یافتههایی جدید محققان در زمینه فرآیند بازیابی گفتار در بیماران مبتلا به سکته مغزی، پیشفرضهای قدیمی و پذیرفته شده در این رابطه را تغییر داده و افقهای تازهای را پیش روی پزشکان گشوده است. بر این اساس مشخص شد بازیابی توان پس از سکته مغزی تنها وابسته به مغز نبوده و عوامل دیگری نیز در آن دخیل هستند.
به گزارش سیناپرس، تا پیش از این، جامعه علمی بر این باور استوار بود که سیستم حرکتی مغز، به عنوان فرماندهی مطلق، مسئول برنامهریزی و اجرای دقیق حرکات عضلات صورت برای تولید گفتار است؛ سیستمی که وظیفه دارد عضلات را در زمان و مکان صحیح، به حرکت درآورد. اما پژوهشی نوین، پرده از حقیقتی دیگر برداشته و نشان میدهد که در پروسه پیچیده یادگیری مجدد کلام، حواس نقشی همتراز و شاید حتی تعیینکنندهتر ایفا میکنند.
در این مطالعه، محققان با به کارگیری روشهای پیشرفته نورومغناطیسی، دریافتند که اختلال در نواحی حسی مغز، مانعی جدی در مسیر تثبیت الگوهای جدید گفتاری ایجاد میکند در حالی که اختلال در قشر حرکتی چنین اثر مخربی ندارد. این یافتهها فرضیه سنتی که حافظه گفتاری را انحصاراً به تغییرات در نواحی حرکتی مغز نسبت میداد، به چالش کشیده و جایگاه ویژهای برای نواحی حسی-شنوایی و لامسه قائل شدهاند.
نیشانت رائو (Nishant Rao)، نویسنده اصلی پژوهش و استاد مرکز مطالعات کودک دانشگاه ییل، در این رابطه اعلام کرد: مطالعه ما نشان میدهد که حافظههای گفتاری جدید، تنها وابسته به نواحی حرکتی نیستند؛ بلکه تغییرات در نواحی شنوایی و لامسه مغز، نقش کلیدی در شکلگیری نحوه یادگیری ما برای صحبت کردن دارند.
این ادعا با آزمایشی دقیق بر روی ۷۱ بزرگسال سالم تأیید شد. در این آزمایش، گفتار شرکتکنندگان به صورت بلادرنگ تغییر داده شده و از طریق هدفون به آنان بازخورد داده میشد تا مجبور به یادگیری الگوهای جدید شوند. تیم تحقیقاتی سپس با استفاده از امواج مغناطیسی، فعالیت عصبی سه ناحیه حیاتی مغز شامل «قشر شنوایی»، «قشر حسی-حرکتی (لامسه)» و «قشر حرکتی» را مختل کردند.
نتایج حاصل از آزمایش های انجامشده ۲۴ ساعت بعد، گویای همه چیز بود: وقتی فعالیت نواحی حسی (شنوایی یا لامسه) مختل میشد، شرکتکنندگان در به خاطر سپردن الگوهای جدید گفتاری دچار مشکل جدی میشدند. اما جالب آنکه، اختلال در قشر حرکتی هیچ تاثیری بر این فرآیند یادگیری و نگهداری اطلاعات نداشت.
دکتر رائو در تفسیر این پدیده افزود: «این یافتهها پایهای حسی را برای حافظه حرکتی گفتار بنا کرده و اثبات میکنند که انعطافپذیری در نواحی حسی مغز، شرط لازم و کافی برای یادگیری و حفظ حرکات گفتاری تازه کسبشده است.»
گفتنی است این کشفیات، چشماندازی نوین در حوزه توانبخشی عصبی گشوده است. دیوید اوستری (David Ostry,)، پژوهشگر ارشد این پروژه و استاد مدعو در مرکز مطالعات کودک دانشگاه ییل، تأکید میکند که علوم اعصاب حسی-حرکتی همواره بر نواحی حرکتی پیشانی به عنوان محرک اصلی حرکت تمرکز داشته است، اما این مطالعه با نشان دادن ماهیت شدیداً حسی یادگیری حرکتی در انسان، پارادایم موجود را دگرگون میسازد.
این بینش جدید نه تنها میتواند پروتکلهای توانبخشی گفتار پس از سکته مغزی یا آسیبهای مغزی را متحول سازد، بلکه راه را برای توسعه رابطهای مغز-کامپیوتر هموار میکند؛ رابطهایی که در کنترل حرکات مرتبط با گفتار، بر اساس فعالیتهای حسی مغز عمل خواهند کرد. بدین ترتیب، دروازهای تازه به سوی درک عمیقتر از تعامل پیچیده میان حس و حرکت در زبانورزی انسان گشوده شده است.
شرح کامل این پژوهش در آخرین شماره نشریه معتبر Proceedings of the National Academy of Sciences منتشر شده و در اختیار پژوهشگران قرار دارد.
مترجم:فاطمه کردی

