نماد سایت خبرگزاری سیناپرس

تجربه نزدیک به مرگ واقعاً چه حسی دارد؟

پدیده «تجربه نزدیک به مرگ» (Near-Death Experience) یکی از اسرارآمیزترین موضوعات در مرز میان علم عصب‌شناسی و پدیده‌های ذهنی است؛ تجربه‌ای که بسیاری از افراد پس از قرار گرفتن در آستانه مرگ گزارش کرده‌اند و اغلب شامل دیدن نور سفید در انتهای تونل، مرور ناگهانی خاطرات زندگی، یا حتی تصور ورود به یک جهان دیگر است.

به گزارش سیناپرس، بر اساس گزارش منتشرشده در BBC Science Focus، پژوهش‌ها نشان می‌دهد؛ این تجربه‌ها برخلاف تصور عمومی بسیار واقعی و عمیق احساس می‌شوند و افراد آن‌ها را به اندازه واقعیت‌های روزمره زندگی واقعی تلقی می‌کنند.

تجربه نزدیک به مرگ چگونه احساس می‌شود؟

مطالعات نشان می‌دهد: تجربه نزدیک به مرگ همیشه یکسان نیست، اما معمولاً در دو دسته کلی قرار می‌گیرد: تجربیات مثبت و تجربیات منفی.

به گفته پروفسور «کریس فرنچ»، روان‌شناس دانشگاهی و متخصص باورهای ماورایی، که در پادکست Instant Genius توضیح داده است، این تجربه‌ها بسیار غنی و توهم‌گونه هستند اما برای فرد کاملاً واقعی به نظر می‌رسند.

در برخی افراد، این تجربه‌ها می‌تواند بسیار آرامش‌بخش باشد؛ مانند احساس خروج از بدن، مرور زندگی، یا دیدن نوری در انتهای یک تونل. اما در موارد دیگر، تجربه می‌تواند کاملاً ترسناک باشد.

سه نوع تجربه منفی

پژوهشگران سه نوع تجربه منفی در این پدیده را توصیف کرده‌اند:

  1. برداشت منفی از تجربه مثبت: فرد صحنه‌هایی شگفت‌انگیز می‌بیند اما آن را ترسناک تفسیر می‌کند.
  2. تصاویر جهنمی و کابوس‌وار: شامل صحنه‌هایی از شکنجه یا محیطی شبیه جهنم.
  3. پوچی کامل: احساس سقوط در یک خلأ بی‌پایان و بی‌معنا.

برآوردها نشان می‌دهد: حدود یک‌پنجم این تجربه‌ها در دسته منفی قرار می‌گیرند و می‌توانند اثرات روانی طولانی‌مدت مانند ترس از مرگ یا حتی تروما ایجاد کنند.

تجربه‌های مثبت و اثرات آن بر زندگی

در مقابل، بسیاری از افراد تجربه‌ای مثبت دارند که با احساس سبکی، آرامش عمیق و افزایش رضایت از زندگی همراه است. این افراد اغلب پس از بازگشت به زندگی روزمره، تغییرات مهمی در نگرش خود ایجاد می‌کنند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد: تجربه نزدیک به مرگ می‌تواند باعث افزایش همدلی، کاهش وابستگی به دارایی‌های مادی، افزایش معنویت و حتی کاهش ترس از مرگ شود.

در مطالعات انجام‌شده روی بازماندگان ایست قلبی، افرادی که این تجربه را داشته‌اند، به‌طور آماری بیشتر به معنای زندگی، عشق به دیگران و پذیرش اجتماعی اهمیت داده‌اند.

علت علمی این تجربه چیست؟

دانشمندان هنوز پاسخ قطعی برای این پدیده ندارند، اما بیشتر عصب‌پژوهان آن را نتیجه فعالیت مغز در شرایط بحرانی می‌دانند.

به گفته پژوهشگران، این تجربه احتمالاً ناشی از اختلال در یکپارچگی حسی بدن در مغز است؛ حالتی که در آن بخش‌هایی از مغز مانند قشر گیجگاهی-جداری راست (right temporoparietal cortex) به‌طور همزمان اطلاعات حسی مختلف را پردازش می‌کنند و در نتیجه توهمی بسیار واقعی ایجاد می‌شود.

به بیان ساده‌تر، مغز در شرایط شدید استرس یا کمبود اکسیژن ممکن است تجربه‌ای تولید کند که برای فرد کاملاً واقعی به نظر برسد. نکته مهم این است که فرد الزاماً نباید واقعاً در حال مرگ باشد؛ حتی تصور شدید مرگ نیز می‌تواند این واکنش را در مغز فعال کند.

پیامدهای روانی و اجتماعی

پس از تجربه نزدیک به مرگ، بسیاری از افراد تغییرات عمیقی در سبک زندگی خود گزارش می‌کنند. برخی روابطشان دچار تغییر می‌شود، حتی در برخی موارد افزایش نرخ طلاق دیده شده است. در مقابل، بسیاری دیگر به سمت زندگی معنوی‌تر، اخلاق‌مدارتر و همراه با همدلی بیشتر حرکت می‌کنند.

تجربه نزدیک به مرگ همچنان یکی از پیچیده‌ترین پدیده‌های ذهن انسان باقی مانده است؛ تجربه‌ای که مرز میان آگاهی، ادراک و واقعیت را به چالش می‌کشد. اگرچه علم توضیحات عصب‌شناختی قابل‌قبولی ارائه داده، اما هنوز پرسش‌های بسیاری درباره ماهیت واقعی این تجربه‌ها بی‌پاسخ مانده است.

مترجم:ندا جوادهراتی

خروج از نسخه موبایل