پیشکسوتان صنایع دستی هشدار میدهند که کاهش درآمد هنرمندان، سنت دیرینه انتقال مهارت از نسل به نسل را در پایتخت هنر ایران با خطر نابودی مواجه کرده است.
به گزارش سیناپرس، فعالان و پیشکسوتان صنایع دستی اصفهان با هشدار نسبت به پیامدهای رکود اقتصادی در حوزه هنر میگویند تضعیف بازار و کاهش درآمد هنرمندان، چرخه سنتی استاد- شاگردی را که مهمترین شیوه انتقال مهارت در هنرهای سنتی است، با تهدید جدی روبهرو کرده است.
شهر تاریخی اصفهان قرنهاست که یکی از مهمترین خاستگاههای هنرهای سنتی و صنایع دستی ایران بوده است این شهر مهد پرورش هنرمندانی است که با طراوش احساس و تلاطم رنگ، نور وزیبایی، هنرهایی چون نگارگری، میناکاری، قلمزنی، خاتمکاری، فیروزهکوبی، کاشیکاری و قلمکار را به اوج شکوفایی رسانده و توانسته اند هنرصنایع دستی را نسل به نسل از کارگاههای بازار میدان نقش جهان و خانههایشان به شاگردان منتقل کنند و در همین بستر تاریخی، چهرههای برجستهای چون استاد محمود فرشچیان در نگارگری، استاد عیسی بهادری در هنرهای سنتی و استادان نامدار قلمزنی و میناکاری پرورش یافتند و نام اصفهان را به عنوان پایتخت هنرهای سنتی ایران و صنایع دستی جهان، تثبیت کنند.
با این حال، بسیاری از هنرمندان و فعالان صنایع دستی معتقدند که این میراث چندصد ساله و میثاق زرین هنر اصفهان، امروز با چالشهای تازهای از رکود اقتصادی و کاهش فروش آثار گرفته تا کمرنگ شدن ارتباط مستقیم استاد و شاگرد در کارگاهها روبهروست.
با اقتصاد ضعیف چرخه استاد–شاگردی هم متوقف میشود
در چنین شرایطی رییس اتحادیه صنایع دستی اصفهان با تأکید بر نقش سنتی استاد و شاگردی در انتقال مهارتهای صنایع دستی گفت: تداوم این شیوه آموزشی وابسته به رونق اقتصادی هنر است و اگر هنرمند نتواند از کار خود درآمد داشته باشد، چرخه آموزش و تربیت شاگرد نیز به تدریج متوقف میشود.
مجدالدین تاج درباره وضعیت آموزش در حوزه صنایع دستی اظهار کرد: بحث آموزش در صنایع دستی بهطور اساسی یک ارتباط عمیق انسانی و نسلی میان استاد و شاگرد است و اگر این ارتباط شکل بگیرد، نتیجهبخش خواهد بود و شاگرد باید از نظر ذهنی و قلبی خود را در اختیار استاد قرار دهد تا بتواند در آینده به یک هنرمند توانمند تبدیل شود.
وی افزود: در گذشته در بازارها این شیوه آموزش بسیار رایج بود و بسیاری از استادان بزرگ هنرهای سنتی با همین روش تربیت شدهاند و شاگردان گاهی چهار یا پنج سال در کارگاه یک استاد فعالیت میکردند و به مرور به درجه استادی میرسیدند.
تاج گفت: در رابطه با این موضوع، نمیتوان نقش دانشگاهها و مراکز آموزشی را هم نادیده گرفت برای مثال هنرستان هنرهای زیبا در دورهای اساتید بسیار بزرگی تربیت کرد و چهرههایی مانند استاد محمود فرشچیان از دل همین هنرستانها رشد کردند اما چندین سال است که دیگر کمتر شاهد ظهور هنرمندانی در همان سطح از این مراکز هستیم.
وی با اشاره به وضعیت آموزش عملی در رشتههای مختلف صنایع دستی گفت: متأسفانه در حال حاضر برخی مراکز بدون ارتباط واقعی با بدنه صنایع دستی خود را به عنوان آموزشدهنده معرفی میکنند در حالی که آموزش اگر اصولی و درست باشد به یقین نتیجهبخش خواهد بود، مشکل زمانی ایجاد میشود که فردی تنها با استفاده از یک نام یا عنوان، شاگرد میگیرد بدون آنکه نظارت یا کنترل کیفیتی وجود داشته باشد.
وی تأکید کرد: اگر آموزش صحیح و زیر نظر استادان واقعی و باتجربه انجام شود، بهویژه در قالب همان سیستم استاد و شاگردی، میتواند نقش بسیار مؤثری در رشد هنر و صنایع دستی داشته باشد.رییس اتحادیه صنایع دستی اصفهان درباره انتقال مهارتها در خانوادههای هنرمند نیز گفت: در بسیاری از رشتههای صنایع دستی، آموزش هنوز به شکل موروثی در خانوادهها منتقل میشود و با این حال یک نکته بسیار مهم وجود دارد و آن هم مساله اقتصاد هنر است.
تاج تصریح کرد: اگر آموزش به مرحلهای برسد که فرد پس از یادگیری بتواند از نظر اقتصادی نیز زندگی خود را تأمین کند، چرخه آموزش ادامه پیدا میکند اما اگر هنرمند گردش مالی و درآمد مناسبی نداشته باشد، طبیعی است که این چرخه آموزش هم به تدریج قطع میشود، بنابراین اقتصاد هنر با تداوم آموزش گره خورده است.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا نظامهای رسمی آموزشی مانند فنی و حرفهای میتوانند جایگزین استادکاران شوند، گفت: این مراکز نمیتوانند جایگزین شوند اما میتوانند مکمل باشند و اگر آموزش آکادمیک در کنار تجربه عملی کارگاه و بازار قرار بگیرد، میتواند نتایج بسیار خوبی به همراه داشته باشد.
تاج درباره اقدامات اتحادیه برای حفظ دانش استادان پیشکسوت بیان کرد: در اتحادیه صنایع دستی میکوشیم آموزشها را با همان الگوی استاد و شاگردی پیش ببریم و فضایی در اتحادیه فراهم شده که هنرجویان در کنار استادان فعالیت میکنند و بهصورت عملی آموزش میبینند.
ثبت و مستندسازی دانش هنرمندان پیشکسوتان ضروری است
وی همچنین بر ضرورت مستندسازی دانش پیشکسوتان تأکید کرد و گفت: برخی رشتههای صنایع دستی در معرض فراموشی هستند و پیشنهاد دادهایم که با همکاری شهرداری و متولیان فرهنگی از روند تولید آثار و همچنین صحبتها و تجربیات استادان فیلمبرداری شود تا این دانش برای آیندگان حفظ شود و انجام چنین کاری تجهیزات و بودجه زیادی هم نیاز ندارد اما میتواند میراث ارزشمندی را ثبت کند.
رییس اتحادیه صنایع دستی اصفهان درباره علاقه نسل جوان به این حوزه گفت: نسل جدید طبیعی است که به فناوری و تکنولوژی علاقه بیشتری داشته باشد اما همچنان جوانان زیادی هستند که به هنر گرایش دارند و اگر آینده شغلی و اقتصادی این حوزه روشن باشد، بهطور قطع افراد بیشتری به سمت صنایع دستی خواهند آمد.
تاج افزود: بر اساس آمارها بیش از یکصد هزار هنرمند شناسنامهدار در حوزه صنایع دستی در استان اصفهان فعالیت دارند که بخشی از آنان از پیشکسوتان این عرصه محسوب میشوند.
وی درباره حمایتهایی که میتواند انگیزه استادکاران برای تربیت شاگرد را افزایش دهد، گفت: حمایتهای مالی، کمک به بازاریابی و فروش، برگزاری نمایشگاهها و ایجاد فرصتهای عرضه محصولات از جمله اقداماتی است که میتواند به هنرمندان کمک کند و انگیزه جذب شاگردان جدید را بالا ببرد.
این فعال صنایع دستی اصفهان، وضعیت کنونی صنایع دستی را «پیچ تاریخی» توصیف کرد و گفت: شرایط اقتصادی و اتفاقاتی که در سال گذشته رخ داد، آسیبهای جدی به این حوزه وارد کرده است و با این حال هنرمندان وظیفه خود را به خوبی میدانند و همچنان به تولید آثار ارزشمند ادامه میدهند اما آنچه بیش از هر چیز لازم است حمایت مؤثر از آنان است.
تاج افزود: در حال حاضر بزرگترین دغدغه ما حفظ شرایط موجود است و هنرمندان بسیاری سالها در این حوزه فعالیت کردهاند و نباید اجازه دهیم به دلیل مشکلات اقتصادی از این عرصه خارج شوند و دولت باید تلاش کند شرایطی فراهم شود که این سرمایه انسانی حفظ شود.
رییس اتحادیه صنایع دستی اصفهان همچنین درباره وضعیت فروش صنایع دستی در سال جاری اظهار کرد: به طور معمول ۲ دوره اوج فروش یکی در اسفند و دیگری در فروردین ماه برای صنایع دستی وجود دارد اما امسال به دلیل اتفاقاتی و شرایط جنگی که رخ داد، این دورههای مهم فروش تحت تأثیر قرار گرفت و هنرمندان نتوانستند گردش مالی مورد انتظار را تجربه کنند.
تاج گفت: هنرمندان صنایع دستی اصفهان در این مدت حدود پنج هزار میلیارد تومان از گردش مالی احتمالی خود را از دست دادهاند در حالی که سال گذشته به دلیل رونق گردشگری شرایط فروش بهتر بود
با همه این چالشها وی خطاب به جوانانی که در انتخاب مسیر آینده خود تردید دارند، گفت: هنر منبع آرامش روح و روان است. انسان ممکن است در زندگی با چالشهای فراوانی روبهرو شود اما هنر میتواند به او آرامش بدهد، حتی در دنیا رشتهای با عنوان هنر درمانی شکل گرفته که بر همین تأثیر تأکید دارد و اگر دغدغه فرهنگی داریم باید صنایع دستی را حفظ کنیم و برای آینده آن برنامه داشته باشیم.
حمایتها ناکارآمد و شناخت مدیران از هنر ناچیز است
یکی از هنرمندان پیشکسوت هنر نگارگری و شاگرد استاد محمود فرشچیان نیز با انتقاد از ضعف ساختاری در حمایت از هنرهای سنتی گفت: رابطه استاد و شاگردی، نبود سیاستگذاری دقیق، شناخت ناکافی مدیران و بیتوجهی به پیشکسوتان باعث شده بسیاری از رشتههای اصیل در معرض فرسایش قرار گیرند.
مجید صادق زاده تأکید کرد: هنر اصیل اصفهان هنوز زنده است اما زندهماندنش حاصل جانکندن هنرمندان است.
وی در تشریح وضعیت تاریخی و امروز رشتههای سنتی گفت: برخی دیدگاهها درباره کمرنگشدن هنرهای سنتی قابل تعمیم نیست و باید ریشهها را بررسی کرد.
صادق زاده با اشاره به جنگ و تجاوز دشمن به ایران وتخریب برهی از بناهای تاریخی یادآور شد: پس از دورههایی مانند جنگ و آسیبدیدن بناهای تاریخی، فقدان استادان ماهر در مرمت نشان داد که نبود تربیت نیرو و گسست میان استاد و شاگرد چه پیامدهایی دارد.
وی افزود: اگر سازوکار حمایت اصلاح نشود،همین وضعیت میتواند برای حوزه صنایعدستی نیز تکرار شود .
وی با اشاره به اینکه هنرهای سنتی در دانشگاهها وارد شد، اما نتیجه مطلوبی نداشت، گفت: باید از مسوولان دانشگاهی پرسید این همه دانشجو چه شد؟ آیا هنگام ایجاد این رشتهها اساتید واقعی دعوت شده بودند؟ آیا داشتن عنوان دکتری به معنی داشتن استاد سنتی است؟
این پیشکسوت هنر نگارگری تأکید کرد: بهطور مثال در بسیاری از رشتههای دانشگاهی صنایعدستی از جمله فرش و دیگر گرایشها، تعداد زیادی دانشجو پذیرش شد اما این فرایند نتوانست مشکل کمبود استاد ماهر را حل کند.
صادقزاده با اشاره به اینکه کشور در معرض جنگ ترکیبی است، بر ضرورت تقویت پدافند غیرعامل فرهنگی تأکید کرد و گفت حمایت از رشتههای سنتی بخشی از این پدافند است اما این حمایت بهطور عملی اتفاق نمیافتد.
وی توضیح داد: یکی از مهمترین ضعفها، سازوکارهای نامنظم برای دعوت از اساتید پیشکسوت است و در مکانیسم اداری ما حضور استادان برجسته تعریف نشده یا ناقص اجرا میشود.
وی سفارشندادن کار، نبود خرید مناسب آثار، کمبود نمایشگاههای با کیفیت در داخل و خارج و تخصیص نامعلوم یا ناکافی بودجهها از از جمله ضعفهای حمایت عملی از هنرمندان برشمرد.
صادقزاده گفت: وقتی اقتصاد هنر بیمار باشد، استاد پیشکسوتی که معیشتش از همین راه است، چگونه دوام آورد؟ وقتی استاد دوام نیاورد، جوان چرا باید جذب شود؟
وی افزود: فضای مجازی نیز با وجود فوایدش، سبب سردرگمی مخاطب و ظهور صفحات بدون پشتوانه شده است در حالی که استادان واقعی در حاشیهاند.
وی یکی دیگر از مشکلات اساسی را عدم شناخت کافی مدیران هنری از هنر صنایع دستی دانست و گفت: بعضی مدیران ارشد حتی اسم رشتهها را نمیدانند، چه برسد به شناخت اساتید. هنرمند پیشکسوت این بیتوجهیها در زمان حیات هنرمندان و اساتید هنر باید اصلاح شود.
این نگارگر اصفهانی و استاد دانشگاه هنر با اشاره به هزینههای سنگین برگزاری نمایشگاه و کاهش توان هنرمندان گفت: دولت باید نقش حمایتی فعالتری داشته باشد و در غیر این صورت، رابطه استاد و شاگرد هم درست نخواهد شد.
وی در پاسخ به این پرسش که هنر اصیل اصفهان امروز در چه وضعیتی است؟ گفت: هنر اصفهان زنده است؛ اما زنده ماندنش، مساویِ زندگی نیست، زنده است چون استادانی که هشتاد سال کار کردهاند هنوز عاشقانه کار میکنند، ولی حمایت وجود ندارد.
صادقزاده همچنین با انتقاد از پروژههای نیمهتمام و متوقفشده شهر اصفهان از جمله طرح ارگ هنر اصفهان و تبدیل کارخانه ریسباف به موزه منطقهای که سالهاست اجرا نشدهاند گفت: وقتی پایگاههای هنر سنتی ایجاد نشود و وعدهها عملی نشود، چطور نسل جدید انگیزه پیدا کند؟
با اینکه اصفهان با ۱۹۶ رشته صنایع دستی بعنوان دومین شهر جهانی صنایع دستی در جهان شناخته شده است و از ۶۰۲ رشته صنایع دستی شناسایی شده در دنیا ۲۹۹ مورد مربوط به ایران و از این تعداد ۱۹۶ رشته مربوط به استان اصفهان است اما آنچه از سخنان فعالان و پیشکسوتان صنایع دستی اصفهان برمیآید این است که تداوم هنرهای سنتی این شهر بیش از هر زمان دیگری به تقویت زیرساختهای اقتصادی، توجه مدیریتی و احیای چرخه استاد–شاگردی وابسته است.
به نقل از ایرنا، به باور آنان، اگرچه هنرهای اصیل اصفهان همچنان زنده و پویاست اما ادامه حیات آن بدون ایجاد زمینه مناسب برای فعالیت هنرمندان و انتقال تجربه پیشکسوتان به نسل جوان با دشواری روبهرو خواهد شد.
از این رو، حمایت عملی از هنرمندان، مستندسازی دانش استادان، ایجاد پیوند مؤثر میان آموزش رسمی و کارگاههای سنتی و تقویت بازار صنایع دستی میتواند راهی برای حفظ سرمایه انسانی این حوزه باشد، سرمایهای که طی قرنها هویت هنری اصفهان را شکل داده و امروز نیز میتواند با برنامهریزی و توجه جدی، مسیر خود را در میان نسلهای آینده ادامه دهد.

