این جستار به پاسداشت مقام علمی و اخلاقی شهید دکتر سیدکمال خرازی، بنیانگذار پژوهشکده علوم شناختی به نگارش درمیآید.
به گزارش سیناپرس، در نگاه نخست و کلان، خداوند کریم به همه موجودات خود علاقه دارد و هرپدیده را به اندازه ظرفیتش هدایت می کند.
در میان موجودات، خدای حکیم، به دلیل برخوردار بودن “انسان ” از قدرت دانایی و توان شکوفا ساختن و رشد شخصیتی و معرفتی، او را از دیگر موجودات ممتاز ساخت و به وی شرافت بخشید. از مهمترین شاخصهای امتیازدهی در میان انسانها نسبت به یکدیگر نیز، به ویژه از دیدگاه عرفانی، میزان تقرب، چشیدن تجربههای ربانی، رسیدن به مقام شهود و زیست عاشقانه با حقتعالی بهشمار میآید.
در نظام اندیشگانی دینی هم اگر این اراده تقرب به فداکاری در عمل بینجامد ” و آمنوا ” به “عملوا الصالحات ” منتج شود، آن شهود عرفانی در قالب داد وستد جان و مقام عالی شهادت در مسیر تعالی ارزشهای الهی، صیانت از اولیای حق، شرافت انسانی، گاه میهنی، عدالتخواهی، اعزاز کرامت انسانها، حریم خاک بندگان فرهیخته و صالح معبود و…جلوه و ظهور پیدا میکند.
گاه بهنظر میرسد به گونهای رازآمیز در میان بندگان صالح نیز خداوند سری نهاده که خود، تخصیصا، مشتری خاص و دلبرانه برخی اولیا و صلحا میشود که ظاهرا قرار نبوده شهید بشوند اما به دلیل لیاقت و شایستگی و رسیدن به مقام قرب خاص، با شهادت در جایگاه ویژه و نزد خود حق تعالی ماوی میگزینند.
شاید بتوان حمزه سید الشهدا (ع) را یکی از مصادیق آن فهم کرد و البته وفق برخی تفاسیر قرآن مجید، صراحتا امام علی ع را میتوان در لیله المبیت از کسانی دانست که حضرت حق مشتری خاص آنان شده بود. “و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله…”
از چشم حقیر که همواره از انوار وجود استاد دکتر سید کمال خرازی التذاذها داشت، ایشان را باید در زمره یکی از مفاخر به شمار آورد که خود خدا مشتری خاص وی شد و او را آنگونه که خواست با کمال عزت، دانشمندی، نگرش راهبردی عظیم، حفظ وجهه مردمی، فداکاری و استواری در راه آرمان وطن، دفاع از همه شئون صیانت سرزمینی، منطق، دانش، اخلاق، وارستگی، در نهایت اخلاص و صفا با خود به ملکوت اعلی برد.
هفته گذشته در بهشت زهرا، شاهد شکوه مردمی بودن و آرمیدن در کنار همسر شهیده به دست اشقی الاشقیا در کنار مزار دیگر شهیدان مردمی بودیم و این هفته در مجلس ختم، یکی از بینظیر ترین جلسات ترحیم را نظارهگر شدیم گویی وجدان فرهیختگان ایران یکجا تجسم پیدا کرده بود و یک ایران، در جستجوی کمال جمع شده بودند. قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز.
آیا چند شخصیت در جهان و ایران میتوان پیدا کرد که چنین ویژگیهای دیریاب را با هم داشته باشد؟ دانشمندی تراز اول، پیشرانی در مرزهای دانش، آگاهی به امور جهان، ژرفنگری در امور داخلی بانگاهی پیوسته ایجابی برای حل مسائل کشور و… را یکجا در خود جمع کرده باشد.
وزیر خارجه کشور بزرگ ایران در دوران موفقترین دولتها، و سمتهای بسیار بزرگ ملی پس از آن، امین همگان، محبوب خاص وعام، با زندگی بسیار پاک، سلوک پاکیزه، خدمت بیادعا و منت، مجاهدت خالصانه، بی ریا و عاشقانه و به دور از شعارزدگی. انصافا صفت “شهید” چقدر زیبنده دکتر کمال خرازی بود و به کمال او افزود؟ و وی را چراغ راه تحصیل کردگان و روشنفکران ایران برای خدمت به وطن، ایران دوستی و الگوی مردمی ماندن و خدمت بیمنت و رفتن با سرافرازی در تقابل با دشمنترین افراد بشریت و قاتلان غزه و همسنگر طفلان میناب قرار داده است.
با زبان حافظ، متناسب با حال و هوای شهید خرازی جستار را به پایان ببریم.
در زلف چونکمندش ای دل، مپیچ کانجاسرها بریده بینی، بی جرم و بیجنایت
بیمزد بود و منت هرخدمتی که کردیم یارب مباد کس را مخدوم بیعنایت
ای آفتاب خوبان، میجوشد اندرونم یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
*حسینعلی قبادی، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس

