصول کار میکند و نهایت ریسک این است که محصول به نتیجه نرسد؛ در این حالت نیز میگوییم حمایت کردیم و تجربهای اضافه شد. اما در سرمایهگذاری، موضوع «شراکت» در میان است.
صورتهای مالی شرکت به هلدینگ منتقل میشود و ریسکها کاملاً متفاوت است. بنابراین نمیتوان با همان معیارهای پژوهشی وارد سرمایهگذاری شد. اینکه بخواهیم بند «ت» قانون جهش تولید دانشبنیان را با عینک بند «ب» این قانون ببینیم، اشتباه است. این دو فضا، دو دنیا و دو کارکرد متفاوتاند و باید به همان اندازه که در تحقیقوتوسعه معیارهای خاص وجود دارد، برای CVCها نیز معیارهای متناسب تدوین شود.
شرایط سه سال اخیر کشور، نیازمند بازتعریف آییننامههاست
اسفندیار با تاکید بر اینکه حتی اگر شرایط دو تا سه سال اخیر کشور اعم از تحریم شدید، بحران ارزی و وضعیت جنگی منطقه وجود نداشت، باز هم لازم بود تفاوت میان پژوهش و سرمایهگذاری دیده شود، اضافه کرد: حالا که این سه بحران همزمان رخ داده، تدوین آییننامههای جدید بیش از پیش ضروری است و باید اجرای قانون جهش با شرایط واقعی کشور سازگار شودباید اجرای قانون جهش با شرایط واقعی کشور سازگار شود.
میزان استفاده از اعتبار مالیاتی کمتر از ظرفیت واقعی بوده است
وی با تأکید بر اینکه مشکل اصلی در قانون جهش تولید دانشبنیان نیست، گفت: در اجرای قانون جهش دانشبنیان تاکنون با اصل قانون مشکلی نداشتهایم و رویکرد آن باعث شده فعالیتها با توان بیشتری ادامه پیدا کند. حتی باید توجه داشت که برخی مجموعهها از قبل از تصویب این قانون نیز در این مسیر حرکت کرده بودند.
وی افزود: به طور مشخص، مجموعه همراه اول از حدود سه سال پیش و حتی پیش از تصویب قانون جهش دانشبنیان، درخواست تأسیس CVC خود را به صندوق نوآوری و شکوفایی ریاست جمهوری ارائه کرده بود. در آن زمان، فضای همکاری بیشتر در قالب صندوق نوآوری ریاست جمهوری تعریف میشد و همکاری با معاونت علمی ریاستجمهوری هنوز شکل نگرفته بود. اما پس از تصویب قانون جهش، این انگیزهها تقویت شد و ظرفیتهای بیشتری برای ورود هلدینگها به حوزه سرمایهگذاری در شرکتهای دانشبنیان ایجاد شد.
اسفندیار ادامه داد: در حال حاضر هلدینگهایی مانند همراه اول در پروژههای کلان و ملی حضور دارند و در برخی سرمایهگذاریها نیز با ریسکهای قابل توجهی روبهرو هستند. در چنین شرایطی، اعتبار مالیاتی پیشبینیشده در قانون جهش دانشبنیان میتواند بخش مهمی از ریسک سرمایهگذاری را کاهش دهد و زمینه حمایت مؤثرتر از شرکتهای دانشبنیان را فراهم کند.
وی با اشاره به چالشهای اجرایی این قانون، گفت: با گذشت حدود سه سال از اجرای قانون، برخی چالشها از دل آییننامهها و دستورالعملهای اجرایی خود را نشان دادهاند و به نظر میرسد لازم است در برخی بندها و رویکردهای اجرایی بازنگری جدی صورت گیرد.
اسفندیار با طرح این پرسش که در این سه سال چه میزان از اعتبار مالیاتی مورد استفاده قرار گرفته است؟ یادآور شد: وقتی قانونی تصویب میشود، انتظار میرود میزان بهرهبرداری از آن سالبهسال افزایش پیدا کند؛ همانگونه که در بسیاری از سیاستهای اقتصادی یا مالیاتی شاهد افزایش تدریجی اثرگذاری هستیم. اما بررسی روند استفاده از اعتبار مالیاتی در این حوزه نشان میدهد که در سه سال گذشته، میزان استفاده سالانه تقریباً کمتر از هزار میلیارد تومان بوده است.
اسفندیار با اشاره به ظرفیتهای موجود در صنایع بزرگ کشور، ادامه داد: امروز هلدینگهای بزرگ در حوزههای مختلف از جمله فولاد، نفت و پتروشیمی و مجموعههایی مانند هلدینگ خلیج فارس دارای CVC هستند. بنابراین اینکه میزان بهرهبرداری از اعتبار مالیاتی در دو سال نخست اجرای قانون کمتر از هزار میلیارد تومان بوده، نشان میدهد که در جایی از مسیر اجرا با مشکل مواجه هستیم. زیرا این هلدینگها از نقدینگی قابل توجهی برخوردارند و قطعاً توان سرمایهگذاریهای چند هزار میلیارد تومانی در این حوزه را دارند.
وی تأکید کرد: با این حال، تلاشهای قابل توجهی برای ایجاد هماهنگی میان ارکان اجرای قانون از جمله کارگروه جهش دانشبنیان، معاونت علمی ریاستجمهوری و صندوق نوآوری و شکوفایی در جریان بوده است. در عین حال، من نسبت به همکاری و همراهی این نهادها خوشبین هستم و معتقدم نگاه حمایتی در میان مدیران این حوزه وجود دارد.
اسفندیار ادامه داد: به عنوان مثال، دکتر حسین افشین، معاون علمی رئیسجمهور در سال ۱۴۰۴ جلسات دورهای سهماههای برگزار میکردند که هدف آن دستیابی به حداکثر بهرهبرداری از ظرفیتهای قانون بود. در بسیاری از موارد نیز تأکید ایشان بر استفاده حداکثری از ظرفیتهای قانونی برای حمایت از سرمایهگذاری در شرکتهای دانشبنیان بود.
وی افزود: با این حال به نظر میرسد این نگاه حمایتی باید به شکل ملموستری در متن آییننامهها و دستورالعملها منعکس شود تا امکان استفاده گستردهتر از ظرفیتهای قانون فراهم شود.
اسفندیار با اشاره به یکی از چالشهای مهم در اجرای این قانون، گفت: در بسیاری از سیاستهای حمایتی، چارچوب حمایتها به صورت ثابت و مشخص تعیین میشود. برای مثال، اگر شرکتی دانشبنیان باشد یا در پارک علم و فناوری مستقر باشد، معافیتهای مالیاتی مشخصی دریافت میکند و دیگر درباره جزئیات هزینهها یا ویژگیهای کارکنان آن بحثی مطرح نمیشود.
اما در حوزه اعتبار مالیاتی سرمایهگذاری CVC، سازوکارها کاملاً شناور تعریف شدهاند و این موضوع یکی از چالشهای اصلی به شمار میرود در حوزه اعتبار مالیاتی سرمایهگذاری CVC، سازوکارها کاملاً شناور تعریف شدهاند و این موضوع یکی از چالشهای اصلی به شمار میرود. به عنوان مثال میتوان بخشی از اعتبار مالیاتی را به صورت قطعی و بخشی را به صورت شناور در نظر گرفت؛ مثلاً ۴۰ یا ۵۰ درصد قطعی و باقیمانده پس از ارزیابی تخصصی تعیین شود.
وی توضیح داد: در چنین حالتی، هلدینگها دستکم از بخشی از حمایتها اطمینان خواهند داشت و با خیال راحتتری وارد سرمایهگذاری میشوند. اما در شرایط فعلی، شرکتهای دانشبنیان که هنوز ادبیات مشترک با هلدینگها پیدا نکردهاند، باید در برابر فرآیندهای پیچیده ارزیابی نیز پاسخگو باشند که این موضوع کار را دشوار میکند. اگر چنین اصلاحاتی انجام شود، میتوان میزان استفاده از اعتبار مالیاتی را از سطح فعلی به چندین برابر افزایش داد؛ بهطوری که حتی در سال نخست اجرای اصلاحات، میزان استفاده از این ظرفیت میتواند از حدود هزار میلیارد تومان به چند هزار میلیارد تومان برسد.
اسفندیار با اشاره به پیامدهای منفی شناور بودن کامل ارزیابیها، گفت: وقتی اختیار کامل و بدون چارچوب مشخص در اختیار تیمهای ارزیاب قرار میگیرد، فضای تصمیمگیری بهشدت سلیقهای میشود. در حالی که ارزیابها نیز بخشی از همین زیستبوم فناوری هستند و در شبکهای نسبتاً محدود از فعالان این حوزه فعالیت میکنند.
وی خاطرنشان کرد: از آنجا که تعداد شرکتهای فناور واقعی چندان زیاد نیست و فعالان این حوزه یکدیگر را میشناسند، احتمال اختلاف نظرها و اعمال سلیقه در ارزیابیها افزایش مییابد و این موضوع میتواند فرآیند سرمایهگذاری و بهرهبرداری از ظرفیتهای قانون را پیچیدهتر کند.
CVCهای وابسته به هلدینگها در جهان موفقترین مدل سرمایهگذاری هستند
رئیس کمیسیون صندوقهای پژوهش و فناوری شرکتی خطرپذیر (CVC) انجمن با اشاره به مدلهای مختلف صندوقهای سرمایهگذاری در دنیا گفت: اگر فارغ از شرایط جنگ و سایر اتفاقات به موضوع سرمایهگذاری در کشورهای مختلف نگاه کنیم، معمولاً چند مدل اصلی برای ایجاد صندوقهای سرمایهگذاری وجود دارد.
وی افزود: یک مدل صندوقهایی هستند که توسط اشخاص حقیقی راهاندازی میشوند؛ افرادی که سرمایه شخصی دارند و تصمیم میگیرند صندوق سرمایهگذاری ایجاد کنند. مدل دیگر صندوقهایی هستند که توسط هلدینگها و شرکتهای بزرگ شکل میگیرند؛ فرقی هم نمیکند مالکیت این هلدینگها خصوصی، حاکمیتی یا دولتی باشد. مدل سوم نیز صندوقهایی هستند که دولتها راهاندازی میکنند.
اسفندیار ادامه داد: اگر به تجربه جهانی نگاه کنیم، این سؤال مطرح میشود که کدام یک از این مدلها موفقتر هستند.
به طور معمول صندوقهایی که وابسته به هلدینگهای بزرگ هستند، بیشترین موفقیت را در سرمایهگذاری دارندصندوقهایی که وابسته به هلدینگهای بزرگ هستند، بیشترین موفقیت را در سرمایهگذاری دارند؛ زیرا این صندوقها دقیقاً در راستای نیازها و زنجیره ارزش همان هلدینگ سرمایهگذاری میکنند. برای مثال اگر یک هلدینگ در صنعت فولاد فعالیت میکند و در شرکتی سرمایهگذاری کند که فناوری مرتبط با کاتد یا آند مورد نیاز صنعت فولاد را توسعه میدهد، طبیعی است که خود آن هلدینگ مشتری محصول خواهد بود. این شرکت قبل از سرمایهگذاری نیز بارها خروجی فناوری را آزمایش و بررسی کرده و سپس وارد سرمایهگذاری میشود.
رئیس کمیسیون صندوقهای پژوهش و فناوری شرکتی خطرپذیر (CVC) انجمن افزود: پس از این مدل، صندوقهایی که توسط اشخاص حقیقی راهاندازی میشوند در رتبه بعدی قرار دارند؛ چرا که این افراد سرمایه شخصی خود را وارد این حوزه کردهاند و طبیعی است که با دقت بیشتری تصمیمگیری کنند.
در مقابل، صندوقهای دولتی معمولاً در رتبه بعدی قرار میگیرند، زیرا نگاه آنها بیشتر حمایتی است و در بسیاری از موارد تصمیمگیران آنها فاصله بیشتری با فضای واقعی کسب و کار دارند. بنابراین با هر نوع تحلیلی که به موضوع نگاه کنیم، باید حمایت از CVCها در بالاترین سطح ممکن قرار بگیرد؛ چرا که این مدل سرمایهگذاری به دلیل ارتباط مستقیم با صنعت، بیشترین احتمال موفقیت را دارد.
اسفندیار ادامه داد: حتی اگر با نگاه کوچکسازی دولت و کاهش نقش آن در اقتصاد هم به موضوع نگاه کنیم، باز هم CVCها باید مورد حمایت قرار بگیرند؛ چرا که این صندوقها با منابع بخش خصوصی و هلدینگها فعالیت میکنند و بار مالی مستقیمی برای دولت ایجاد نمیکنند.
وی با اشاره به تجربه شرکتهای بزرگ فناوری در دنیا، خاطر نشان کرد: اگر به نمونههایی مانند گوگل یا متا نگاه کنیم، میبینیم سرمایهگذاریهای شرکتی آنها معمولاً موفقتر است؛ دلیل این موضوع آن است که وقتی یک شرکت بزرگ فناوری در استارتآپی سرمایهگذاری میکند و آن را به زیرمجموعه خود اضافه میکند، میتواند در مدت کوتاهی آن کسب وکار را به مقیاس بسیار بزرگتری برساند.
رئیس کمیسیون صندوقهای پژوهش و فناوری شرکتی خطرپذیر انجمن افزود: به عنوان مثال ممکن است یک پلتفرم پیش از این ۵۰ میلیون کاربر داشته باشد، اما پس از ورود به اکوسیستم یک شرکت بزرگ، ناگهان به یک میلیارد کاربر برسد. این همان مزیتی است که سرمایهگذاری شرکتی ایجاد میکند.
اگر فقط در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات هم نگاه کنیم، به وضوح مشخص است که CVCهای وابسته به شرکتهای بزرگ ظرفیت بسیار بیشتری برای رساندن سرمایهگذاریها به خروجی، رشد و مقیاسپذیری دارند.
اسفندیار خاطرنشان کرد: حتی اگر شکست هم در این مسیر رخ دهد، نرخ شکست در این نوع سرمایهگذاریها پایینتر است. البته باید توجه داشت که در سرمایهگذاری خطرپذیر، شکست بخشی از ذات کار است و این موضوع در تجربههای جهانی نیز کاملاً پذیرفته شده است. بر همین اساس، چه در قانون جهش دانشبنیان و چه در سایر قوانین یا آییننامههایی که ممکن است در آینده تدوین شوند، نگاه سیاستگذاری باید بر افزایش تعداد CVCها و توسعه سرمایهگذاری آنها متمرکز باشد.
اسفندیار با بیان اینکه سیاستها باید به این سمت حرکت کنند که تعداد سرمایهگذاریها افزایش پیدا کند، حجم سرمایهگذاری بالا برود و شرکتهای بیشتری تحت حمایت این صندوقها قرار بگیرند و سهامدار آنها شوند، تصریح کرد: در مقابل، نگاه محدودکننده و تمرکز بر لغو مجوزها یا سختگیریهای اداری، رویکرد درستی نیست.
چرا که این صندوقها با منابع بخش خصوصی فعالیت میکنند و در واقع بدون تحمیل بار مالی به دولت، به توسعه فناوری و اقتصاد دانشبنیان کمک میکنند؛ بنابراین با هر زاویهای که به موضوع نگاه شود، رویکرد سیاستگذاری باید حمایتی باشد.
پا نگرفتن CVC در کشور، ضعف فرهنگ سرمایهگذاری و نگاه منفی به شراکت است
رئیس کمیسیون صندوقهای پژوهش و فناوری شرکتی خطرپذیر (CVC)، در خصوص دلایل پا نگرفتن سرمایهگذاری CVC در کشور، گفت: به نظر من، نخستین و مهمترین مسئله در این زمینه، یک مسئله فرهنگی است. در ایران، از گذشته تا امروز، مفاهیمی مانند فعالیتهای جمعی، شراکت و سرمایهگذاری مشترک، در فرهنگ عمومی و اقتصادی کشور آنگونه که باید نهادینه نشده و در بسیاری موارد با تجربههای ناموفق همراه بوده است.
وی افزود: در فرهنگ ما نوعی نگاه منفی نسبت به «شراکت» شکل گرفته استدر فرهنگ ما نوعی نگاه منفی نسبت به «شراکت» شکل گرفته است؛ بهگونهای که حتی برخی اصطلاحات رایج نیز این ذهنیت را تقویت میکنند. در نتیجه، افراد از ورود به همکاریهای مشترک فاصله میگیرند، زیرا بسیاری از مشارکتها بدون چارچوب روشن، قرارداد دقیق و پیشبینی شرایط آینده آغاز میشود و وقتی به مشکل برمیخورد، این تجربه ناموفق باعث میشود افراد بهطور کلی از هر نوع کار مشترک فاصله بگیرند.
اسفندیار ادامه داد: این نگاه، نوعی تمامیتخواهی را نیز در فضای اقتصادی و فناورانه کشور ایجاد کرده است. این مسئله در حوزه فناوری بهخوبی دیده میشود؛ برای مثال، وقتی دو نفر یا یک تیم علمی به یک محصول فناورانه میرسند، گاهی احساس میکنند اگر صندوقی یا سرمایهگذاری وارد شود، قرار است دارایی آنها را با کمترین ارزش در اختیار بگیرد. به همین دلیل، حاضر نیستند بخشی از سهام یا مالکیت کسبوکار خود را واگذار کنند، حتی اگر این واگذاری بتواند مسیر رشد و توسعه آنها را هموار کند.
وی تصریح کرد: در بسیاری از موارد، صاحبان فناوری ترجیح میدهند با وجود همه مشکلات و محدودیتها، مسیر را به تنهایی ادامه دهند و رشد کسب وکار را بدون شریک یا سرمایهگذار پیش ببرند. این در حالی است که در شرایط پیچیده اقتصادی، به ویژه در کشور ما، رشد مستقل برای بسیاری از شرکتها با دشواریهای فراوان همراه است.
اسفندیار با اشاره به هراس تیمهای فناور در شراکتی شدن پروژه در زمینه دزدیده شدن طرح آنها، تاکید کرد: به نظر من، این مساله بیشتر از آنکه ناشی از عملکرد صندوقها یا سرمایهگذاران باشد، ریشه در نگاه افراد دارد. دست کم در حوزه VC و CVC، من تاکنون موارد قابل توجهی نشنیدهام که گلایه اصلی این باشد که سرمایهگذار فناوری را سرقت کرده، آن را برده و خودش تجاریسازی کرده است. اساساً یک CVC نه چنین مأموریتی دارد و نه از نظر ساختاری فرصت و موضوعیت آن را که بخواهد یک فناوری را بگیرد و چند سال روی آن کار پژوهشی انجام دهد، ندارد.
این فعال حوزه سرمایهگذاری اکوسیستم نوآوری، مأموریت CVC سرمایهگذاری و کمک به توسعه کسب و کارها است و نه انجام پژوهش به جای شرکت یا تصاحب و بازتولید فناوریمأموریت CVC را سرمایهگذاری و کمک به توسعه کسب و کارها عنوان کرد، نه انجام پژوهش به جای شرکت یا تصاحب و بازتولید فناوری و افزود: بنابراین این نگرانی که گاهی در ذهن صاحبان فناوری وجود دارد، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت عملکرد CVCها باشد، ناشی از همان ذهنیت فرهنگی و بیاعتمادی تاریخی نسبت به شراکت و سرمایهگذاری مشترک است.
از این منظر باید توجه داشت که موضوع سرمایهگذاری در کشور ما اساساً موضوعی ضعیف است. حتی اگر CVC را کنار بگذاریم و بهطور کلی به وضعیت سرمایهگذاری در کشور نگاه کنیم، خواهیم دید کهسهم سرمایهگذاری در اقتصاد ایران، چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی، پایین است سهم سرمایهگذاری در اقتصاد ایران، چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی، پایین است و این مساله نشان میدهد که خود مفهوم سرمایهگذاری هنوز در عمل و فرهنگ اقتصادی ما جایگاه قدرتمندی پیدا نکرده است.
وی تأکید کرد: این ضعف فرهنگی در مقایسه با برخی مفاهیم دیگر کاملاً مشهود است. برای مثال، در حوزه کارآموزی و کارورزی، جامعه تا حد زیادی این مفهوم را پذیرفته است که یک فرد ممکن است چند ماه بدون دریافت حقوق کار کند تا تجربه کسب کند و وارد صنعت شود. این فرآیند در بسیاری از حوزهها از جمله رسانه، صنعت و حتی پزشکی، امری پذیرفتهشده تلقی میشود و کمتر کسی اصل آن را زیر سؤال میبرد.
اسفندیار افزود: در چنین شرایطی، کارآموزی بهعنوان یک مسیر ورود به صنعت، برای جامعه قابل پذیرش است و حتی از آن بهعنوان یک فرصت خوب یاد میشود؛ زیرا فرد با محیط کار آشنا میشود، تجربه کسب میکند و در برخی موارد در نهایت جذب همان مجموعه میشود. اما همین میزان پذیرش در حوزه سرمایهگذاری و شراکت برای رشد شرکتها هنوز در فرهنگ ما شکل نگرفته است.
وی گفت: در حوزه سرمایهگذاری، هنوز بهندرت میتوان شرکتی را پیدا کرد که با رویکردی باز و توسعهگرا اعلام کند حاضر است بخشی از سهام خود را به یک هلدینگ یا سرمایهگذار واگذار کند تا بتواند همراه آن مجموعه رشد کند، بازار خود را توسعه دهد و فروشش را افزایش دهد. این در حالی است که در بسیاری از الگوهای موفق جهانی، رشد و مقیاسپذیری دقیقاً از همین مسیر اتفاق میافتد.
وی خاطرنشان کرد: بنابراین یکی از ریشهایترین موانع توسعه CVC در کشور، پایین بودن پذیرش فرهنگی نسبت به واگذاری سهم، شراکت و مقیاسپذیری از مسیر سرمایهگذاری است. تا زمانی که این نگاه اصلاح نشود، توسعه سرمایهگذاری خطرپذیر و شرکتی نیز با محدودیتهای جدی مواجه خواهد بود.
فرهنگ «اعتبار برند» در ایران مغفول مانده است
اسفندیار با انتقاد از ضعف فرهنگ سرمایهگذاری و شراکت در کشور، ریشه بخش بزرگی از مشکلات این حوزه را مسائل فرهنگی دانست و بر لزوم تغییر نگاه نخبگان و استارتآپها در تعامل با هلدینگهای بزرگ تأکید کرد.
وی با مقایسه ادبیات سرمایهگذاری در ایران و جهان، گفت: در دنیا این موضوع کاملاً پذیرفته شده است که همکاری با یک نام بزرگ، حتی بدون تزریق مستقیم نقدینگی، ارزشگذاری میشود؛ به طوری که یک شرکت حاضر است بخشی از سهام خود را صرفاً برای بهرهمندی از اعتبار و برند یک مجموعه بزرگ واگذار کند، اما در ایران میزان مراجعات با چنین رویکردی تقریباً به صفر میل میکند.
این فعال اکوسیستم نوآوری کشور با بیان اینکه ما در مذاکرات این در را باز میکنیم که شرکتها بتوانند از اعتبار مجموعهای مانند همراه اول که بزرگترین هلدینگ ICT غرب آسیاست، برای جذب پروژه از شهرداریها، بانکها و بخش خصوصی استفاده کنند، افزود: در واقع، حضور در کنار چنین نامی باید به ابزاری برای درآمدزایی و جلب اعتماد بازار تبدیل شود، اما متأسفانه این «جربزه» و نگاه در بسیاری از مجموعههای نوپا دیده نمیشود.
مطالبه از شورای عالی انقلاب فرهنگی برای آموزش تجارت
این فعال حوزه فناوری با تأکید بر ضرورت اصلاح ریشهای این نگاه، تصریح کرد: فرهنگ سرمایهگذاری باید در مدارس و دانشگاهها تدریس شود. فرهنگ سرمایهگذاری باید در مدارس و دانشگاهها تدریس شود. وقتی نگاه ما به کشور و مزیتهای ژئوپلیتیک آن، از جمله همسایگی با ۱۵ کشور و قرارگیری در مسیر شاهراههای شرق به غرب و شمال به جنوب، نگاهی تجاری باشد، متوجه میشویم که چقدر در حوزه آموزش ضعیف عمل کردهایم.
وی خاطرنشان کرد: یکی از مأموریتهای مهم نهادهای واسط باید مطالبه از وزیر علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی باشد تا موضوعاتی همچون شراکت و سرمایهگذاری به نوجوانان و جوانان آموزش داده شودموضوعاتی همچون شراکت و سرمایهگذاری را به نوجوانان و جوانان آموزش. اگر میخواهیم دولت کوچک و بخش خصوصی بزرگ شود، باید دانشجو و نخبه ما با رویکرد سرمایهپذیری و همافزایی با مجموعههای بزرگ از دانشگاه فارغالتحصیل شود.
شکستن تحریمها با بازوی بخش خصوصی
وی با استناد به بیانات رهبر شهید انقلاب در خصوص اقتصاد مقاومتی، جهش تولید و بها دادن به بخش خصوصی، گفت: رهبر شهید بارها تأکید کردهاند که بخش خصوصی میتواند تحریمها را بشکند؛ اما سوال اینجاست که ما از بعد آموزشی و علمی چقدر به دانشجویان کمک کردهایم تا پس از تولید محصول دانشبنیان، نیت و رویکرد هماهنگی با مجموعههای بزرگ را داشته باشند؟
وی به تجربههای عینی در مواجهه با شرکتهای فناور اشاره کرد و افزود: گاهی با شرکتهای بسیار خوبی مواجه هستیم که متأسفانه ۶ ماه زمان را صرف دعواهای حقوقی بر سر مفاد قرارداد میکنند. ترس از رقیق شدن سهام یا نگرانی از چنگاندازی به محصول، باعث میشود روند کار قفل شود؛ در حالی که ما حاضر هستیم حتی بندی را بگنجانیم که تا ۱۰ سال سودی از شرکت برداشت نکنیم و تمام سود را برای افزایش سرمایه و توسعه، دوباره به خود شرکت تزریق کنیم.
اسفندیار با انتقاد از برخوردهای دوگانه در امضای قراردادها، گفت: متأسفانه برخی نخبگان ما در مواجهه با هلدینگهای داخلی، روی هر بند قرارداد کامنتهای سختگیرانه میگذارند که با اخلاق حرفهای و نیاز به سرعت در بازار همخوانی ندارد.متأسفانه برخی نخبگان ما در مواجهه با شرکتهای خارجی یا در زمان دریافت وام بانکی و حتی امضای سند ازدواج، تمامی بندها را بدون مطالعه دقیق امضا میکنند، اما وقتی نوبت به هلدینگهای داخلی میرسد، روی هر بند کامنتهای سختگیرانه میگذارند که با اخلاق حرفهای و نیاز به سرعت در بازار همخوانی ندارد.
مزایای اسکیلآپ در سایه هلدینگهای بزرگ
وی با بیان اینکه ۵۰ درصد چالشهای این حوزه سرمایهگذاری است، تأکید کرد: اگر یک شرکت دانشبنیان بخواهد «اسکیلآپ» (مقیاسپذیری) کند، باید بپذیرد که همکاری با یک هلدینگ بزرگ دارویی یا تبلیغاتی، به معنای حذف هزینههای گزاف بازرگانی، تیمسازی توزیع و بازاریابی است.
به نقل از ایسنا، ورود یک محصول به سبد فروش مجموعههای بزرگ، نه تنها سرعت رشد را چندبرابر میکند، بلکه تأییدیه فناوری و اعتبار آن مجموعه پشتوانه بزرگی برای جوانان توسعهدهنده خواهد بود.
بررسیهای ما نشان میدهد که حتی بدون تغییر قوانین و با تکیه بر اصلاحات فرهنگی، دو بخش خصوصی میتوانند کارهای بزرگی را در کنار هم رقم بزنند.

