محققان ایرانی با بررسی گذار از سنت به مدرنیته نشان دادهاند که تغییر ساختار خانواده و بازتعریف نقشهای جنسیتی، چالشهای جدیدی را وارد زندگی زناشویی کرده است. در این میان، رسانهها و شبکههای اجتماعی به عنوان عاملی کلیدی، بر پایداری یا ناپایداری پیوند همسران تأثیر مستقیم دارند.
به گزارش سیناپرس، محققان ایرانی در یک تحقیق تازه، به بررسی پایداری زناشویی در بستر تحولات فرهنگی و اجتماعی پرداختهاند؛ تحولی که طی دهههای اخیر، شکل و معنای ازدواج را در جامعه ایران دگرگون کرده است.
جامعه ایران در دهههای اخیر با تغییرات گستردهای در حوزههای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی روبهرو بوده است. این تغییرات، که اغلب از آنها با عنوان گذار از سنت به مدرنیته یاد میشود، نهاد خانواده را نیز بهشدت تحت تأثیر قرار داده است. خانوادههای گسترده بهتدریج جای خود را به خانوادههای هستهای دادهاند، نقشهای جنسیتی در حال بازتعریف است و انتخاب همسر بیش از گذشته به تصمیم فردی دختران و پسران وابسته شده است. این تحولات اگرچه فرصتهایی تازه برای آزادی و انتخاب فردی ایجاد کردهاند، اما همزمان تنشها و چالشهای جدیدی را نیز وارد زندگی زناشویی کردهاند. ازدواج دیگر صرفاً یک ضرورت اجتماعی تلقی نمیشود، بلکه به انتخابی آگاهانه تبدیل شده که میتواند در صورت نارضایتی، پایان یابد.
یکی از پیامدهای مهم این دگرگونیها، کاهش پایداری زناشویی و افزایش آمار طلاق در ایران است. آمارهای رسمی نشان میدهند تعداد طلاقهای ثبتشده در کشور طی چند دهه گذشته به شکل قابل توجهی افزایش یافته است. این روند، تنها یک مسأله شخصی میان زوجین نیست، بلکه پیامدهای گستردهای برای جامعه دارد؛ از فشارهای روانی بر افراد گرفته تا مشکلات کودکان طلاق، تغییر الگوهای فرزندآوری و حتی تأثیر بر ساختار جمعیتی کشور. به همین دلیل، شناخت عواملی که میتوانند به تداوم یا فروپاشی زندگی مشترک منجر شوند، اهمیتی فراتر از حوزه خانواده دارد و میتواند مبنایی برای سیاستگذاریهای اجتماعی و جمعیتی باشد.
در همین زمینه، میلاد بگی، استادیار جمعیتشناسی در گروه علوم اجتماعی دانشگاه بوعلی سینا همدان، به همراه یکی از همکاران دانشگاهی خود، پژوهشی را درباره پایداری زناشویی در ایران معاصر انجام دادهاند. این پژوهش که به بررسی فراتر از شباهتهای ظاهری و ساختاری زوجین میپردازد، تلاش کرده است عوامل تعیینکننده دوام زندگی مشترک را در شرایط امروز جامعه ایران شناسایی کند. محققان در این مطالعه، به جای تمرکز صرف بر شباهتهایی مانند تحصیلات یا مذهب، به مجموعهای از ویژگیهای فردی، رفتاری و سبک زندگی زوجین توجه کردهاند.
این تحقیق به روش کمّی انجام شده و پژوهشگران از دادههای موجود در پیمایش ملی طلاق استفاده کردهاند؛ پیمایشی که در سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ در سطح کشور اجرا شده بود. در این روش، دادههای گردآوریشده قبلی دوباره تحلیل میشود تا بتوان از آنها برای پاسخ به پرسشهای جدید پژوهشی استفاده کرد. استفاده از دادههای ملی این امکان را فراهم کرده است که نتایج مطالعه، تصویری کلیتر و فراگیرتر از وضعیت زناشویی در میان گروههای مختلف اجتماعی و فرهنگی ایران ارائه دهد.
یافتههای پژوهش که در فصلنامه «مطالعات اجتماعی ایران» وابسته به انجمن جامعهشناسی ایران منتشر شدهاند، نشان میدهند برخلاف تصور رایج، همسانهمسری، یعنی شباهت زن و شوهر در ویژگیهایی مانند تحصیلات، مذهب، قومیت یا سن، نقش بسیار محدودی در پایداری زناشویی دارد. در مقابل، عوامل فردی مانند سطح تحصیلات، سن، جنسیت و وضعیت اشتغال، و همچنین رفتارهای روزمره و سبک زندگی، تأثیر پررنگتری بر دوام زندگی مشترک دارند. برای مثال، نحوه استفاده از اینترنت و شبکههای اجتماعی، شیوه تقسیم کار خانگی و میزان زمانی که زوجین خارج از خانه میگذرانند، از جمله متغیرهایی بودهاند که ارتباط معناداری با پایداری ازدواج نشان دادهاند.
در بخش نتیجهگیری نیز تأکید شده است که در جامعه در حال گذار ایران، شباهتهای ظاهری یا ساختاری میان زوجین الزاماً تضمینکننده دوام ازدواج نیست. برخلاف دیدگاههای سنتی، مشارکت اقتصادی زنان و نانآوری دو سویه در خانواده، تأثیر مثبتی بر پایداری زناشویی داشته است. این یافته نشان میدهد خانوادههایی که هر دو نفر در تأمین اقتصادی نقش دارند، در مجموع از ثبات بیشتری برخوردارند و فشارهای مالی و نابرابریهای اقتصادی کمتری را تجربه میکنند.
از نظر محققان، این پژوهش باور رایج در فرهنگ عمومی را که شباهت بیشتر میان همسران را عامل اصلی کاهش تعارض و طلاق میداند، به چالش میکشد. نتایج نشان میدهند اگرچه همسانهمسری در برخی موارد میتواند اثر مثبتی داشته باشد، اما در مقیاس ملی و در شرایط اجتماعی امروز ایران، نقش آن محدود است. تغییرات ارزشی، گسترش آموزش عالی، افزایش آگاهی حقوقی و تحول در سبک زندگی باعث شدهاند که افراد بیش از گذشته به کیفیت رابطه، رضایت عاطفی و برابری در زندگی مشترک توجه کنند.
نقل از ایسنا، همچنین نقش رسانهها و شبکههای اجتماعی بهعنوان یکی از عوامل جدید و تأثیرگذار برجسته شده است. استفاده گسترده از این رسانهها، حتی با در نظر گرفتن سایر عوامل فردی، با کاهش پایداری زناشویی همراه بوده است. در مقابل، تقسیم منصفانه نقشهای اقتصادی و مشارکت زنان در بازار کار، عاملی تقویتکننده برای دوام ازدواج معرفی شده است.
این نتایج نشان میدهند سیاستهای فرهنگی و اجتماعی، اگر بخواهند به تقویت نهاد خانواده کمک کنند، باید بر آموزش مهارتهای ارتباطی، سواد رسانهای، برابری جنسیتی و حمایت از اشتغال پایدار زنان تمرکز داشته باشند.

