جنگ بهعنوان یکی از ویرانگرترین بحرانهای انسانی، پیامدهای عمیقی بر ساختار روانی، اجتماعی و خانوادگی جوامع میگذارد. در این میان، کودکان بهعنوان آسیبپذیرترین قشر جمعیتی، بیشترین تأثیرپذیری را از تنشهای جنگی تجربه میکنند.
به گزارش سیناپرس، این یادداشت، به بررسی ضرورت توجه ویژه بانوان به ارتقای تابآوری کودکان در دوران جنگ میپردازد، چرا که حضور روانی-احساسی مادر، بهعنوان اصلیترین عامل پیوند ایمن (attachment) در شکلگیری سازوکارهای مقابلهای کودک، نقشی حیاتی در کاهش پیامدهای آسیبزا و تقویت ظرفیتهای بازسازی روانی ایفا میکند.
جنگ نهتنها بهعنوان یک پدیده فیزیکی و نظامی، بلکه بهعنوان یک شوک چندبعدی اجتماعی عمل میکند که ساختارهای روانی، عاطفی و رفتاری را در نسلهای مختلف، بهویژه کودکان، دگرگون میسازد. مطالعات روانشناسی جنگ نشان میدهد که کودکان در معرض خشونت، گسستگی خانوادگی و بیثباتی محیطی، بیشتر در معرض اختلالات استرس پس از سانحه (PTSD)، اضطراب، افسردگی و مشکلات سازگاری اجتماعی قرار دارند.
در این میان، خانواده بهعنوان نخستین کانون ایمنی روانی عمل میکند و مادر بهعنوان محور اصلی این کانون، نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به تابآوری فرزندان دارد. بر اساس نظریه پیوند ایمن (Attachment Theory) و نظریه بولبی، وجود یک مراقب پاسخگو و پایدار، بهویژه مادر، شرط لازم برای شکلگیری پیوند ایمن است.
کودکانی که پیوند ایمن با مادر خود دارند، در مواجهه با تهدیدهای خارجی، از منبع امن روانی برخوردارند و توان بیشتری برای بازسازی و سازگاری نشان میدهند. در بحث چارچوب تابآوری اجتماعی-روانی، میتوان چنین گفت که تابآوری کودکان در جنگ، محصول تعامل عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی است.
در این میان، «حمایت عاطفی مادرانه» بهعنوان یک عامل محافظتکننده (protective factor)، توان کودک در مدیریت استرس و سازگاری با شرایط دشوار را تقویت میکند. در این میان به نقش مادر بهمثابه واسطه تنظیم هیجانی میتوان اشاره داشت؛ مادران نهتنها تامینکننده نیازهای مادی کودکان، بلکه تنظیمکننده اصلی هیجانات آناناند. در شرایط جنگ، این توانایی مادر در همدلی، شنیدن و بازآفرینی معنا از تجربههای کودک، به کاهش اثرات آسیبزا و تقویت احساس امنیت کمک شایانی میکند.
*زهرا حسیننژاد، مشاور امور بانوان و عضو هیئت علمی دانشگاه علم و فرهنگ

